چو آید رقص و دزدد ساق و گردد دور، نشناسم؛
ترنج از شَست و شَست از دست و دست از پا و پا از سر !
#جیحون_یزدی
@sherziba110
🌹🌹🌹
شانه کمتر زن که ترسم بشکند آن تار زلف
تار زلف توست اما رشته ی جان من است...
#نياز_اصفهانى
@sherziba110
🌹🌹🌹
🌹🌿🌹
جمال در نظر و شوق همچنان باقی
گدا اگر همه عالم بدو دهند گداست
غلام قامت آن لعبت قباپوشم
که در محبت رویش هزار جامه قباست
#حضرت_سعدی
@sherziba110
🌹 🌹 🌹
دعای
صبح و آه شب ،
کلید گنج مقصود ست
بدین
راه و روش میرو
که با دلدار پیوندی ...
#حافظ
@sherziba110
🌹 🌹 🌹
در گوشه ی ویرانه ی غم ، در بدری ما را بس
از خنده ی مستانه ی تو ، مختصری ما را بس
ننوشت نگارنده ی تقدیر به جز نا کا می .
از خرمن انبوه نگا هت ، نظری ما را بس
درآتش فرقت همه شب تا به سحر میسوزم ،
از کوی خیالم توشبی چون گذری ما را بس
خو اهم که بنوشم قدحی ، تلخ ترازتلخی غم
هر شب چو ز کویت گذرم ، بی خبری ما بس
عیشت صنما باد به اغیار دلم ارزانی
گر مرغ دلم را ، بر گلزار بری ما را بس
از شهر به شهری ببرم محمل رسوایی را
در بزم رقیبان نکنی پرده دری ما را بس
دل را بدهم ، جان مرا نیز ، اگر بستانی
از عشق تو در دفتر و دیوان اثری ، مارا بس
می را دگری نوشد و من ، خون جگر می نوشم ،
از حضرت عشق ، خون دل و ، چشم تری ما را بس .
ای یا ر جفا پیشه چو دانی ز غمت ، می میرم ،
با تکیه به تابوب ، قدمی ، همسفری ما را بس
#کرج اسفند نود و هشت
#رسول_موحدی
@sherziba110
🌹🌹🌹
گـُفتی ز ناز : بـیش مـَرنجان مــرا بــرو
آن گفتنـت کــه بیش مَـرَنجانـم آرزوسـت
وان دفع گفتنت که : برو شه به خانه نیست
وان نـاز و بـاز و تـُنــدی دَربانـم آرزوسـت
#مولانا
@sherziba110
🌹🌹🌹
برگ سبز 2
دلم خون شد دلارامی نیامد
مرا تسکین آلامی نیامد
چراغ عمر شد کم نور اما
از آن گمگشته پیغامی نیامد
تو از حال دل یاران گواهی
تو امید دل هر بی پناهی
به مشتاقان کویت از محبت
نگاهی کن نگاهی کن نگاهی
غم عشق ترا با جان خریدیم
ملامت ها ز بدخواهان شنیدیم
ولی با این همه رنج و مرارت
براهت دوخته چشم امیدیم
تو جان آفرینش را قراری
تو پائیز مریدان را بهاری
چه خوش باشد که صبح جمعه ای را
بروی چشم یاران پا گذاری
تو ای آرامش دل ها کجائی
الا ای شمع محفل ها کجائی
گره در کارم و دلخسته و زار
الا حلال مشکل ها کجائی
مران ایدوست از خود آشنا را
نگاهی گاه گاهی بی نوا را
پی دیدار سیمای تو ایدوست
همیشه دوست دارم جمعه ها را
خوش آن روزی که جانان بازگردد
گل عشق و محبت باز گردد
رسد پائیز هجرانش به پایان
بهار همدلی آغاز گردد
مرا غیر از تو یاری آشنا نیست
دمی یاد تو از این دل جدا نیست
توباغ آفرینش را صفائی
جهان را بی گل رویت صفا نیست
#مقدم
@sherziba110
🌹🌹🌹
چه حال خوبيست
هواى دو نفره
دسته اى دو نفره
يك آهنگ دنج و
جاده يک طرفه
من باشم و تو باشى و
دوست داشتنى كه تمام نشود...
#امير_وجود
@sherziba110
🌹🌹🌹
زیر خورشید که میسوزاند
در چنین ظهری بیآب و علف
در بیابانی گرما زده، بیسایه و باد
لب جاده نمیدانم چندی است که را
منتظر مانده که آید مگر از جائی دور.
•••
لیکن آنها همه آرام و صبور
گوئی اندر تنشان چشمۀ سردی است روان
اندر این وقت که هر سیم پیامآور نیز
تن رها کرده و میسوزد در این دوزخ
بی که آهی ز دلش خیزد یا پیغامی.
•••
من جدا میشوم از آنها فریاد زنان
میگریزم سوی جائی که نمیبینم- چشمم گریان-
جائی اندر اعماق
نفسم تفته لبم خون ریزان
پای تاول زده قلبم سوزان
چیزی اندر سر من در همه مغزم جوشان
( آه، اما نه چنان چشمۀ سردی که در آنها دیدم)
پشت من همهمۀ و نعرۀ اشباحی چند
خوب میدانم، آنها
-: صبر کن دیوانه
بازگرد از دل آن صحرا بیمرز، بیآبادرهی، بیپایان
•••
گوش من میشنود زوزۀ تیری را گرم
آه، آخر به دل ظهری بیآب و علف
در تن من هم یک چشمه گشود
لب پر نغمۀ خویش
آب آن سرخترین آبی، پرشور و لزج
لیک با گوش من از همهمۀ گرما پر
هست از جاده صداهائی پیغام رسان
مرده اندر پی من دیگر آن شومترین بانک که آنها را بود
(صبر کن دیوانه
(بازگرد از دل آن...)
آن صدا اما چیست؟
#بهرام_صادقی
@sherziba110
🌹🌹🌹
کدام کلمه
کدام چشم
کدام راه
مرا به حقیقت پیوست؟
وقتی ابهام و هیاهو سراسر جهان را
گرفته است!
تنها یک چیز بود
و آن زیبایی صحرایی گلی زرد بود
که دختر سبز چهرهی بلوچ
بر گیسو آویخته بود
در گرما گرم مردادی سخت…
#فانوس_بهادروند
@sherziba110
🌹🌹🌹
[در رثای مقام شامخ شهدای غواص]
امشب همه در فکر فرورفتن آبند
گویا خبری هست در این ساحل نمناک
پیراهن یوسف زده از چاه برون یا
عطری ز تن خطشکنی سر زده از خاک
اینجا چقدر بوی طراوت دهد انگار
صدها طبق از سوسن تر زنده بگو راست
ای مردم طوفانزده آرام بیایید
انگار که دریای خزر زنده به گور است
حالا ز کدام آیه به لبهای تو جاریست
کز هر طرفی میشود آسان به تو پیوست
رسم است که با دست و دل باز دعا کرد
اما چه کنم حادثهای دست ترا بست
یک بار دگر حنجرهی سبز خدا باش
فریاد رهایی ز لب خسته قشنگ است
بشکن قفس فاصله را مرغ مهاجر
پرواز تو با بال به هم بسته قشنگ است
دریا به کجا رفته مگر وسعت روحت
این لحظه شدی با دل صخره برابر
نفریم به تو امروز چنین پیش دو چشمت
غواص شود در عطش خاک شناور
تاول زدهام جاده دگر خوب شناسد
آهنگ قدمهای پریشان شدهام را
جانم به گلو آمده کو هدهد عاشق
روحی بدمد جسم سلیمان شدهام را
لب بر لب انگشتر یاقوت کشیدی
شاید عطش تشنه لبی کم شود از تو
در مکتب ما تشنه لبی شرط نخست است
وقتی کمر آب روان خم شود از تو
دریا دل و خورشید رخ و زهره جبین بود
بیرنگترین آینه عشق خدا شد
از آن همه شد قسمت من تکه پلاکی
جانا بدنش سهم پلاک شهدا شد
ای قافله آرام که همراه تو باشد
آن صورت زیبا که غم از سینه رباید
هرروز سحر چشم به این جاده نشستم
با آب و گل و آینه شاید که بیاید
یکلحظه امانم بده ای محمل خوشدل
سیساله که از داغ غمش خواب ندارم
بگذار زیارت بکنم کاکل مویش
والله دگر بیش از این تاب ندارم
دلخوش به تو بودم که امیدم همه اینجاست
بگذار کمی باز کنم چفیه ز رویش
هرچند شکستند دل و قامت سبزش
یک بوسه زنم آه خدا زیر گلویش
دستی بکشم روی دو چشمان غریبش
تا درد دو چشمان ترم کم شود امروز
دیوانه شدم داغ نبینی ترحم کن
ای قافله بر حال من و این غم جانسوز
چون چشمه به خود پیچم و پس جوشم و گریم
نقاش بکش شکل مرا مثل کبوتر
تیری بنشان زیر گلویم که بریزد
خون از رگ دیوانه گیم بر تن دفتر
در هقهق مرغان سحر ناله هویداست
گلریز شقایق شده در دامن صحرا
ای عشق بده تاب و توانی که رسانم
مشکی ز دو چشمان ترم بر لب دریا
آنروز که دستان علمدار بریدند
تاریخ ولایت به علی بود ورق خورد
امروز که دستان ترا باز به هم بست
تکرار حمایت ز علی بود ورق خورد.
#علی_علیپور
@sherziba110
🌹🌹🌹
از برون خسٖته یاریم و درون رسته یار
لاجرم مست و طربناک و قوی بنیادیم
#مولانا
@sherziba110
🌹🌹🌹