eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
392 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گاهی احوال مرا ای جان جانانم بپرس یک خبر از روزگار نابسامانم بپرس راه گم کن یک شبی ای رونق هفت آسمان از پلنگ زخمی ات ای ماه تابانم بپرس چون صدف پروردمت ای گوهر یکدانه ام حال مروارید را از دُّرِ غلطانم بپرس حالت بارانی چشمان ابری مرا از غم و اندوهِ آه و اشک لرزانم بپرس درد مدفون در غزلهای سیه پوش مرا گر نداری باور از اشعار سوزانم بپرس باز بارانی است اقلیم قلم، در وصف تو از هجاهای تَرِ با وزن هجرانم بپرس گنج عشقت را نهان در سینه دارم تا ابد بعد از این حال مرا از قلب ویرانم بپرس ‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
[Iran1Music.Com]4_5927025100061672636.mp3
زمان: حجم: 13M
: محبوب زیبا : طاهر قریشی آهنگساز: نیما هاشم‌پناه : امید اسکندر : امین فیض پور : نوید اسکندر : نیما هاشمپناه حال دل تون خوب کانال ایتایی ادبـــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهر به شهر، کو به کو در طلبت شتافتم خانه به خانه، در به در جُستمَت و نیافتم آه که تار و پودِ آن رفت به باد عاشقی جامه تقویی که من در همه عمر بافتم بر دل من زبس که جا تنگ شد از جداییَت بی تو به دست خویشتن سینۂ خود شکافتم از تَف آتشِ غمم صد ره اگرچه تافتی آینه‌سان به هیچ سو رو ز تو برنتافتم یک ره از او نشد مرا کار دلِ حزین روا هاتف ! اگرچه عمرها در ره او شتافتم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ای کاش به جای شعر این دفعه مستقیم... یعنی بگویم عشقِ منی از همان قدیم... اصلا بدان که از همان اول عزیز من... یعنی همان اول شما را دوست... بگذریم! نه! گوش کن بگذار از اول بگویم که... آخر شما... یعنی که بی تو حال من وخیم... نه نه! ببین وقتی که هستی در کنار من... هی می وزد در شعر من، در قلب من نسیم...! ای کاشکی خدا تورا، یعنی کمی فقط... یعنی خدای مهربان، بخشنده و کریم... در سرنوشت من تو را، من را به طالعت... آخر نه که عشقی! نه که در شعر من سهیم... هستی! ولی اصلا محال است اینکه با شما یعنی تُو هم، یعنی مرا خب دوست... بگذریم!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نرگس مردم فریبی داشت شبنم می فروخت با همان چشمی که می زد زخم مرهم می فروخت زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر داشت یوسف را به مشتی خاک عالم می فروخت زندگی این تاجر طماع ناخن خشک پیر مرگ را همچون شراب ناب کم کم می فروخت در تمام سالهای رفته بر ما روزگار شادمانی می خرید از ما و ماتم می فروخت من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه ها گلفروش ای کاش با آنها مرا هم می فروخت