شاید مهمترین چیزی که میتوان به یک کودک آموخت، دانستنِ پاسخها نباشد؛ تواناییِ پرسیدنِ پرسشهای خوب باشد.
کودکی که میپرسد، فقط در جستوجوی یک پاسخ نیست؛ او دارد جهان خود را میسازد.
آموزش، اگر تنها به حفظکردنِ پاسخها محدود شود،ذهن را پُر میکند؛ اما پرسشهای خوب، ذهن را به اندیشیدن وامیدارند.شاید فلسفه از همینجا آغاز میشود؛ از لحظهای که کودک به جای پذیرفتنِ جهان، جرئت میکند دربارهی آن بپرسد.
«دیده اما نشنیده: اهمیت صدای کودکان»
جانا مور لون
قوری چینی بود؛ لبپر شده بود، توش گل کاشتیم، روش هم گل داشت. قوری چینی از پنجره بیرون رو نگاه میکرد، فکر میکرد قدرش رو نمیدونیم. حق داشت. پایین کوچه یه بساطی بود، تو قوری لبپر خودش چای دم میکرد. قوری لبپر ما هم پرید پایین که برسه به بساطی که توش چای دم کنن. خورد زمین، گلاش پرپر شد....