eitaa logo
پاسخ به شبهات|سعید سپاهی
4.3هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
1هزار ویدیو
285 فایل
ارسال شبهه @tadbir73 https://tadbirrr.blogfa.com/ هر سوال و شبهه ایی داری بدون تعارف بپرس
مشاهده در ایتا
دانلود
لب تشنه، ولی مستِ تماشای خدایم دل خسته، ولی غرقِ تمنّای خدایم اگر تیر، اگر داغ، اگر مرگِ مقدّر به این سینه سوگند، سراپای خدایم
از اعتراض تا اغتشاش ❇️ درد بازار، درد خود ماست. صدای اعتراضشان، صدای یک زخم واقعی است که اگر شنیده نشود، چرکین می‌شود. کسی نمی‌تواند و نباید این درد را انکار کند. اما همه ماجرا این نیست. این فقط لایه رویی یک بازی پیچیده و خطرناک است. حرف آقا (۱۴۰۴/۱۰/۱۳) دقیقاً همین بود: «حواستان باشد! دشمن آرام نمی‌نشیند.» این یعنی باید چشم‌ها را باز کرد و از پشت صحنه این اعتراضات، دست‌های پنهانی را دید که به دنبال ماهی گرفتن از این آب گل‌آلود هستند. ❇️ آقا یک خط‌کش به دست ما داد؛ خط‌کش بین «اعتراض» و «اغتشاش». این دو، دو دنیای متفاوتند. اعتراض، از دل «درد» می‌آید؛ اما اغتشاش، از اتاق فکر «دشمن» بیرون می‌آید. اعتراض، به دنبال «اصلاح» است؛ اما اغتشاش، به دنبال «انهدام» است. هنر دشمن این است که این دو را آنقدر در هم بیامیزد که دیگر قابل تشخیص نباشند. او از درد صادقانه یک بازاری که چک فردایش پاس نمی‌شود، به عنوان «سوخت» استفاده می‌کند و با «جرقه» رسانه‌هایش، آن را به آتشی برای سوزاندن کل کشور تبدیل می‌کند. ❇️ این همان استراتژی کثیفی است که سال‌هاست دارند اجرا می‌کنند: «سلاح‌سازی از مشکلات مردم». آن‌ها خودشان با تحریم، معیشت ما را هدف می‌گیرند و بعد وقتی صدای اعتراض مردم بلند شد، با ریاکاری تمام، لباس دلسوزی به تن کرده و همان اعتراض را بهانه می‌کنند تا فشار بیشتری بیاورند. این یک دور باطل و شیطانی است. ❇️ فرمایش آقا یک نقشه راه دو خطی بود. خط اول برای مسئولان: «آقای مسئول! درد مردم را بشنو! برای زخمشان مرهم بگذار! سریع، فوری، جهادی! نگذار این درد، بهانه‌ای برای دشمن شود.» این یعنی خشکاندن «سوخت» از دست دشمن. خط دوم برای ما مردم و نخبگان: «هوشیار باش! صف خودت را از آن اقلیت ساختارشکن جدا کن. نگذار از درد تو، برای نابودی فردای تو استفاده کنند.» این یعنی گرفتن «جرقه» از دست آتش‌افروزان. ❇️ این جنگ، جنگ پیچیده‌ایی است. جنگی که در آن، باید همزمان هم با سوءمدریت داخلی جنگید و هم با نقشه خبیثانه خارجی. و تنها سلاح ما در این میدان، همین «بصیرت» است؛ بصیرتی که بتواند صدای «درد» را از هیاهوی «دروغ» تشخیص دهد. ✍ منبع: ┄┅┅┅┅♦️TANIN♦️┅┅┅┅┄ @tanincenter_ir Tanincenter.ir t.me/tanincenter_ir
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی از دلایلی که باعث شد وارد آموزش پرورش و تدریس بشود، این بود که می‌گفت: تدریس برای جوانان و نزدیکتر کردن آنها به خدا و امام زمان ؛ نوعی جهاد است. 🕊
سلام وقت بخیر ببخشید سوالی داشتم بعضی ها میگن این انتخابات الکی برگزار میشه که مردم رو گول بزنن رئیس جمهور از قبل تعیین شده ست مثلا دور دوم احمدی نژاد که قبل از شمارش اعلام کردن در جوابشون چی بگیم سلام و وقت بخیر. ۱. تنوع ۱۸۰ درجه‌ایِ رئیس‌جمهورها اگر رئیس‌جمهور از قبل تعیین شده بود، باید همیشه افرادی با یک تفکر خاص و نزدیک به هم سر کار می‌آمدند. چطور می‌شود در یک سیستم «انتصابی»، یک بار خاتمی (اصلاح‌طلب) رأی می‌آورد، بعد احمدی‌نژاد (که کاملاً مخالف تفکر قبلی بود)، بعد روحانی (که شعار مذاکره داشت)، بعد رئیسی و حالا پزشکیان؟ این تغییرات سینوسی و چرخش قدرت بین جناح‌های مختلف که سایه هم را با تیر می‌زدند، بزرگترین دلیل است که «رأی مردم» تعیین‌کننده است، نه نظر نظام. اگر نظام می‌خواست انتصاب کند، چرا باید اجازه می‌داد دولتی سر کار بیاید که ۸ سال با سیاست‌های کلانش زاویه داشته باشد؟ ۲. ماجرای سال ۸۸ (احمدی‌نژاد) این ادعا که «قبل از شمارش اعلام کردند» یک شایعه و دروغ تاریخی است که تکرار شده. واقعیت: در سال ۸۸، فاصله آراء بسیار زیاد بود (۱۱ میلیون رأی اختلاف). در تمام دنیا وقتی اختلاف آراء در شمارش‌های اولیه خیلی زیاد باشد، نتیجه قابل پیش‌بینی است، اما «اعلام رسمی» همیشه بعد از شمارش نهایی بوده است. نکته مهم: سر صندوق‌های رأی، نمایندگان خود کاندیداها (حتی کاندیداهای معترض) حضور داشتند و پای صورت‌جلسات را امضا کردند. تقلب در مقیاس ۱۱ میلیون رأی، نیاز به هماهنگی صدها هزار نفر آدم دارد (معلم‌ها، کارمندها، پلیس و...) که عملاً و عقلاً محال است همه با هم تبانی کنند و لو نرود. ۳. هزینه برگزاری انتخابات اگر قرار بر انتصاب بود، چرا نظام باید این‌همه هزینه مالی و امنیت خرج کند و کشور را ماه‌ها وارد فضای ملتهب تبلیغاتی کند که در آن کاندیداها تندترین نقدها را به کشور می‌کنند؟ نظام می‌توانست مثل خیلی از کشورهای منطقه، نخست‌وزیر را انتصاب کند. وقتی انتخابات برگزار می‌شود و مناظره‌های زنده گذاشته می‌شود، یعنی خروجی صندوق برای حاکمیت مهم است و نمی‌داند چه کسی درمی‌آید. ۴. مجریان انتخابات کیستند؟ برگزارکنندگان انتخابات، آدم‌فضایی نیستند... همین معلمان، کارمندان بانک و اهالی محل هستند که سر صندوق می‌نشینند. تهمت تقلب سیستماتیک، در واقع توهین به صدها هزار نفر از مردم عادی است که امانت‌دار رأی هستند. خلاصه اینمه تغییر مداوم دولت‌ها با سلیقه‌های سیاسی کاملاً متضاد در طول ۴۵ سال، محکم‌ترین دلیل است که صندوق رأی نمایشی نیست. اگر نمایشی بود، قدرت همیشه دست یک گروه خاص می‌ماند و دست‌به‌دست نمی‌شد. ✍
سلام بزرگوار صبح وعاقبتتون ختم به خیر ان شاءالله ی سری افراد باتوجه به اغتشاشات اخیر و گرونی و......همه چیز رو گردن رهبر میاندازند ومیگن چرا دستور نمیده رییس جمهور عزل بشه؟ یا میگن چرا اون کسی ک برنج احتکارکرده رو اعدام نمیکنن و ازایندقبیل حرفها چطور جوابش بدم ک قانع بشه. که رهبر ی سری وظایفی داره ممنون میشم واضح باشه که به ادمی که سواد هم نداره متوجه بشه.سپاسگزارم سلام و رحمت‌الله. برای پاسخ به این فرد، چون تأکید کردید که باید «خیلی ساده و قابل‌فهم» باشد (حتی برای کسی که سواد ندارد)، نباید وارد بحث‌های پیچیده قانون اساسی شوید. باید از «مثال‌های روزمره» استفاده کنید. این ۳ نکته را با زبان ساده و مثال برایش توضیح دهید: ۱. مثال «صاحب‌کار و بنّا» (تفكیک وظایف) بهش بگو: «فرض کن تو می‌خوای یه خونه بسازی. نقشه خونه رو میدی به "مهندس ناظر" (که رهبره). اما پول، آجر، سیمان و کارگر رو میدی دست "بنّا" یا "پیمانکار" (که رئیس‌جمهور و دولته). حالا اگه بنّا دزدی کرد، یا دیوار رو کج چید، یا کارگرش تنبل بود؛ تقصیر مهندس ناظره؟ مهندس ناظر فقط می‌تونه تذکر بده و بگه "اینجا کجه، درستش کن". اما نمی‌تونه بیل رو از دست بنّا بگیره و خودش ملات درست کنه.. چون طبق قانون، اجرا و پول دست دولته. رهبر، مسیر رو نشون میده، ولی رانندگی و گاز و ترمز دست دولته.» ۲. احترام به «انتخاب خود مردم» (چرا عزل نمی‌کنه؟) بهش بگو: «اگه رهبر بیاد رئیس‌جمهور رو (که میلیون‌ها نفر بهش رأی دادن) با یه دستور برکنار کنه، میدونی چی میشه؟ همین مردم میگن: "دیکتاتوری شد.. پس رأی ما چی؟ چرا نذاشت منتخب ما کار کنه؟" رهبری به رأی من و تو احترام میذاره. میگه شما انتخاب کردید، پس باید صبر کنید تا دوره‌اش تموم بشه یا مجلس استیضاحش کنه. اگه رهبر دخالت کنه، دیگه سنگ رو سنگ بند نمیشه و هر روز باید یه رئیس‌جمهور عوض کنیم. ما باید یاد بگیریم موقع رأی دادن دقت کنیم، نه اینکه بعدش بگیم چرا رهبر کاری نمی‌کنه.» ۳. ماجرای اعدام محتکر (قانون جنگل نیست) بهش بگو: «در مورد اعدام؛ ببین ، مملکت قانون داره، "قانون جنگل" که نیست... رهبر که قاضی نیست بیاد حکم بده. دادگاه هست، قاضی هست، پرونده باید بررسی بشه. اگه قرار باشه هر کی گرون‌فروشی کرد رو فردا صبح اعدام کنن، که دیگه امنیت تو کشور نمی‌مونه. شاید اون فروشنده بدبخت خودش گرون خریده.....باید ریشه‌یابی بشه. رهبر بارها به قوه قضاییه گفته "با دانه درشت‌ها برخورد کنید"، اما این وظیفه قاضی و دادگاهه که حکم بده، نه شخص رهبر.» ✍
عرض سلام و خدا قوت با توجه به صحبت های امروز رهبرمون،چرا باز هم حضرت آقا دارن طرفداری می‌کنند از دولت؟کدوم تلاش رئیس جمهور ؟ به نظر من که رئیس جمهور داره تمام تلاشش رو میکنه که اوضاع بدتر بشه شرایط الان رو هم باید درک کرد ونباید متشنج کرد و آب توی آسیاب دشمن ریخت.ولی همه اش لاپوشانی لاپوشانی...تا کی..... سلام و رحمت‌الله. این «خشم و تعجب» شما کاملاً قابل درکه. وقتی آدم فشار رو می‌بینه و بعد می‌شنوه که آقا از دولت حمایت می‌کنه، ممکنه با خودش بگه: «نکنه صدای شکستن استخون‌های مردم به بالا نمی‌رسه؟» اما بلید ماجرا رو از «اتاق فرماندهی کل» ببینیم، نه از کف خیابان. زاویه دید رهبری با ما فرق داره. این ۳ تا نکته، پاسخ به اینه که چرا ایشون حمایت می‌کنن و چرا این «لاپوشانی» نیست، بلکه «حفاظت از سنگر» است: ۱. تفاوت «حمایت از شخص» با «حمایت از ساختار» رهبری از «شخص آقای پزشکیان» یا «عملکرد ضعیف فلان وزیر» دفاع نمی‌کنن؛ ایشون دارن از «ساختار اجرایی کشور در وسط جنگ» دفاع می‌کنن. تحلیل: ما الان وسط یک جنگ تمام‌عیار (امنیتی، ارزی و رسانه‌ایی) هستیم. در جنگ، دولت حکم «خاکریز اول» رو داره. اگر رهبر مملکت بیاد و دولت رو بکوبه یا تضعیف کنه، یعنی «پشت فرمانده‌ی میدان رو خالی کرده». نتیجه‌اش چی میشه؟ شیرازه امور از هم می‌پاشه، هرج‌ومرج میشه و دشمنی که منتظره (همون‌طور که خودت گفتی)، از همین شکاف وارد میشه. حمایت آقا، برای «سرپا نگه داشتن ستون خیمه» است تا آوار نشه، نه تایید گرونی‌ها. ۲. لاپوشانی نیست؛ «مدیریت صحنه» است اینکه فکر کنیم رئیس‌جمهور «عمداً» داره اوضاع رو بدتر می‌کنه، یه تحلیل خطرناکه. هیچ رئیس‌جمهوری دوست نداره منفور بشه. مشکل اینجاست: تیم دولت شاید «توانش» همینه، یا «نسخه‌های غلطی» داره اجرا می‌کنه. روش رهبری: روش آقا همیشه این بوده: «کمک کن ماشین راه بیفته، اگه کج رفت فرمون رو اصلاح کن، ولی ماشین رو پنچر نکن.» اگر آقا الان بیاد علنی دولت رو تخریب کنه، فردا دولت بهانه میاره که: «نذاشتن کار کنیم» رهبری حمایت می‌کنه تا «حجت تمام بشه» و دولت مسئولیت کارش رو بپذیره. این لاپوشانی نیست، این «بستن راه‌های فرار» برای مسئولینه. ۳. بازی در زمین دشمن (تکمیل پازل) دشمن الان تمام زورش رو زده که بگه: «حاکمیت دوپاره است؛ رهبر یه ساز می‌زنه، دولت یه ساز». حمایت آقا، دقیقاً «خنثی‌سازی پازل تفرقه‌افکنی دشمن» بود. دشمن می‌خواد ما بریزیم تو خیابون و دولت رو ساقط کنیم. رهبری با حمایتش میگه: «ما یکپارچه‌ایم، مشکلات هست ولی خودمون حلش می‌کنیم و اجازه نمیدیم شما از آب گل‌آلود ماهی بگیرید.» برادر عزیز، حمایت رهبری به معنای «راضی بودن از قیمت ماست و پنیر» نیست. به معنای اینه که: «در شرایط جنگی، تضعیف فرمانده وسط میدان (دولت)، خیانت به کل جبهه‌ست.» آقا داره دولت رو هُل میده که کار کنه، نه اینکه بخواد روی خرابکاری‌ها ماله بکشه. ما هم باید مطالبه‌گری کنیم، ولی نه جوری که «ستون» بشکنه و سقف بیاد پایین. ✍
سلام بزرگوار وقتتون بخیر بزرگوار چرا رهبر با اینکه در راس قدرت می باشد ولی به بهبود وضعیت اقتصادی کشور نمی پردازد چرا مسئولی که عملکرد ضعیف دارد را بر کنار نمی کند چرا امام خمینی می تونست ولی رهبر نمیتونه سلام و عرض ادب. سوالات شما دغدغه بسیاری از مردم است، اما پاسخ در "درک ساختار قانونی کشور" و "تفاوت شرایط تاریخی" نهفته است اگر قرار باشد رهبری هر مسئولی را که عملکردش ضعیف است شخصاً برکنار کند و خودش جای دولت تصمیم بگیرد، اولین کسانی که اعتراض می‌کنند همین منتقدان هستند که خواهند گفت: "پس نقش مردم چیست؟ چرا انتخابات برگزار می‌کنید؟ این که شد دیکتاتوری!" نمی‌شود هم خواهان دموکراسی و احترام به رأی مردم باشیم و هم انتظار داشته باشیم رهبری منتخبین مردم (رئیس‌جمهور و نمایندگان) را عزل کند. وقتی مردم دولتی را انتخاب می‌کنند، باید تا پایان دوره مسئولیت‌پذیر باشند و نتیجه انتخابشان را ببینند. رهبری "ناظر و سیاست‌گذار" است، نه "مجری". دخالت مستقیم در اجرا، یعنی ابطال جمهوریت نظام. این تصور که رهبری در "رأس قدرت اجرایی و اقتصادی" است، از نظر قانون اساسی غلط است. بودجه، نفت، بانک‌ها، مالیات، گمرک، مسکن و قیمت‌گذاری‌ها ۱۰۰٪ در اختیار دولت است. رهبری فقط اختیار نهادهای نظامی و امنیتی و سیاست‌گذاری کلان را دارد. آیا منطقی است که ابزار و پول دست دولت باشد، اما مسئولیت گرانی با کسی باشد که قانوناً حق دخالت در ریز اجرا را ندارد؟ مثل این است که به پیمانکار (دولت) پول بدهید خانه بسازد، اما وقتی دیوار را کج چید، مهندس ناظر (رهبری) را مقصر بدانید! مهندس ناظر فقط می‌تواند تذکر دهد و خط‌مشی تعیین کند، نمی‌تواند بیل دست بگیرد. مقایسه شما از نظر تاریخی دقیق نیست: اولاً: امام خمینی (ره) هم در بسیاری موارد (مثل ریاست جمهوری بنی‌صدر) تا زمانی که مجلس رأی به عدم کفایت نداد، او را عزل نکردند تا به قانون و رأی مردم احترام بگذارند. ثانیاً: دوران امام، دوران تاسیس و جنگ بود و ساختارهای قانونی هنوز کامل شکل نگرفته بود، لذا احکام حکومتی بیشتر بود. اما الان در دوران استقرار هستیم و همه چیز باید طبق قانون اساسی پیش برود. هنر رهبر انقلاب این است که حتی با دولت‌هایی که سلیقه ایشان را قبول ندارند، طبق قانون مدارا می‌کنند تا کشور دچار هرج‌ومرج و دیکتاتوری نشود. ✍
برادران و خواهران گرامی خداقوت لطفا همین الان بدون تعلل هر موردی رو خواستید از پیام های قبلی رو نشر بدید تا برسه به بقیه شاید کمی موثر باشد
⬅️ دکترین زینبی برای فرماندهی جنگ نرم در تحلیل واقعه عاشورا، اغلب بر حماسه «قیام» سیدالشهدا (ع) تمرکز می‌شود. اما نیمه دیگر و شاید پیچیده‌تر این نبرد، «جهاد تبیین» و «جنگ شناختی» پس از آن بود؛ جنگی که فرماندهی آن را یک زن بر عهده داشت: حضرت زینب کبری (س). بازخوانی سیره ایشان با عینک تحلیلی، یک «دکترین کامل» برای نقش زن در میدان نبرد نرم امروز را پیش روی ما می‌گذارد؛ دکترین ایستادگی، روایت‌گری و مدیریت بحران. اولین اصل در این دکترین، «مدیریت ادراک» در اوج بحران است. همانطور که رهبر معظم انقلاب در دیدار با پرستاران (۱۴۰۰/۰۹/۲۱) با شگفتی از آن یاد می‌کنند، وقتی ابن‌زیاد با شماتت، از شکست ظاهری سخن می‌گوید، حضرت زینب (س) با یک جمله، کل صحنه را معکوس می‌کنند: «مَا رَاَیتُ اِلّا جَمیلا» (هر چه دیدم زیبایی بود). این یک پاسخ احساسی نیست؛ این یک است. ایشان با این جمله، «شکست» را به «پیروزی»، «فاجعه» را به «حماسه» و «مرگ» را به «حیات ابدی» بازتعریف می‌کنند. این یعنی به دست گرفتن «چارچوب روایت» از دست دشمن و جلوگیری از مهندسی ادراک توسط او. این بزرگترین درس برای زن مسلمان امروز است: در برابر بمباران رسانه‌ایی دشمن که به دنبال القای یأس و بن‌بست است، اولین وظیفه، بازتعریف صحنه و روایت پیروزمندانه از دل سختی‌هاست. اصل دوم، «تهاجم به مرکز ثقل دشمن» در اوج قدرت ظاهری اوست. رهبر معظم انقلاب به جمله تکان‌دهنده حضرت خطاب به یزید اشاره می‌کنند: «کِد کَیدَکَ وَ اسعَ سَعیَکَ ... فَوَاللهِ لا تَمحو ذِکرَنا» (هر غلطی می‌توانی بکن... والله نخواهی توانست یاد ما را محو کنی) (۱۴۰۰/۰۹/۲۱). این، صرفاً یک رجزخوانی نیست؛ این یک به قلب مشروعیت و هیمنه دشمن است. ایشان در برابر قدرت سخت یزید، از «قدرت نرم ماندگاری در تاریخ» سخن می‌گویند و با این کار، پیروزی واقعی را از نو تعریف می‌کنند. این به ما می‌آموزد که در جنگ نرم، نباید از هیاهوی قدرت دشمن ترسید؛ باید با شجاعت، نقاط ضعف بنیادین و آسیب‌پذیری‌های هویتی او را هدف قرار داد. اصل سوم، «بیدارگری و ایجاد مسئولیت اجتماعی» در میان توده‌های غافل است. خطبه ایشان در کوفه، که به تعبیر رهبری، احتمالاً یکی از عوامل اصلی قیام توابین بود، یک مرثیه‌سرایی نبود؛ یک «کیفرخواست» و یک «تلنگر بصیرتی» بود. ایشان با سرزنش مردم کوفه («اَ تَبکون؟»)، «اشک» بی‌خاصیت آن‌ها را به «احساس گناه» و سپس به «اراده جبران» تبدیل کردند. این یعنی یک زن، می‌تواند با قدرت کلام و تبیین خود، یک جامعه خفته را بیدار کرده و آن را به یک نیروی کنشگر تبدیل نماید. ✍️ https://eitaa.com/e_beman
هدایت شده از شیخ فرهاد فتحی
من سالها در کلاب هاوس بین جماعت برانداز بودم، نمیتونم برخی اتاق هاشون رو منتشر کنم که عمومی فحش رکیک جنسی به همه ائمه و مقدسات میدن، میگن باید حرم ها و مساجد آتش زد، میگن بعد براندازی باید عزیزانشون رو از قبر کشید بیرون و آتش زد تا ریشه ی اسلام در ایران کامل خشک شود و هیچ اثری از اسلام نباشد چون اگر اثری بماند دوباره اینا کار دست میگیرن. ما با چنین جماعتی روبرو هستیم. بله بین مخالفین نظام من انسان نمازشب خون هم میشناسم ولی بعد براندازی کار دست نماز شب خون نمیفته و کار رو همین ها دست میگیرند. من بارها با دلایل ثابت کردم جمهوری اسلامی قابل براندازی نیست ولی این رو گفتم برخی مخالفین که به اسلام ارادت دارند بدانند داستان این نیست که برگردیم زمان شاه و مرجعیت باشد و شاه باشد و حرم و روضه باشد. اینا با شاه هم قابل مقایسه نیستند و شاه اصلا اینجوری نبود. اینا به هیچی اعتقاد ندارند. سرقبر شاه هنوز قرآن است، اینا قرآن آتش میزنند، پس همه جریانات باید امروز دفاع کنند. صوت شیخ مهدی تهرانی رو منتشر کردم و دیدم خیلی جاها منتشر شد، من آخوند ضدانقلاب تر از شیخ مهدی نمیشناسم ولی میگوید الان باید از رهبری دفاع کرد. آدمی که کمی میفهمد میداند اتفاقی بیفتد اینطوری نیست که بگویند خب مراجع سنتی بمانند و مراجع انقلابی رو میکشیم. اینا به احدی رحم نمیکنند، علنی هم گفتند. باز تاکید میکنم از این اغتشاش عبور میکنیم، همچنانچه در جنگ اخیر گفتم نگران نباشید سریع تمام میشود، در اغتشاشات قبلی گفتم تمام میشود، الان هم میدانم تمام میشود ولی ماها هم وظیفه داریم. هرکسی دلش برای ایران و اسلام میتپد وظیفه دارد. یاعلی... .
شبهات این روزها رو حتی اگه پاسخ هم دادید دوباره برام ارسال کنید ان شاالله پاسخ خواهم داد @tadbir73
شما می‌گید مردم حق اعتراض دارن. میشه بگید "کجا" و "چجوری" باید اعتراض کنیم که نگید اغتشاشگر و وصل به موساد. ۱. تفاوت «معترض» با «برانداز» (مرز خشونت) کسی که میاد جلوی مجلس یا وزارت کار، پلاکارد دست می‌گیره و میگه "حقوقم کمه" یا "گرونیه"، کی بهش گفته اغتشاشگر؟ الان بازنشسته‌ها، معلم‌ها، کارگرهای هفت‌تپه بارها تجمع کردن. نظام هم مدارا کرده (حتی اگه مشکلشون حل نشده باشه، ولی باتوم نخوردن). برچسب "اغتشاشگر" و "موساد" مال کیه؟ مال کسیه که اعتراضش با "آتیش زدن سطل آشغال، کندن نرده، حمله به پلیس و شعارهای براندازی" شروع میشه. هیچ جای دنیا (از پاریس تا نیویورک)، به کسی که بانک آتیش می‌زنه نمیگن معترض؛ میگن "تروریست داخلی" و با گلوله پلاستیکی یا واقعی می‌زننش. مرز ما "خشونت" است.» ۲. مشکل «موج‌سواری دشمن» (چرا فضا امنیتی میشه؟) می‌دونی چرا تو ایران نمیشه مثل سوئیس تجمع کرد؟ چون سوئیس "سازمان مجاهدین خلق (منافقین)" نداره، سوئیس "کومله و دموکرات" نداره که منتظر باشن ۴ نفر جمع بشن تا با کلاشینکف بیان وسط جمعیت و "کشته‌سازی" کنن. مشکل نظام با صدای تو نیست؛ مشکل با اون "مگس‌هایی" هست که روی زخم اعتراض تو می‌شینن. ما تجربه سال ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ رو داریم. هر بار مردم اومدن بگن "گرونی"، یه تیم سازمان‌دهی شده اومد وسط، شعارها رو برد سمت "اصل نظام" و بانک آتیش زد. نظام مجبوره برای جلوگیری از "جنگ داخلی" و "سوریه شدن"، سریع فضا رو جمع کنه. این "هزینه‌ی موقعیت جغرافیایی" ماست.» ۳. راهکارِ واقعی چیه؟ «اعتراض کف خیابون، توی ایران امروز (با این همه دشمن)، همیشه "خروجی معکوس" میده. یعنی به جای اصلاح، باعث "امنیتی شدن فضا و فیلترینگ" میشه. راه اعتراض مؤثر: "تشکیلاتی و رسانه‌ایی" عمل کردنه. الان "عدالت‌خواه‌ها" یا "بسیج دانشجویی" یا "رسانه‌ها" وقتی روی یه فساد (مثل چای دبش یا حقوق نجومی) زوم می‌کنن و با سند حرف شون رو می‌برن، دولت مجبور میشه برخورد کنه. پس نگو راه بسته است؛ بگو "راه خیابونی" مین‌گذاری شده است (توسط دشمن)، ولی "راه نخبگانی و رسانه‌ایی" بازه.» ✍