با ياد شانه های تو سر آفريده است
ايزد چه قدر شانه به سر آفريده است
معجون سرنوشت مرا با سرشت تو
بی شک به شكل شير و شكر آفريده است
پای مرا برای دويدن به سوی تو
پای تو را برای سفر آفريده است
لبخند را به روی لبانت چه پايدار
اخم تو را چه زودگذر آفريده است
هر چيز را كه يک سر سوزن شبيه توست
خوب آفريده است ـ اگر آفريده است ـ
تا چشم شور بر تو نيفتد هر آينه
آيينه را بدون نظر آفريده است
چون قيد ريشه مانع پرواز می شود
پروانه را بدون پدر آفريده است
می خواست کوره در دل انسان بنا کند
مقدور چون نبود، جگر آفریده است
غير از تحمل سر پر شور دوست نيست
باری كه روی شانه هر آفريده است
#غلامرضا_طریقی
@sherohel
اگر به شنیدن *شرح مثنوی مولانا* به زبان ساده علاقهمندید، سلسله پادکستهای خانم دکتر شکری رو در کست باکس از دست ندید.
لینک قسمت دوم(شروع مطالب اصلی)
https://castbox.fm/vb/609447775
@sherohel
در بینهایت است که شاید به هم رسند
یک روز این دو خط موازی در امتداد
#حسین_منزوی
@sherohel
شاید در طول روز بتوانی
به بعضی چیزها بیاعتنایی کنی
اما شب
داستان فرق میکند.
@sherohel
بگذار گره را از کلامم بردارم
تمام کلمات ثقیل را دور بریزم
ساده و بی واسطه
و به لهجه شیرین انجیرکوهی برایت بگویم
به لهجه محلی باران های موسمی
بگذار یک عالمه ابری را که در گلویم چپاندهام
مثل کودکی دبستانی قورت دهم
و بعد صدایم را صاف کنم و با تمام توانم
"آن هجای خونین را تکرار کنم"
بگذار بیخیال گزاره های شرم باشم
بگذار دستم را دراز کنم و بگویم بیا
درست روی همین نقطهای که من ایستادهام
اینجا جای خوبیاست
برای شاعر بودن
برای رصد هر آنچه که در دایره المعارف نگاه من
تفسیر دیگری دارد
بیا خودمان باشیم
و هی نترسیم از پریدن
از فراموشی
از هذیان ممتد بی کسی در این شهر خالی از طلوع
من از ترسیدن بیزارم
و ترس
نه برادر مرگ
که خود مرگ است
راستی، آن هجای خونین را نگفتم برایت؟!
بگذار بیواسطه بگویم
و بیمقدمه
"دوستت دارم"
نه یک هجا بیشتر و نه یک هجا کمتر
#فاطمهعباسی
@sherohel