بــــــا گلرخان بگوييد ما را به خود پذيرند
از عــــــــــاشقان بيدل، همواره دست گيرند
دردى است در دلِ ما، درمان نمى پذيرد
دستى به عاشقان ده، كـز شوقِ دل بميرند
پـــــا نه بــــه محفلِ ما، تاراج كن دل ما
بنگـــــــر به بــــاطل ما، كز آب و گِل خميرند
ســـوداگرانِ مرگيم، ياران شاخ و برگيم
رنـــــدان پا بــــــــرهنه، بر حال ما بــــــصيرند
پاكند مىفروشان، مستانِ دلخروشان
بــــربسته چشم و گوشان، پيران سر به زيرند
بــردار جام مى را، جم را گذار و كى را
فــــــرزند مـــــاه و دى را، كاينان چو ما اسيرند
#امام_خمینی
نفس کشید و دمش انقلاب برپاکرد
به شب نگاه نمود آفتاب برپاکرد
به زیر سایهی ابروش آبرو پاشید
زمین خفته ز غم را ز خواب برپاکرد
به لاالهِ خود اسلام شرق و غرب زدود
به ذکرِ حقِّ خود اسلام ناب برپاکرد
نزول کرد و دل از عشق او لبالب شد
عروج کرد و غمی بیحساب برپاکرد
پس از تو حضرت ماه آفتاب روشن شد
نفس کشید و دمش انقلاب برپاکرد
#دلاوار
هنوز این کوچهها این کوچهها بوی پدر دارد
نگاه روشن ما ریشه در باغ سحر دارد
هنوز ای مهربان! در ماتمت هر تار جان من
نیستان در نیستان، زخمههای شعلهور دارد
نمیگویم تو پایان بهاری؛ بعد تو امّا
بهار عیش ما لبخند از خون جگر دارد
اگر خورشید رفت، این آسمان خورشید میزاید
اگر خورشید رفت، این آسمان قرص قمر دارد
در این بازار، عاشقتر کسی کز خود نمیگوید
همیشه مرد کمگو دردهای بیشتر دارد
مخواه از نابرادرها که یار و مونست باشند
عزیز مصر بودن، یوسف من! دردسر دارد
دو روزی مهربانا! غربت ما را تحمّل کن
میآید آن که از درد تمام ما خبر دارد
#علیرضا_قزوه