🇮🇷 ๛شیفتهــ
📕 یادداشت های پنج ساله 🖌•گابریل گارسیا مارکز
مثلا راجب رمان میشه اینو خوند
و بعد راجبش حرف زد
گاهی با خودم فکر میکنم که حزن هم چیز خوبیست؛ انسان حزین بیشتر فکر میکند، بیشتر می اندیشد و بیشتر تلاش میکند که بفهمد و یا بلعکس ، انسان اندیشمند است که درگیر حزن است اما هرچه که هست. معتقدم حزن و فهم رابطه تنگاتنگی با یک دیگر دارند ؛ رابطه ای که شخصاً نمیدانم کدام علت دیگریست .
๛شیفتهــ
#چگونه_فلسفه_بخوانیم
خواندن فلسفه را از کجا شروع کنیم؟
راستش را بخواهید من فیلسوف نیستم
استاد هم نیستم ...
اما به عنوان یک بچه ی که کمی فلسفه خوانده می خواهم بگویم خواندن فلسفه را از جوجه رنگی ها شروع کنید ، از دیواری که کمی گچ هایش ریخته. ، از در زنگ زده از کرفس ها و از مداد های رنگی از هر آن چیزی که دیگران بدیهی می دانند ، فلسفه خواندنی نیست یافتنی است و شاید ساختنی فلسفه نوع تفکر شماست نه چیز های که در کتاب ها می نویسند ...
๛شیفتهــ
#خاطرات_هم_صحبتی
با شخصی راجب فلسفه ورزی صحبت می کردیم. برایش نقل قولی کردم از یک فیلسوف غربی آن را تحسین کرد ، شروع کرد به تمجید و کیف کردن، در همین حین دیدگاه کامل تری را مطرح کردم. که به اندازه دیدگاه اول مطرح نبود؛ تعجب کرد پرسید:« دقیقا چطور است که این دیدگاه کامل تر در بین مردم رایج تر نیست؟چرا کسی به آن اشاره نمی کند؟» و پاسخ این بود:«آدم ها شیفته نام ها می شوند و نه حقیقت ها ...»
๛شیفتهــ
خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد
آرزومند نگاری به نگاری برسد
لذت وصل نداند مگر آن سوخته ای
که پس از دوری بسیار به یاری برسد
نایب الزیاره همه دوستان هستم 🌷
@royesh1405
🇮🇷 ๛شیفتهــ
خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد آرزومند نگاری به نگاری برسد لذت وصل نداند مگر آن سوخته ای که پس ا
اینجا حرم ندارد. حریم امن ندارد که بعد کلاس با تمام خستگی ، گرسنگی و بی حوصلگی سوار بر قطار شهری خود را در آغوش صاحبش رها کنم ،باشد که کمی غم غریبیم تسکین یابد...
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرز عقیده و عمل
#مقدمه
انسان می توانند حتی با داشتن اندیشه ها و عقاید غنی رفتار هایی سخیف و زننده داشته باشد و بلعکس...
🇮🇷 ๛شیفتهــ
مرز عقیده و عمل #مقدمه انسان می توانند حتی با داشتن اندیشه ها و عقاید غنی رفتار هایی سخیف و زننده
در این مورد بسیار میشه حرف زد....
🇮🇷 ๛شیفتهــ
#چگونه_فلسفه_بخوانیم خواندن فلسفه را از کجا شروع کنیم؟ راستش را بخواهید من فیلسوف نیستم استاد هم
#چگونه_فلسفه_بخوانیم
«شالودهٔ زندگی تو چیست؟»
نمیدانم هرکدام از حرفهایی که میزنم بر اساس کدام دیدگاه و مکتب فکری است. راستش اصلاً برایم مهم نیست که دیدگاهم شبیه ملاصدراست یا ابنسینا، کانت یا شوپنهاور، نیچه یا سروش، یا حتی آن یکی آخوندی که نماز جماعت مسجد محل را برگزار میکند.
من معتقدم به فلسفهٔ شخصی؛ فلسفهای مختص به زندگی هر فرد. شاید هم اسمش فلسفه نباشد؛ نمیدانم. هرچه که هست، من معتقدم به تعداد انسانهایی که از مادر زاده شدهاند، فلسفهٔ شخصی برای حیات وجود دارد. شاید اینجا بتوان فهمید اینکه «هر انسانی خود بهتنهایی جهانی است» به چه معناست.
و مبنای شکلگیری این فلسفهٔ شخصی، یا بهعبارت دقیقتر زیرساخت و ریشهٔ زندگی هر فرد، چیزهایی ست که میبیند، میشنود، میخواند و با هر یک از ادراکات خود لمس میکند.
اما پرسش اساسی آنجاست که چرا زمانی که خوراک ذهن و جسم دو شخصیت متفاوت عیناً یکسان است، آنچه میزایند کاملاً متفاوت است؟
๛شیفتهــ