eitaa logo
🇮🇷 ๛شیفتهــ
214 دنبال‌کننده
89 عکس
25 ویدیو
23 فایل
پراکندگی های به هم پیوسته. معنا در جست و جوی انسان. فلسفه در زندگی روزمره. ادبیاتِ برآمده از زخم های ‌واقعی🌚 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_vccktwk&btn=شیفته «دفترچه » https://eitaa.com/shifte530
مشاهده در ایتا
دانلود
«شیفته و ادبیات » ادبیات غرب، انسان را پرت می کند درون دنیای غرب، ادبیات شرق انسان را پرت می‌کند وسط دنیای شرق،و ادبیات ایران... چقدر عجیب ادبیاتی دارد و من مانده ام در میان آثار فاخر ایرانی، چرا بوبن بخوانیم ؟ چرا داستایوفسکی ؟ چرا کامو؟ آهان چون با کلاس تر است.چون دنیا بر مدار غرب است. اسلام ، و به عبارتی تشیع ایرانی نیزه بسیار بسیار عقب افتاده است... ناراحت می‌شوید اگر بگویم :«ادبیات مزخرف غرب؟ هنر مزخرف غرب؟ غرب تعفن زده ی آدمیزاد ؟» البته برای منِ آدم گریز بسیار طبیعی است که از غرب متنفر و در بین عطر هل و زعفران ایرانی غرق باشم و شهید مطهری و نهج البلاغه را ترجیح بدهم. بوی بهشت آزادگان ،بوی بهشت آزادگان، وطن من است. به دور از رقص و بدن نمایی و موسیقی کلاسیک و لباس های باکلاس و بالماسکه ی آدمیزادی، من گل و مرغ را دوست دارم،لیوان کمر باریک را ،غذای کم و سبک را ... من استدلال های شهید مطهری را می پسندم کلام امیرالمومنین را می بوسم. قرآن را بغل می گیرم.هر چند همه دنیا این ها را کم تر از خانه های مدرن مینمال بدانند. هر چند زنان پاشنه تق تقی را دوست تر بدارند .من چادر می پوشم و رو می‌گیرم و نماز می خوانم و سجاده ام را روی فرش پهن می‌کنم. من خجالت زده می‌شوم از چشم در چشم نامحرم خندیدن، این منم،یک دختر شیعه ی ایرانی، دور افتاده از آدمیت مدرن ... ๛شیفتهــ
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داشتم ریسمانم را می‌بافتم؛ یکی زیر، یکی رو. اصلاً حواسم نبود که از آسمان به زمین می‌آیم. دستش را دراز کرد: «ریسمان را رها کن! به دستانم چنگ بزن!» و من، بی‌توجه، ادامه دادم؛ یکی زیر، یکی رو. چند قدم مانده بود به زمین برسم، مضطرب صدا زد: «بافتن را تمام کن، پرواز کن! زمین جای تو نیست.» برای لحظه‌ای نگاهش کردم؛ و بعد… من سال‌ها، قرن‌ها، ماه‌هاست روی زمین نشسته‌ام. ریسمان می‌بافم؛ یکی زیر، یکی رو. ๛شیفتهــ
395.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک گروه فلسفی دارم ، اهل تفلسف بحث می کنن اونجا، رفتن یه سری بزنم حس کردم دارم خودمو می‌بینم، از دست من چی می کشید ...
« دم کرده ی رز سیاه را در قندانی میریزم تا با آن چای بنوشم، دم کرده ی رز سیاه با خارخاسک! » احساسات آدمی! حقیقتا نمی دانم منشأ آن دقیقا کجاست؛ اما، گاها چنان عمیق است؛ که هیچ چیز توان بیانش را ندارد از همین رو بشر، خودش را پرت می‌کند در فراسوی واقعیت ها، جایی میان «سوررئالیسم»، نوشته ها، تصاویر و مفاهیم صوری که فهم آن نیازمند نوعی شکست درآینه ی ذهن است؛ شکستی که باعث می شود بشر چیزی فراتر از واقعیت را ببیند؛ هنر، هنر در همین لحظه زاده می شود.
🇮🇷 ๛شیفتهــ
#قسمت_چهارم از داستانی که اگر حال داشتید بخونید... چشمان درشتی مشکی رنگ ،سری که کمی تیک داشت، و به
از داستانی که اگر حال داشتید، بخونید. بار دیگر ایمیل را زیر و کردم، او معتقد بود که من از بین تمام آن هایی که نامه هایش را خوانده اند، بهتر منظورش را می فهمم، البته من صرفا به خواندن نامه های او اکتفا نکردم؛ او بخشی از ماجرای در هم پیچیده ی نه چندان جالبی بود که در پیش داشتم. گربه‌ ی پرنده، کلاغ، کبوتر سفید، تمام کلمات این زن پر از نماد بود. انگار خوشش می آمد با ذهن خواننده بازی کند، او حرف می‌زد که کسی حرفش را نفهمد. یا شاید هم حرف می‌زد تا زبانی بسازد که فقط خودش بفهمد. شروع به تایپ می‌کنم؛ دقیقا از ادامه همان نامه ی نیمه کاره ی او… «گربه ی پرنده ،گفتی یک گربه ی پرنده داری، که گاهی شبیه به کبوتر های سفید رفتار می کند؟ بلا فاصله جواب می دهد؛ انگار منتظر بود؛ می دانست سوال بعدی من دقیقا چیست، چه می پرسم و چرا… گفتم گربه ی پرنده؟ بله او یک گربه ی پرنده است. گربه ی که می تواند تغییر چهره بدهد. مدام باید مواظب باشم، که میله های قفس را کج نکند؛ پر نزند و برود کله ی یک کلاغ دیگر را سوراخ کند؛ یا به فیل های باغ وحش حمله ور شود، چندباری روی سر بچه فیل های باغ وحش خراب شده بود، آنقدر روی سر آن ها غار غار کرده بود، که فیل ها از پا در آمده بودند. یکبار هم که موقع ناهار در قفس را باز گذاشته بودم و به او تاکید کرده بودن که مبادا از قفس خارج شود؛ آمدم و دیدم که یک ماهی کپور دزدیده و در حال خوردن آن است.تازه مدعی بود که ماهی خودش با پای خودش با او همراه شده؛ دیوانه! همه می دانند، هیچ ماهیی آب را بخاطر یک گربه ی پرنده رها نمی کند.» نفس عمیقی می‌کشم؛ دست هایم را پشت سرم قلاب می‌کنم؛ چشم هایم را محکم می بندم؛ بامزه... ๛شیفتهــ
« متن درون تصویر متعلق به دکتر علی شریعتی است. » پ.ن ) به جرعت می توان گفت:«علی همچنان غریب است؛ در میان کسانی که صرفا از او ذهنیت و احساسی دارند و خود را شیعه می‌دانند».
شیفته به سمت شیعه بودن فرار کن که تشیع کلید تمام رنج بشر است
.
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ و آن زمان را یاد آر که پروردگارت به فرشتگان گفت: به یقین جانشینی در زمین قرار می دهم. گفتند: آیا موجودی را در زمین قرار می دهی که در آن به فساد و تباهی برخیزد و به ناحق خون ریزی کند و حال آن که ما تو را همواره با ستایشت تسبیح می گوییم و تقدیس می کنیم. [پروردگار] فرمود: من [از این جانشین و قرار گرفتنش در زمین اسراری] می دانم که شما نمی دانید.