|علمدار
دوباره شهید آوردهاند و شهر شلوغ شده است...🌊
خدا میداند مادر این شهدای گمنام کجای عالم چشم انتظار پسرش است؛
اصلا هنوز زنده هست یا او هم...؟🥺
شهدا را تشییع میکنند و پیکر چند شهید را به دانشگاه فردوسی میبرند.
حالا هر وقت دانشجویان دانشگاه فردوسی دلشان برای گلزار شهدا تنگ میشود میتوانند همینجا به دیدار شهدا بروند🌱✨
۶ سال میگذرد...
دوباره خبرهایی در راه است!
میگویند پیکر سردار شهید ابوالفضل رفیعی پیدا شده است...🌿
میگویند او خیلی وقت پیش به مشهد آمده است.
گمنام!
همانجوری که خودش دوست داشت بیاید.
حالا دیگر یکی از قبور مطهر دانشگاه، اسم داشت؛ سردار شهید ابوالفضل رفیعی⭐️
آری! ابوالفضل است دیگر...
با خبر پیدا شدنش هم باز غوغایی به پا کرد🦋
به دنیا آمدنش، زندگی کردنش،از این دنیا رفتنش، تشییع پیکرش و پیدا شدنش همه پیوندی زیبا با علمدار کربلا داشت!
نمیدانم؛ شاید آن لحظه ای که در عملیات خیبر روی خاک های جزیره مجنون افتاد هم خود علمدار دستش را گرفته بود.
همان علمدار بی دستی که تمام عالم، محتاج دستگیریاش هستند..❤️🩹
#آرمان_ما
#سالگرد_شهادت
#شهید_ابوالفضل_رفیعی
🆔https://zil.ink/shohada_fakeh
📜بخشی از وصیتنامه
'ملت شریف ایران به دنیا ثابت کرد که پایبند به عقاید مذهبی بوده واطاعت از ولایت فقیه را یک وظیفه شرعی خود دانسته و به آن ارج نهاده ،از آن پیروی می کند و همین اتحاد کلمه و پیروی از معنویات امام امت بود که انقلاب اسلامی را الگو در سطح انقلابات جهان و مردم را نمونۀ مردم جهان قرار داده است.'
|حالا حالا ها دردسرها خواهد داشت...
این اول کار است الان...🍃✨
#انقلاب_عزیز_ما
#جهاد_ادامه_دارد
🆔https://zil.ink/shohada_fakeh
وصف است بهشت را نهر های روان...🌊
باغ های انبوه و سرسبز درختان...🏞
قصرهای بهشت و حوری و غلمان...👑
میوه و شراب و طعام ناب...🥂
یک نمونه از آن ، مرغ بریان...🍗
مرا کاری نیست با اینان...‼️
بهشت من نیست نهرروان...❌
بلکه هست اندر یک بیابان...🏜
از استان های کشور ایران...🇮🇷
شمال غربی خوزستان...🌴
فکه نام دارد فلات آن...✨
موقعیت آوینی و قتلگاه...🥀
سرزمین رمل های روان...🌅
چه دلبری ها که نمیکند...🙃
عقل انسان میشود حیران...🧠
گویی که می رود از این تن ، جان...❤️🔥
بازی میکند با روح و روان...🌱
شکوه و جلال این یادمان...💫
آفتاب سوزناک فکه و استقبال گرم شهیدان...🕊
#دلنوشته❤️🩹
🆔https://zil.ink/shohada_fakeh
⚜️ راهیان_نور
✨حال هوای زائران راهیان نور
۱۳ اسفندماه ۱۴۰۲
🆔https://zil.ink/shohada_fakeh
#طنز_جبهه✍
روابط ما با عراقی ها رو به تیرگی می رفت و آن ها هنوز موضوع نماز جماعت را مسکوت گذاشته بودند. بعدها فهمیدیم ما را آزاد گذاشته اند تا ببینند چه کار می کنیم. یک روز یکیشان گفت: شما جشن گرفته و خواهید رقصید، آواز خواهید خواند. گفتم: ما نه می خوانیم نه می رقصیم. ستوان عراقی اصرار کرد و با لحنی که گویا قصد خواباندن فتنه ای را داشته باشد، گفت: احسنت! مرحبا؟ و ما داوطلبانه شروع کردیم به خواندن یه دونه انار، دو دونه انار، صابون انار! یه جعبه انار، دو جبعه انار، صابون انار! یه فرغون انار، دو فرغون انار، صابون انار! یه وانت انار، دو وانت انار، صابون انار! موج خنده در درون بچه ها پیچ و تاب می خورد و راهی به بیرون نمی جست. اجرای ما خیلی جدی بود. یه قطار انار، دو قطار انار، صابون انار! یه کشتی انار، دو کشتی انار، صابون انار! یه دنیا انار، دو دنیا انار، صابون انار!... سرانجام حوصله ی ستوان عراقی سر رفت و گفت چرا آواز شما این قدر تکراری است!؟ جواب دادیم: اتفاقاً تمام شد و حالا آواز دیگری می خوانیم. بلافاصله شروع کردیم یک مذاکره، دو مذاکره، سه مذاکره، چهار مذاکره. و متعاقب آن آواز شنیدنی دوم: بلوار کرج، بلوار کرج، بلوار کرج. مأمور عراقی سرش را تکان داد و گفت: «بد می خوانید!» و رفت.
کتاب طنزدراسارت، صفحه:112📚
🆔https://zil.ink/shohada_fakeh
🌷"بسم رب شهدا و صدیقین"🌷
سَلٰامْ بر آنانی که اَوَلْ
از ســیم خاردار نَـفْسـْ گُذَشْتَنْـ
و بَـعْد از سیم خار دار دشْمَنــــْ🥀
#سلامبـــَرشُهَـدآ... ✋💔
یه سلام از راه دور به حضرت عشق...❤️
به نیابت از #شهید_مهدی_صابری
اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ
وَعَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
وَعَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ
وَعَلی اَصْحابِ الْحُسَیْن
#صبحتون_شهدایی📿
🆔https://zil.ink/shohada_fakeh
🍃🌸تلــاوٺ قرآטּ صبحگاهے🌸🍃
ڪلام حق امروز هدیہ
به روح:
#شهید_علی_جزمانی
🆔https://zil.ink/shohada_fakeh
|شهید مهدی صابری
مهدی ما را یاد فرماندهان جوان دفاع مقدس میاندازد...
مهدی باکری ها و زین الدین ها!⭐️
جوانان تربیت شده در مکتب آقا روح الله که افرادی که عمری رهرو مسیر سعادت بودند به حالشان غبطه میخورند.
مهدی صابری هم بیست و چند سال بیشتر نداشت اما فرمانده گردان حضرت علی اکبر علیه السلام در سوریه بود✨🌱
یک فرمانده همه فن حریف، که از آشپزی در هیئت گرفته تا کارهای امدادی، فنی، مخابراتی و اقدامات تخصصی عملیاتی را انجام میداد.
مهدی یک دلبستگی خاص داشت که او را با آن میشناختند...❤️🔥
اول وصیتش را که نگاه میکنیم نام پسر رشید ارباب علیه السلام در اولین خطوط به چشم میخورد..«یا علیاکبرِ لیلا»
او عاشق حضرت علی اکبر بود و خود هم علی اکبر شد!🩸
رفته بود که ایام شهادت حضرت مادر سلام الله علیها برگردد و همین هم شد.
برگشت اما نه مثل همیشه...🕊
مهدی از یک زندگی محدود برای خود یک زندگی جاودانه ساخته بود💎
همان پرسودترین معامله دنیا!
وصیتنامه
#آرمان_ما
#سالگرد_شهادت
#شهید_مهدی_صابری
🆔https://zil.ink/shohada_fakeh
📜بخشی از وصیتنامه
روسیاهم. روسیاهم که با ۲۵ سال سن نتونستم تو رابطهی عبد و معبودی اونجوری که باید و شاید وظیفهی عبد رو به نحو شایسته و بایسته انجام بدم.
ازت ممنونم؛ ممنونم که من رو انسان آفریدی؛ انسانی مثلاً مسلمان و لایق شکر، فراوانتر محب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه وآله السلام...
رسیدن به سن ۳۰ سال؛ بعد از آقا علیاکبر (ع) برام ننگه! تن و بدن سالم داشتن بعد از آقا علیاکبر (ع) اصلاً نمیتونم تصور کنم! فرق سالم رو بعد از آقا علیاکبر (ع) نمیخوام! چقدر خوب میشه سر تو بدنم نداشته باشم چقدر جالب و رویایی و زیباست وقتی ارباب میآیند بالا سرم تن تکه تکهام براشون آشنا باشه و با دیدن شباهتهای تو بدن من و شهزاده علیاکبر (ع) یک کمی از اون غم و غصه بدن ارباً اربا تسلی پیدا کند! خدایا نگذار آرزو به دل بمیرم.
پدر و مادرم و خواهران گلم، صبر کنید. صبر صبر صبر.
خواهرای خوبم! حجاب حجاب حجاب.
مامان دوستت دارم
بابا دوستت دارم
⚜️ راهیان_نور
✨حال هوای زائران راهیان نور
۱۴ اسفندماه ۱۴۰۲
🆔https://zil.ink/shohada_fakeh