eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
388 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مادربزرگ عطر برنج شمال بود کم بود نان سفره اش اما حلال بود در دست های ظرف گل سرخی اش مدام یک قاچ سیب و چند پر پرتقال بود یادش بخیر! آمدن از خانه ی عزیز بی پاکت نخودچی و کشمش محال بود با او همیشه قصه و سوغاتی و غزل با او به قول ما نوه ها عشق و حال بود غیر از علی نبرد به لب نام دیگری پیشش پدربزگ، تمام و کمال بود مادربزرگ پیش خدای بزرگ رفت او مرد؟ این همیشه برایم سؤال بود "هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق" او هست، خواجه! شعر تو شاهدمثال بود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آدمی هرچند عاقل، باز غافل می شود تور و ماهیگیر باشد ، آب هم گِل می شود ساده می گویم ، نیازی نیست پیغمبر شوی تو «خودت» باشی ، به قلبت وحی ، نازل می شود کج شده راهت اگر در زندگانی ، غم مخور... قبله هم ، گاهی به چپ یا راست ، مایل می شود تَرکِ خود کردی، شکستی، چاره جز برگشت نیست چون نمازی که به شهر خویش ، کامل می شود گر زمین هم خورده ای، در کار خِیرت ، حق نخور روزه هم با خوردن افطار ، باطل می شود خشک بودن ، اقتضای شاخه های مُردنی است گرچه آتش ، چوبِ تَر را نیز ، شامل می شود زندگی یا زنده گی؟ اصلا بیا صحبت کنیم حرف اگر باقی نماند ، مرگ حاصل می شود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ای پر از عاطفه در قحط محبت با من کاش می شد بگشایی سر صحبت با من هیچ کس نیست که تقسیم شود در اینجا درد تنهایی و بی‌برگی و غربت با من از خروشانی امواج نگاهت دیریست باد نگشوده لبش را به حکایت با من خواستم پر بزنم با تو به معراج خیال آسمان دور شد از روی حسادت با من بعد از این شور غزل‌های شکوفا با تو بعد از این مرثیه و غربت و حسرت با من گرچه کوچیدی از این باغ ولی خواهد ماند داغ چشمان تو تا روز قیامت با من
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
جانا به جز از عشق تو دیگر هوسم نیست سوگند خورم من که بجای تو کسم نیست امروز منم عاشق بی مونس و بی‌یار فریاد همی خواهم و فریاد رسم نیست در عشق نمی‌دانم درمان دل خویش خواهم که کنم صبر ولی دست رسم نیست خواهم که به شادی نفسی با تو برآرم از تنگ دلی جانا جای نفسم نیست هر شب به سر کوی تو آیم متواری با بدرقهٔ عشق تو بیم عسسم نیست گویی که طلبکار دگر یاری رو رو آری صنما محنت عشق تو بسم نیست
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ناز کن، عیبی ندارد! نازنین‌تر می‌شوی با غمِ این روزهای من عجین‌تر می‌شوی آتشی هستی که وقتی گُر بگیری در دلی، از دل آتشفشان هم آتشین‌تر می‌شوی لحظه‌ی لبخند، مانندِ... شبیهِ.... مثل یک... وایِ من ... اصلا ولش کن... نقطه چین‌تر می‌شوی خنده وقتی روی لب‌های تو جا خوش می‌کند باز هم از آنچه هستی دِلنشین‌تر می‌شوی گرچه من با نازِ چشمانِ تو ویران می‌شوم ناز کن، عیبی ندارد ، نازنین‌تر می‌شوی