ساده`
دیشب بعد مدت ها زندگی کردم.
از ته ،ته دل.
وقتی که بعد از یک سال دیدمشون،بزرگ شدنشون به چشمم اومد.
هنوزم یگانه وقتی میخنده دور چشماش خط میوفته.
یا وقتی دینا حرف میزنه بهم میگه یه دقیقه جدی باش آتی.
خندیدم،از ته دل،از اونایی که اشکت در میاد. بعد گریه کردیم،انقدر که دیگه نفهمیدم کی وقت خداحافظی شد.
از ترس هامون گفتیم، از آرزوهامون گفتیم،از خاطراتی که مرورشون مطلوب بود.
از اذیت کردن های من موقع تمرین،از سوتی هامون،از درد هایی که خوب نشد اما یادگرفتیم چطوری باهاش کنار بیایم.
برنامه چیدیم برای آینده.ایده هامون رو ریختیم وسط،همش زدیم و از توش آینده ساختیم.
دیشب بعد مدت ها زندگی کردیم🤍
"خدا برام نگهتون داره."
هدایت شده از نیافته''
کوروش و سوگند.Koorosh - Dashte Parvaneha.mp3
زمان:
حجم:
10.7M
- دشت پروانه ، کوروش و سوگند!
[ برگرد، همه کسِ من . . ]
دقیقا ده روزه که سعی میکنم با هر حرفی یادت نیوفتم. با هر نشونی ای سراغت رو نگیرم. کمتر برم تو صفحه ی چتمون و کمتر به حرفات فکر کنم.دقیقا ده روزه که تلاش کردم نبودنت رو به خودم یادآوری نکنم که دوباره گند زدی توش.
دقیقا وقتی که میخواستم فراموشت کنم، اسمت اومد رو گوشیم.
دوباره دلم رفت برات.میگی چیکار کنم حالا؟!