🌷 دلتنگ
پیام عید نوروز تو را اینبار خواهم مرد
نماز عید امسال تو را غمبار خواهم مرد
دعای قبل افطار تو را از صبح دلتنگم
نماز صبح محزون تو را افطار خواهم مرد
در و دیوارها از عکس تو سرشار خواهد شد
و این یعنی که من روزی هزارانبار خواهم مرد
تو را در اول اخبار میدیدیم و خوش بودیم
گمانم بعد از این در اول اخبار خواهم مرد
محرّمها، نمازِ جمعهها، ماهِ مبارکها
تو را پیدا نخواهم کرد و من بییار خواهم مرد
از آن انگشتریها باز هم دارید آقاجان؟
از آنهایی که با بوسیدنش بسیار خواهم مرد
اگر دستم نگیری، دیگر از جا برنمیخیزم
اگر دستم بگیری، عاشق و عیّار خواهم مرد...
#مهدی_جهاندار
@skybook
●|قدرت کلمه در میدان رزم|●
حقیقت این است که سرنوشت میدان در هر کشور تا اندازهای به زبان نویسندگان آن گره خورده است. آنچه در جبههها رخ میدهد، تنها با سلاح و تجهیزات رقم نمیخورد؛ روحیه، معنا و روایت نیز بخشی از همان نبردند.
بیزبانی و لکنت نویسندگان یک سرزمین، دیر یا زود بر نوع مبارزهی میدان اثر میگذارد. اگر کلمات ناتوان باشند، روایتها خاموش بمانند، حقایق گفته نشوند، میدان نیز تنها میماند؛ بیپشتوانه، بیواژه، و بدون آن نیرویی که ادامهی مبارزه را ممکن میسازد.
تاریخ بارها این حقیقت را نشان داده است. در بسیاری از سرزمینها، زمانی که نویسندگان، زبانی نیرومند و بیانی بزرگ داشتهاند، میدان نیز پشتگرم بوده. در روسیهی قرن نوزدهم و بیستم، ادبیات و قلم نویسندگان ملی، روح جمعی جامعه را شکل داد و در بزنگاههای سخت تاریخی به میدان نیرو بخشید. در فرانسه، نویسندگان و روشنفکران با کلمات خود نهتنها جامعه را بیدار کردند، بلکه به مقاومت ملی معنایی عظیم دادند.
میدان تنها به مهمات نیاز ندارد؛ به معنا نیز احتیاج دارد، به روایت و امید، به توضیح اینکه چرا باید ایستاد. این کارها از عهدهی سلاح ساخته نیست؛ بلکه بر دوش کلمه و ادبیات است.
اگر زبان و صدای نویسندگان بلند و محکم باشد، میدان دیگر تنها نمیماند. و اگر قلم نویسنده لکنت بگیرد، میدان نیز بخشی از پشتوانهی خود را از دست میدهد.
وظیفهی نویسندگان در میانهی رزم، ساختن زبانی محکم و رساست؛ زبانی که بتواند پشت میدان بایستد و به آن نیرو بدهد.
📄 یادداشتی از تیمور آقامحمدی، نویسنده رمان "آنجا”
@skybook
ما اول باید خودمان را اصلاح کنیم. هر کسی که به اسلام و انقلاب دلبستهتر است، باید برای اصلاح نفس خود، عازمتر و جدیتر باشد. از کسی که از وضع دنیا، از این زورگوییها و خباثتها و رذالتهایی که قدرتها و عربدهکشها و قدّارهبندهای جهان انجام میدهند، بیشتر ناراحت است، باید بیشتر به خود بپردازد و خود را اصلاح کند. این وضعی که در دنیاست، ناشی از این لنگی است.
▫️قسمتی از مقدمه کتاب؛
📗 شرح حضرت آیت الله خامنهای "رهبر_شهید" بر حدیث مکارم اخلاق
● #نشر_صهبا
#دوباره_اسلام_دوباره_مسلمانی
@skybook
38.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است...
#یوسفعلی_میرشکاک:
اگر امام شهید ما اینگونه شهید نمیشد، نه تنها او بلکه ما هم باخته بودیم.
شهادت رهبر انقلاب، تجدید خاطرهٔ اباعبدالله (علیه السلام) و تجدید عهد با ایشان بود.
شیعه نمیتواند «یا حسین(ع)» بگوید اما بگوید من سر نمیدهم و کربلا را [فقط] برای زیارت میروم. زیارت برو اما اگر «یا حسین(ع)» گفتی، هر لحظه باید آماده سر دادن باشی.
#شهادت_نامه
◇بنیان سیاست دینی◇
@skybook
35.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد. ۱۴۰۴/۱۱/۱۲
#رهبر_شهید_انقلاب
#ببینید
🎥...مستند روایت بعثت...
اثر تازه تولید شده در سرای هنر و اندیشه؛
روایتی از برانگیخته شدن انسان در قرن حاضر از پس کربلای امروز ایران و جوشش خون امام شهید این تاریخ
🔸 لینک با کیفیت این #روایت در آپارات #سیمای_هنر_و_اندیشه
https://aparat.com/v/gmr9kpa
@soha_sima
پاتوق کتاب آسمان
بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث
●|اگر غم لشکر انگیزد|●
تو با اهل و عیال و عزیزانت شهید شدی ما هم امروز با مادر و پدر زن فرزندانمان میاییم. همه میگویند عزاداری برای شما باشد برای بعد ولی ما دیگر با این شهادت عزادار نیستیم. ما به گفته تو پیامبرانی هستیم که در لحظه بعثت باری را به دوش کشیدهایم که حضوری برایمان رقم زده که خود را در آغوش خدا قرار گرفته میبینیم. «پرّ کاهم در مصاف تند باد / خود نداند در کجا خواهد فتاد.»
آنچه با ماست دلتنگی توست و اگر این مردم آماده پذریش این بعثت نبودند و این مردم نبودند که بار تاریخ را در این سالها بر دوش کشند این داغ و دلتنگی کمر آنها را دو نیم کرده بود و دیگر توانی برای این راست قامتی تاریخی نداشتند. چه کسی تصور میکرد این مردم برای چنین روزهای اینگونه آماده باشند که بتوانند بار این رسالت به دوش بگیرند. انگار روزها و سالها منتظر چنین روزهایی بودیم که شیدا و بی اختیار و با چنان مستی، سرنوشت تاریخ را رقم زنیم. و خود از آن خبر نداشتیم. به راستی با این مردم چه کردی که شایسته این بعثت شدند؟ و حالا با این حال تو را، به وسعت همۀ حضوری که در این عالم داشتی احساس کنند!؟
«اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد / من و ساقی به هم سازیم و بنیادش بر اندازیم»
#بعثت_مردم
#قصه_مقاومت
@skybook
...مجاهدت، لازمهی پیروزی...
◇ هزاران هزار نفر رفتند در جبههها جنگیدند؛ از جان مایه گذاشتند؛ از خواب و خوراک گذشتند؛ از گرمای روزهای سرد زمستان در کنار پدر و مادرشان گذشتند؛ از پای کولر و آب خنکِ یخچال در گرمای تابستان گذشتند؛ سختیها را به خودشان خریدند؛ عدهیی از آنها جانشان را دادند؛ عدهیی از آنها سلامتشان را دادند، که الان دارید میبینید و جلوی چشم ما هستند - این جانبازان عزیز - عدهیی در دست دشمن اسیر شدند.
◇ خدای متعال به این تلاشِ جانانه و مخلصانه برکت داد؛ «و اخری تحبّونها نصر من اللَّه و فتح قریب و بشّر المؤمنین»؛ خدا نصرت خودش را بر این ملت نازل کرد. خدا نصرتش را به آدمهای تنبل و بیمجاهدت نمیدهد. خدا از انسانهای بیکاره و تنبل و بیخیال و لاابالی حمایت نمیکند؛ ولو مؤمن باشند.
🔸 بخشی از بیانات حضرت آیتالله شهید خامنهای رضواناللهعلیه در دیدار
● خانوادههای معظم شهیدان و جمعی از جانبازان و آزادگان استان کرمان. ۱۳۸۴/۰۲/۱۲
@skybook
32.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای حفظ ایمان خود، برای تکمیل ایمان خود، برای با کرامت کردنِ هر چه بیشترِ این نهالِ سرسبز و بارآور باید عمل کنند. عمل کنید به آنچه میدانید؛ بگویید آنچه را که میشناسید؛ بخواهید آنچه را حس میکنید؛ مگذارید خودتان آرام بمانید، مگویید من کارم را کردم، سهمم را ایفا کردم، سهم هیچ کس تا آخر عمر ایفا شدنی نیست.
پیغمبر خدا در آن لحظهای که در بستر احتضار افتاده بود، اُسامه را میفرستاد، یعنی فرماندهی را حفظ میکرد. نمیگفت من دیگر پیر شدم، من کارهایم را کردهام و در طول ده سال بیش از شصت جنگ رفتهام، من کارهایی که باید انجام بدهم تمام کردهام، نه؛ اگر صد سال دیگر هم پیغمبر زنده میماند تا لحظهی آخر بازنشستگی نداشت.
▫️یقین؛
📗 شرح حضرت آیت الله خامنهای بر حدیث مکارم اخلاق
● #نشر_صهبا
#دوباره_اسلام_دوباره_مسلمانی
@skybook
پاتوق کتاب آسمان
برای حفظ ایمان خود، برای تکمیل ایمان خود، برای با کرامت کردنِ هر چه بیشترِ این نهالِ سرسبز و بار
ایمان آن چیز ثابت و مستقری نیست که در صندوقچه بگذاری، درِ آن را قفل کنی و بدانی که از صندوق خانه، او را کسی نخواهد برد. ایمان آن ملکهی نفسانی است که اگر به او نپرداختی، اگر به او نرسیدی از بین میرود. آن نهالی است که اگر آن را آبیاری نکردی، اگر علفهرزها را از کنارش نکشیدی، اگر در وقت لازم تغذیهی لازم را به او ندادی، میخشکد، از بین میرود.
▫️یقین؛
📗 شرح حضرت آیت الله خامنهای بر حدیث مکارم اخلاق
● #نشر_صهبا
#دوباره_اسلام_دوباره_مسلمانی
@skybook
دل گمراه من چه خواهد کرد با بهاری که میرسد از راه؟ یا نیازی که رنگ میگیرد در تن شاخههای خشک و سیاه؟
دل گمراه من چه خواهد کرد؟ با نسیمی که میتراود از آن بوی عشق کبوتر وحشی نفس عطرهای سرگردان لب من از ترانه میسوزد سینهام عاشقانه میسوزد پوستم میشکافد از هیجان پیکرم از جوانه میسوزد هر زمان موج میزنم در خویش میروم، میروم به جایی دور بوتهی گر گرفتهی خورشید سر راهم نشسته در تب نور ▫️جنون #فروغ_فرخزاد @skybook
#بخوانید
🔸حضور در عالَمی دیگر
✍علی جلالی
در عالَم تخصصها هر کاری را به اهلش میسپارند و جنگ هم متخصصان خود را میطلبد. بسیاری از مردم ایران که خود را محروم از حضور در میدان جنگ میدیدند و کار جنگ را به اهلش واگذاشته بودند، اکنون میدانی برای حضور در این جهاد مقدس یافتهاند. جهادی که در خیابانها و میدانهای شهر رقم میخورد چون دشمن میدان جنگ را در خیابانها قرار داده. شاید این مکرِ خدا بوده که دشمن به میدانی طمع کند که اتفاقاً عرصه را برای حضور یکایک مردم باز میکند.
◇ مردان و زنان و نوجوانانی که هرشب پرچم مبارزه در دست، خود را در لشکر سپاه اسلام مییابند و روزها به ظاهر به کار تخصصی خود مشغول میشوند ولی در دلهایشان شوری است که آنان را به کاری دیگر در زمانی دیگر فرامیخواند. به حضور در میدان در دل شب. انگار محلی برای کارِ حقیقی یافتهاند. این مردم تخصصشان در میدان بودن است!
◇ با این شور شبانه، وقتی روزهنگام به کار خود برمیگردند، در کارشان معنایی دیگر مییابند و آن شورِ جهاد به تخصصهایشان رنگ دیگری میزند. گویی دل، معنابخش و راهبرِ دست میشود! و دست، عادت روزمره را وامینهد و پی خواستِ دل میرود. بهظاهر همان کار روزانه را انجام میدهد ولی این بار با دلی بیدار! و شاید قدمی پیشتر رود و میدان کار روزانه را همان میدان جهاد شبانه ببیند و همین کار عادی را جهادگونه انجام دهد.
◇ اما دوستان! انگار عالَم امروز با عالَم گذشته فرق کردهاست. بعد از ده اسفند انگار همه نسبتهای ما تغییر کرده و به دنیای دیگری پا گذاشتهایم. شاید سالهاست که مقدمات این عالم جدید فراهم شده ولی من این چند روز بیشتر حسش میکنم. ما روزها در عالَمِ دیروز به سر میبریم و شبها به عالَمِ امروز سفر میکنیم. برخیهامان سردرگم میان دو دنیای متفاوتیم. علایق عالَمِ دیروز و شور عالَم امروز را توأمان میخواهیم. ما درحقیقت به دنبال یافتن خودیم در میان این دو عالَم. هنوز از آن عالَم نبریدهایم و به یکباره در عالَم جدیدمان خانه نگرفتهایم که ساکن و برقرار باشیم. شاید بخشی از بیقراریهایمان از این سرگشتگی میان دو عالَم است. ما تا خود را در فراق آن عالَم نو حس نکنیم، بیهوده بر تختهپارههای عالَمِ گذشته خود چنگ میزنیم.
◇ دوستان! گویی محبوبی زیبارو که سالها انتظارش را میکشیدیم در عالَم جدید رخ نمایانده، وقت آن نرسیده که عزمی در ما پیدا شود تا به سوی آن معشوق نقل مکان کنیم؟
«مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست / میکنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم» #حافظ
@skybook