eitaa logo
پاتوق کتاب آسمان
622 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
205 ویدیو
28 فایل
🔹معرفی‌و‌عرضه‌آثار‌برجسته‌ترین‌نویسندگان‌و‌متفکرین‌ایران‌و‌جهان 🔸تازه‌های‌نشر 🔹ارسال‌به‌سراسرایران آلبوم کتاب‌ها: @skybook_album ادمین: @aseman_book آدرس:خ‌مسجد‌سید خ‌ظهیرالاسلام‌کوچه‌ش۳ بن‌بست‌اول سمت‌راست "سرای‌هنر‌و‌اندیشه" تلفن:09901183565
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ ...الصَّبْرُ مِنَ الايمانِ بِمَنزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الجَسَدِ... صبر در پیکره ایمان همانند سر است در پیکر انسان سر در بدن دارای خاصیت حیاتی قاطع است؛ فقدان هر یک از اعضای ظاهر بدن را می‌توان تحمل کرد. دست و پا و چشم و گوش را... اما سر که مرکز فرماندهی اعصاب است اگر نباشد، یا اگر فلج باشد، همه این اعضا و دیگر اندام های بدن فلج است. ممکن است زنده بماند، اما در عمل و اثر با مرده تفاوتی نخواهد داشت. ای بسا کاری که یک عضو دیگر انجام می‌دهد، بسی چشم گیرتر باشد، ای بسا مشت گره کرده و بازوان قوی و دست و سرانگشت و چشم یک انسان کار نمایان تری را انجام دهد، اما این همه به برکت وجود سر است. صبر نیز چنین است. ▫️صبر؛ 📗 شرح حضرت آیت الله خامنه‌ای بر حدیث مکارم اخلاق ● @skybook
هدایت شده از  جیم
ز وصل روی جوانان تمتعی بردار که در کمینگه عمر است مکر عالم پیر من در نیمه‌های شب منتظر شنیدن بال یک پشه‌ام تا تمام جلال این کاخ را یکجا فرو بریزد! رئیس ناجمهور آمریکا بیش از اندازه پیر است! پیری و خستگی از سر و صورت و صدایش می‌بارد! شیطانی که حرکاتش کند شده و صدای ضعیفش نمی‌تواند به فریب‌ِ کلماتش تحقق ببخشد. و همینکه دارد تلاش می‌کند ادای روزهای جوانی خودش را در بیاورد و نمی‌تواند، مرا امیدوار می‌کند! اگر پیر بود و سر حال، این را نمی‌گفتم. هیچ‌نشانی از آن حرکات مصمم و حرف‌های قاطع او که صاف، پوچی‌ها و بی‌آیندگی‌ها را نشانه می‌گرفت و به‌چشم می‌آورد، باقی نمانده! او راستی راستی نفس‌های آخرش را می‌کشد! و مرگش هم ناگهانی خواهد بود! یک‌جا خواهند گفت: یزید مرد! و هیچ‌کس نمی‌داند یزید چگونه مرد! چرا که در عالم یزیدیان اصلا برای کسی سوال نمی‌شود که چه‌کسی چگونه مرد! مگر پیرمردها چگونه می‌میرند؟! او هیچ‌چیز برای دلبستگی به‌‌جایگاهش باقی نگذاشته! برعکس بیشتر به پیرمرد زورگو و نق‌نقویی می‌ماند که بزرگ خاندان است و همه انتظار روز مرگش را می‌کشند و از جایگاه او متنفر و منزجرند و هیچ‌تلاشی برای زنده ماندنش نخواهند کرد! خاصه اینکه او مایه‌ی طمعی هم برای کسی باقی نگذاشته و همه را به‌باد داده است! لطف بزرگ او آشکار شدن پوچی قدرت افسارگسیخته است! شاید پس از او کسی نخواهد جبار باشد همانطور که هوس جباریت از سر بعث عراق افتاد! هرچند می‌دانم این امید امید کمی نیست!
‌ ●| صبر کن سید! |● تحمل شکنجه‌های خودش راحت‌تر بود تا شنیدن صدای ناله‌های سید عباس. هنوز، گاهی از زخم تازیانه بر کف پایش، خون می‌آمد و نمی‌توانست عادی راه برود. اما از روزی که شکنجه‌ی سید عباس شروع شد، این درد‌ها را فراموش کرد. هم زمان با او، ده نفر از شاگردانش را هم زندانی کرده بودند. او در سلول ۱۴ بود، و سید عباس، در سلول ۱۵، فهمیده بودند که با اعتراف گرفتن از سید عباس، به نفرات اصلیِ چاپ و توزیع اعلامیه‌های حضرت امام می‌رسند؛ و همبن بود که وحشیانه او را می‌زدند تا لب باز کند، که نمی‌کرد. روز‌های دوم و سوم شکنجه بود که صدای ناله و آه سید عباس، قلب استادش را ریش ریش کرد. نمی‌توانست با او سخن بگوید، چون ارتباطش لو می‌رفت و مشکل پیچیده‌تر می‌شد. همین‌طور که سید عباس ناله‌کنان به سلول نزدیک می‌شد، شروع کرد قرآن خواندن؛ آیاتی که قلبش را آرام، صبرش را مستحکم، و عزم و اراده‌اش را راسخ‌تر کند. دو ساعت بعد دوباره آمدند و سید را بردند برای شکنجه‌، و دفعه‌ی سوم، شب، قبل از خواب هم. دیگر توانی برای سید عباس نمانده بود و نگهبان‌ها او را تا سلول می‌کشاندند. استاد، قرآن می‌خواند و اشک می‌ریخت و در میان آیات، به همان لحن، جملاتی به زبان عربی می‌گفت: صبر کن سید، صبر کن برادر عزیزم. برای خدا صبر کن که اینها رفتنی هستند و ما پیروز خواهیم شد... ● از کتاب: ◇ اِنَّ مَع الصَبر نَصرا ◇ @skybook
پاتوق کتاب آسمان
‌ ●| صبر کن سید! |● تحمل شکنجه‌های خودش راحت‌تر بود تا شنیدن صدای ناله‌های سید عباس. هنوز، گاهی از
‌‌ ●| کمی دیگر صبر کن سید عزیزم |● این صوت قرآن، مانند آبی بود بر آتش درد بی‌حساب شکنجه، و شاگرد، هر دفعه سعی می‌کرد، راهش را بیشتر طول دهد، تا بیشتر بشنود. ساواکی‌ها کم کم مشکوک شدند و سلول سید عباس را تغییر دادند. تنها منبع انرژی و صبرش قطع شد. یک روز، ساعتی پس از شکنجه که زخمی و بی‌توان به سلول برگشته بود، نگهبان را برای رفتن به دستشویی صدا زد. پایش را شکسته بودند و نمی‌توانست راه برود، نشست روی زمین و به زحمت خودش را کشید به سمت دستشویی، در بین راه از درد فریاد زد تا استادش متوجه شود. استاد هم شروع کرد به تلاوت. آیاتی که بارها سر درس از استاد شنیده بود و مبانی مبارزاتشان بود، حالا در این شرایط، با این صوت و لحنِ دلنشین، دردش را آرام می‌کرد. از دستشویی که آمد، به نگهبان گفت میخواهم تیمّم کنم و نیاز به خاک دارم، و اشاره کرد به خاک‌های جلوی در سلول ۱۴. نگهبانِ ساده هم پذیرفت. سید عباس همان‌ زور نشسته و کشان کشان خودش را رساند جلوی در؛ شروع کرد به تیمّم. و به زبان عربی، انگار که دعا می‌خواند، شروع کرد با استادش "سید علی خامنه‌ای" درد دل کردن: ((یا سیدی! السّلام علیک و رحمه الله و برکاته... اَنت لا تَعرف ما یُحِلّ بی من العذاب...)) آقای من! نمی‌دانید چه می‌کشم؛ نمی‌دانید چطور من را می‌زنند. آقا می‌ترسم تحملم تمام شود!... آقا! اگر من زیر دست این وحشی‌ها بمیرم، شهید خواهم بود؟! سید علی آقا سعی کرد هق‌هق گریه‌هایش را ساکت کند تا نگهبان شک نکند. و با همان لحن دعا جواب داد: ((اِصبِر ایّها السید الجلیل، اِصبِر...)) کمی دیگر صبر کن سید عزیزم، تا این نامردها از تو نا امید شوند. خداوند حتما تو را نجات خواهد داد. ● از کتاب: ◇ اِنَّ مَع الصَبر نَصرا ◇ @skybook
‌ ...شهادت نامه... ◇بنیان سیاست دینی در انقلاب اسلامی◇ ● گفتگو با محوریت کتاب "درس‌ها و عبرت‌های جنگ اُحُد" 🌷 در بیان شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای 📆 از یک‌شنبه ۱۶ فروردین‌ماه ۱۴۰۵ ● ساعت ۱۵:۳۰ @skybook @soha_sima
پاتوق کتاب آسمان
‌ ...شهادت نامه... ◇بنیان سیاست دینی در انقلاب اسلامی◇ ● گفتگو با محوریت کتاب "درس‌ها و عبرت‌های جن
‌‌‌‌ ای مرد! تو در نسبت با قرآن و با دعا، تا کجا رفته بودی که تا این اندازه در شخصیت خود به نهایت‌های بشر آخرالزمان اشاره داشتی؟ با این مردم چه کردی که نمی‌دانند بعد از تو چه کنند؟!!! ای راز زمانه! من باید دوباره با تو قرآن و دعا بخوانم. من باید دوباره با تو مسلمان شوم. من باید دوباره با تو خدا را بشناسم. چه اندازه خداوند با تو بزرگ و حیرت‌انگیز است. 🖊 @skybook
01 شهادت نامه.mp3
زمان: حجم: 42.4M
‌🎙...شهادت نامه... ● گفتگو با محوریت کتاب "درس‌ها و عبرت‌های جنگ اُحُد" 🌷 در بیان شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای ●| تقکر تاریخی و توجه به افق آینده |● ● جلسه اول 📆 یک‌شنبه ۱۶ فروردین‌ماه ۱۴۰۵ @skybook
‌ ●| شهادت در جایی حاضر می‌شود که تفکری در میان باشد |● ✍️: آیا به این نکته فکر کرده‌ایم که شهادت در جایی حاضر می‌شود که تفکری در میان باشد و عملاً با شهادت، آن تفکر بیشتر تبیین و روشن و معنا می‌گردد و این است که ملاحظه می‌کنید با نظر به شهادتِ آن رهبر عظیم الشأن، مردم ما «ماورای مرگ و زندگی در دنیا» خود را احساس می‌کنند و این یعنی عبور از یهودی‌گری که به شدت از مرگ می‌ترسد و هر روز هزار مرتبه می‌میرد و بی‌تاریخی و بی‌آیندگیِ خود را تجربه می‌کند. به شهادتِ شهادت‌ها که با شهادت حاج قاسم سلیمانی شروع شد و به شهادت رهبر معظم انقلاب رسید؛ باید فکر کرد، از آن جهت که «شهادت در جایی حاضر می‌شود که تفکری در میان باشد» تفکری که متذکر آینده‌ای است که انسان‌ها با نظر به انسان‌های کامل معنای حقیقی انسانیت را مدّ نظر دارند و به آینده‌ای می‌اندیشند که یهودی‌گری به کلّی از آن بیگانه و محروم و بی آینده است. @skybook
پاتوق کتاب آسمان
‌ ...الصَّبْرُ مِنَ الايمانِ بِمَنزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الجَسَدِ... صبر در پیکره ایمان همانند سر ا
‌‌ ●|سخنی که در گلوها و بر زبان‌ها خشکیده خواهد شد|● اگر در آغاز اسلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر روی سخن حق خود نمی‌ایستاد، و در برابر آن همه جریان‌های مخالف مقاومت نمی‌کرد، مسلّماً آهنگ اسلام از چهار دیوارِ خانه‌ی خودِ آن حضرت فراتر نمی‌رفت، و شعار لا اِلهَ اِلَّا اللهُ در نقطه‌ی آغاز، پایان می‌یافت. آنچه اسلام را نگاه داشت صبر بود. اگر اولیای خدا و انبیای عظام الهی صبر نمی‌ورزیدند، امروز از رشته‌ی توحید خبر و اثری نبود. عاملی که پیام الهی و رشته‌ی توحید را از صدر خلقت بشر تا امروز پاینده داشته، صبرِ پرچم دارانِ این فکر بوده است، و از امروز تا قیامت نیز چنین خواهد بود. منطقی ترین سخن‌ها و ایده‌های بشر اگر با صبرِ صاحبان و منادیانش همراه نباشد، همان در گلوها و بر زبان‌ها خشکیده و در لابه‌لای امواج متلاطم اقیانوس تاریخ محو و نابود خواهد شد؛ پس کاملاً قابل قبول و فهمیدنی است که ...الصَّبْرُ مِنَ الايمانِ بِمَنزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الجَسَدِ... ▫️صبر؛ 📗 شرح حضرت آیت الله خامنه‌ای بر حدیث مکارم اخلاق ● @skybook
‌ ...شهادت نامه... ◇بنیان سیاست دینی در انقلاب اسلامی◇ ● گفتگو با محوریت کتاب "درس‌ها و عبرت‌های جنگ اُحُد" 🌷 در بیان شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای ● جلسه دوم 📆 سه‌شنبه ۱۸ فروردین‌ماه ۱۴۰۵ ● ساعت ۱۵:۳۰ @skybook @soha_sima
پاتوق کتاب آسمان
‌🎙...شهادت نامه... ● گفتگو با محوریت کتاب "درس‌ها و عبرت‌های جنگ اُحُد" 🌷 در بیان شهید آیت‌الله سید
‌ فتح را کجا میشود پیدا کرد؟ آیا آن فتح قرآنی که ما در کلام بزرگان جویای آن هستیم به معنای تمام شدن تمام مصائب و سختی‌ها و رسیدن به یک زندگی آسایش‌ طلبانه است؟ یا نه مصائب و سختی‌ها ناگزیر این عالم‌اند اما گویا میتوان آن را در توانا شدن بر عزمی دیگر ماورای آنچه تا به حال طلب کرده یا عزم کرده‌ایم پیدا کنیم... آن وقتی که ما یارای صبر کردن و مقاومت کردن پیدا میکنیم ، صبر کردنی که پیش از این از خود سراغ نداشتیم و گویا در یک موهبت و وقت الهی برایمان پیدا شد که گویا این همان فتحی است که میتوانیم آن‌را در زندگی و آینده‌ی خود دنبال کنیم... /ما را به سخت جانی خود این گمان نبود/ ◇ نگاهی به جلسه اول ◇ 🎙 فایل صوتی @skybook
02 شهادت نامه.mp3
زمان: حجم: 37.2M
‌🎙...شهادت نامه... ● گفتگو با محوریت کتاب "درس‌ها و عبرت‌های جنگ اُحُد" 🌷 در بیان شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای ●| قصه انسانیت انسان |● ● جلسه دوم 📆 سه‌شنبه ۱۸ فروردین‌ماه ۱۴۰۵ @skybook