eitaa logo
🇮🇷 ๛شیفتهــ
214 دنبال‌کننده
89 عکس
25 ویدیو
24 فایل
پراکندگی های به هم پیوسته. معنا در جست و جوی انسان. فلسفه در زندگی روزمره. ادبیاتِ برآمده از زخم های ‌واقعی🌚 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_vccktwk&btn=شیفته «دفترچه » https://eitaa.com/shifte530
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷 ๛شیفتهــ
دنیای عجیبی داریم، این دنیای عجیب پر از نظریات گوناگونی ست که مانند صاحبانشان خاکستری اند، خاکستری ت
شاید باید برای نوشتن از نظریات و عقاید انسان و حتی اعمالش کمی بیشتر تعامل می کردم، کمی بیشتر در مسئله مقبولیت فرو میرفتم و کمی جزئی تر می‌نوشتم... واقعیت آن است که در شکل گیری باور های انسان و نظریاتی که بیان می کند و رفتار های او مسائل مختلفی دخیل است، که مقبولیت به طور عام، و شاخه های آن « مقبولیت فردی، اجتماعی، و ماورا طبیعی »به طور خاص تر مدنظر این نوشته است. من معتقدم انسان در انجام تمام کارهایش به دنبال مقبول واقع شدن است حتی اگر این موضوع را انکار کند؛ دست به اعمالی می زند؛ که مقبول قسمتی از جهان فردی، الهی یا اجتماعی اش قرار گیرد؛ که البته همیشه باب طبع بخش دیگری نیست. و حال این موجود دو پا باید تصمیم بگیرد که چگونه و چرا و در کدام بخش جامعه نیاز به مقبولیت خود را ارضا کند .... ๛شیفتهــ
از درخت های خیابان توت چیدم، زیر لب آواز خواندم، از پله ها پریدم، به پیر زن ها لبخند زدم با بچه ها بازی کردم، چه خیالیست که جنگ شد یا نشد زندگی همین است دوست من، رنج آن هم تا ابد گریبانمان را گرفته حداقل خود دست از گریبان خود بکشیم.... ๛شیفتهــ
نوشتن هم چیز جالبیست اتفاقا، یک روش تخلیه روح های زیادی سنگین است؛ روح هایی که هر چیزی را می بینند، از روی دلِ زمین بر می‌دارند، می گذارند روی دل خودشان، به خیالشان دل زمین سبک می‌شود؛ می نویسم از درد های زمینی که مادر تنهای همه ما بود؛ از روزی که خاکش را به ملک الموت داد تا آدم از بطنش متولد شود و این بار سنگین را به دوش کشید تا از میان هزاران فرزند ناخلف، خلفی بزاید که مصداق سرّ الهی باشد.. در آیه ی«قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ» چه رنج عظیمی می‌کشد مادر آبستن‌مان، در این اواخر حمل دردناکش.. و من می نویسم؛ می نویسم از آخرین روز های بارداریِ مادری که منتظر تولد فرزندش، تنها جهان فاضل تاریخ بشر است. ๛شیفتهــ
@ketabnayab (14).pdf
حجم: 2M
📓یک چیز به هر حال یک چیز است 🖊آلبرتو موراویا 📌برنده جایزه ادبی استرگا
تمرکز ندارم. می خواهم از آرمان ها بنویسم؛ از باور ها از باید ها ... چه می شود،به کجا بروم به کجا برویم که همه چیز آرمانی باشد، ظلم سوخته باشد و جان های پاک به یکدیگر لبخند بزنند، آه در کجای جهان آدم ها می‌توان چنین یافت. به گمانم که خصلت آدمیزاد بودن است؛ هرجا برویم ظلم را هم با خودمان می‌بریم، کشتاررا ، درد را، من از همان روز که چشمم خورد به آیه «وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ» ساعات طولانی را در آن تفکر کرده ام یعنی نه اینکه خود بخواهم نه! بشر مرا به فکر وا می دارد، دردی در من فریاد می‌کشد چه چیز، چنان ارزشمند است؛ که چُنان بهایی سنگین دارد؟ به کجا می‌رود این مسیر عجیب خلقت؟ به کدام نادانسته سفر می‌کنیم ؟ بند میزنم آیات را به هم «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‌ كَبَدٍ» و باز بند میزنم «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ» چه چیز میدانی پروردگارم چه چیز نهفته است در «إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ». کتاب تاریخ ذهنم را می‌بندم، کرکره مغز را هم پایین می‌کشم . و باز هم بی جواب می ماند «چه چیز نهفته است در این سرّ آفرینشت...» ๛شیفتهــ
50.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ازتون خواستم ناشناس بفرستید راجع به بزرگ ترین دغدغه هاتون سه تا چیز خیلی تو نوشته هاتون تکرار شده بود بی معنایی ، رشد ، فداکاری دومی بیشتر از همه تکرار شده بود راجع بهشون می‌نویسم. البته نه توصیه، صرفا تجربه شخصی چون من واعظ نیستم شیفته ام... «ناشناس همچنان سنجاقه برای شنیدن دغدغه‌هاتون»
«بانوان » من شما بانوان را به رهبری قبول دارم! اگر شما زن ها خوب شدید هم مرد ها خوب خواهد شد هم بچه ها سعادت و شقاوت کشور ها بسته به وجود زن است! «شهید سید علی حسینی خامنه ای»
انسان ۲۵۰ ساله.pdf
حجم: 3.2M
به نظرم برای شیعه شدن این کتاب یکی از بهترین هاست ...
شعبده باز عالمی بود. خوب کتاب می خواند؛ فنون وعظ را هم خوب می دانست. همه از حرف هایش منقلب می شدندو گر می‌گرفتندکه پرواز کنند و اوج بگیرند، او هم محصور بود، یک حصر ذهنی خود ساخته در بین آن چیز هایی که آموخته بود. تکرار مکررات می کرد. تکرار، تکرار تکرار، از او پرسیدند پرفسور در این مدت تحصیل چه آموختی؟ صورتش بر افروخت گوش هایش سرخ شد و بعد با تندی گفت :« هر آن چیز که تو توانایی آموختنش را نداشتی!». بعد سر کچلش را خاراند، شکم بزرگش را به جلو کشید و هن هن کنان دیگران را ترک کرد تا در خلوت خویش عالم تر شود! عالم به چیزهایی که ما، توانایی آموختنش را نداشتیم... ๛شیفتهــ
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلبر ما ز هر کسی حُسن فزون تر آورد بر نظر دو دیده اش کفر به جود آورد ما نمک گیر شدیم زیر ضریح این آقا، جدی میگم یک جوری نمک گیر و جلد خونه‌اش شدیم که اگه همه استدلال های منطقی عالم بر علیه این خانواده باشه از نظر شیفته تمام استدلال های منطقی دنیا اشتباه است و بس... ๛شیفتهــ