#بخوانید
...استثنایی برقاعده...
میخواهم کتابی را به شما معرفی کنم که شعر نیست، رمان نیست، نقد نیست و به یک معنا از دایرهء امور باور پذیر بیرون است اما واقعی است. یک نفر ثابت کرده که محال، ممکن است. نام کتاب این است؛ تندتر از عقربه ها حرکت کن.
◇ روایتی است از یک ایمان پولاد وار از توکل به خدا و اعتماد به نفس و نترسیدن در عرصهء دستیابی به تکنولوژی. آنهم در کشوری که نه هیچگاه دولت کارآمدی داشته است نه بخش خصوصی آن جز دلالی، دانشی داشته و نه جز تولید هله هوله، صناعتی.
◇ من هرچه بنویسم جای خواندن یک ورق از روایت سیر و صیرورت مهندس نوید نجات بخش را نمیگیرد، اما میگویم پدید آمدن چنین عزم و ارادهایی در این کشور از مقولهء کرامات اولیاست.
◇ تکنولوژی پزشکی شعر و شاعری نیست که در این کشور سابقهء هزار وصد وچندساله داشته باشد تا هرکسی بتواند با به کار بستن نسخهء شمس قیس رازی کاری از پیش ببرد. ما در زمینهء صنایع مدرن باور کردهایم توانی بیش از مونتاژ نداریم و باید تا قیامت مصرف کنندهء تولیدات کشورهای پیشرفته باشیم. همین باور است که خرده پاهای مارا به دلالی و حاکمان را به اختلاس و پولشویی و غارت آشکار سوق داده است. وقتی همگان از کبیر تا صغیر خود را در عرصهء تمدن تکنیکی درمانده و ناتوان ببینند و باور کنند که راهی برای خوشبختی نیست ناچار به دزدی از بیت المال رو میآورند و به تبهگنی خود وجههء قانونی میدهند و با بخشی از چپاول سبیل بالادستیها را چرب میکنند و اگر حاصل دور زدن تحریمها سر به خدا میلیارد هم بزند میشود با چند سال زندانی شدن و مقاومت دربرابر شرکای سابق، دیگر بار بر اریکهء قدرت نشست و با افتخار به عرصهء غارت برگشت. در چنین مغاکی که قدم به قدم چاله و چاه و مانع دولتی و حکومتی و خصولتی و...الخ در کارست، چگونه میشود کاری از پیش برد؟
◇ من می گویم محال است ما از بشکن دو انگشتی و خاله رو رو و عموسبزی فروش و وزن و قافیه و التماس دعا گفتن به یکدیگر،کاری از پیش ببریم، اما نوید نجات بخش چیز دیگری میگوید و اگر این کتاب تخیل نباشد کاری کرده است کارستان. کاری که باور آن خارق اجماع است تا چه رسد به اصل آن.
◇ چگونه توانسته است بر مشکلات فنی تکنیک غلبه کند؟
چگونه برخلاف تمام درس خواندههای مقاله نویس که گمان میکنند علم یعنی مقاله نویسی، از هیمنهء تکنیک و ولایت آن نترسیده است؟
چگونه توانسته است با کمک دوستان اندک خود علیرغم سنگ اندازیهای دولتمردان و بالا دستیها به اینهمه موفقیت دست پیدا کند و تابوی ناتوانی ایرانیان را در عرصهء تکنیک بشکند؟
چنانکه خود میگوید با ایمان به خدا و اخلاص در دیانت.
◇ آیا نمیتوان گفت دیگران که چهل و هفت سال است ترجیح میدهند برمدار مصرف کالای خارجی بگردند فاقد ایمانی هستند که نوید نجات بخش به آن مسلح است؟
◇ خلاف جریان حرکت کردن در حرف آسان است اما بنا بر کتاب" تندتر ازعقربه ها حرکت کن" نوید نجات بخش در عمل توانسته است بر خلاف جریان فراگیر و رسوب کرده در خردها و روانها،حرکت کند.
و من در حیرتم که چگونه ناامید نشده و دست از تلاش برنداشته است.
◇ در کشوری که از صدر تا ذیل و از حاکم تا محکوم به وضع موجود گردن نهاده و به "ولایت تکنیک" تسلیم نشدهاند پایداری و پیشرفت نوید نجات بخش و دوستانش حیرت انگیز است.
◇ ایرانیها قومی هستند که از حملهء اعراب تاکنون از بس ستم دیده و توسری خورده و سرکوب شدهاند، هرگاه با مانعی مواجه میشوند به جای مقاومت یا چاره اندیشی صورت مسئله را پاک میکنند یا مانع را دور میزنند (مثل دور زدن تحریمها که واپسین نمونهء گسسته خردی این قوم است) آیا نوید نجات بخش از تباری دیگر است یا از سیارهای دیگر به سرزمین رضا و تسلیم فرود آمده است؟
ادامه دارد
#یوسفعلی_میرشکاک
@skybook
آدم اگر میخواهد روی قله کوه بلندی برود اگر همراهش آدمهای هم وزن این قله نباشند توی راه زمینگیرش میکنند. متوقفش میکنند، اما اگر آدمهای همراه این راه آدمهایی بودند که نه تنها قله را میپیمایند آدم را هم میگیرند و میبرند همراه خودش، انسان احساس اطمینان میکند.
همیشه بهترین آدمها اگر بدترین همراهها را داشتهاند شکست خوردهاند.
بالعکس هم بوده، بدترین آدمها بودهاند بهترین همراهها را داشتهاند، پیروز شدهاند. ما این راهها را زیاد رفتهایم.
در کلمات امیرالمومنین علی علیه السلام فراوان میبینیم این را، در مقایسه اصحاب خودش با اصحاب معاویه، بنابراین همراه خیلی مهم است...
#حاج_قاسم_سلیمانی
@skybook
آقا رحیم صفوی و قویدل مثل مرغ سرکنده بالا و پایین میپریدند. شستم خبردار شد چیزی شده آقارحیم رفت و کنار گوش آقا محسن چیزی گفت. دیدم آقامحسن هم بدتر از آنها بیتاب بلند شده و بی هدف راه میرود. دیگر مطمئن شدم اتفاق بدی افتاده است. بچهها یکی یکی رفتند پیش آقا محسن و خبر کم کم پخش شد. شوکه شدیم. باور نمیکردیم. میگفتند از قرارگاه خاتم خبر دادهاند که حسن باقری شهید شده است. با خودم گفتم مگر میشود حسن شهید بشود؟ حالا سر جنگ چه میآمد؟ کمی گریه کردیم. دوباره ساکت شدیم. دعا کردیم خبر درست نباشد. میگفتیم شاید اشتباه شده است.
◇ بریدهای از کتاب "قاسم" به روایت مرتضی سرهنگی
#ادبیات_پایداری
#خون_ایران
@skybook
...به دنیا آمد، کار کرد و شهید شد...
● به مناسبت پنجمین سالگرد شهادت #حاج_قاسم_سلیمانی
◇
متن خوانی و گفتگو گزیدههایی از کتاب"قاسم"
به روایت مرتضی سرهنگی◇ ● از چهارشنبه سوم دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۳۰ @skybook @soha_sima
01 قاسم.mp3
زمان:
حجم:
47M
🎙...به دنیا آمد، کار کرد و شهید شد...
◇ متن خوانی و گفتگو
گزیدههایی از کتاب "قاسم"
به روایت مرتضی سرهنگی ◇
● به مناسبت پنجمین سالگرد شهادت #حاج_قاسم_سلیمانی
🔹 مجلس اول
● از چهارشنبه سوم دی ماه ۱۴۰۴
@skybook
@soha_sima
در زمان امام هادی علیهالسلام شخصی از یکی از شهرهای دور نامهای نوشت:
آقا من از شما دورم، گاهی حاجاتی دارم، مشکلاتی دارم؛چه کنم؟
حضرت در جواب نوشت:
«إِنْ کَانَتْ لَکَ حَاجَةٌ فَحَرِّکْ شَفَتَیْک»
لبت را حرکت بده، حرف بزن، بگو.[ما از شما دور نیستیم.]
بحارالانوار/ ج۵۳
@haghnevesht
@skybook
...به دنیا آمد، کار کرد و شهید شد...
● به مناسبت پنجمین سالگرد شهادت #حاج_قاسم_سلیمانی
◇
متن خوانی و گفتگو گزیدههایی از کتاب"قاسم"
به روایت مرتضی سرهنگی◇ جلسه دوم ● شنبه ششم دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۰۰ @skybook @soha_sima
قاسم 4-5-6 - نسخه الکترونیکی.pdf
حجم:
112.9K
متن گزیده اول
◇ کتاب "قاسم"
به روایت مرتضی سرهنگی ◇
فصلهای چهارم، پنجم و ششم
@skybook
02 قاسم_1.mp3
زمان:
حجم:
46.1M
🎙...به دنیا آمد، کار کرد و شهید شد...
◇ متن خوانی و گفتگو
گزیدههایی از کتاب "قاسم"
به روایت مرتضی سرهنگی ◇
● به مناسبت پنجمین سالگرد شهادت #حاج_قاسم_سلیمانی
🔹 مجلس دوم
● از شنبه ششم دی ماه ۱۴۰۴
@skybook
@soha_sima
...به دنیا آمد، کار کرد و شهید شد...
● به مناسبت پنجمین سالگرد شهادت #حاج_قاسم_سلیمانی
◇
متن خوانی و گفتگو گزیدههایی از کتاب"قاسم"
به روایت مرتضی سرهنگی◇ جلسه سوم ● یکشنبه هفتم دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۸:۳۰ @skybook @soha_sima
قاسم 6-7 نسخه دیجیتال.pdf
حجم:
359.3K
متن گزیده دوم
◇ کتاب "قاسم"
به روایت مرتضی سرهنگی ◇
فصلهای ششم و هفتم
@skybook