eitaa logo
صُفِّه
146 دنبال‌کننده
279 عکس
64 ویدیو
0 فایل
فاطمه شاه‌ابراهیمی @Fbanoo إِنَّ‌مَعِيَ‌رَبّي‌،سَيَهدينْ🌱 «صُفّه» سکوست. می‌تواند جایی بین فضای بسته و باز باشد. می‌تواند بینابینِ فضایی باشد که از یک بَر نور دارد و از بَرِ دیگر نه! میانه‌ی فضایی با هوای تازه و فضایی که هوایش راکد مانده...🍃 .
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دی‌مــاه از من نه، از کتاب‌ها بخوانید. 🌿☺️ @banoo_nevesht
ترس و لرز ۶۲ از ۹۰ چه کتاب لذت‌بخشی بود. چقدر همه چیز حساب‌شده و دقیق بود. چقدر سوژه‌ها، ساختار داستان و تا حدودی فضاسازی ها خوب بودند. خیلی کم پیش میاد از فضای سورئال لذت ببرم. داستان‌های کوتاه این کتاب در مورد مردم یک روستاست در جنوب ایران. مردمی‌که در وهم و ترس غرق‌شدن. با خرافه و باورهای خیالی عجین شدن. پِی اوهامشون رو میگیرن و زندگی رو به‌شکل رقت‌انگیزی برای خودشون زهر می‌کنن. اینکه آدم اینقدر با داستان‌ها ارتباط بگیره، دلیل بر توانمندی نویسنده است. آمیخته به‌بوی ادویه ۶۳ از ۹۰ یه بخشی از وجود من با داستان لنج‌ِابوفؤاد گره‌خورده و به این راحتی‌ها ازش کنده نمیشه. با اون پیرزنی که حق زن بودن نداشت. اگر این داستان مبتنی بر واقعیت باشه، دلم می‌خواد برم اون طرفا و از نزدیک ببینمش. همینقدر که می‌بینید دچار و گرفتار این مظلومیت‌های عجیب‌وغریب زنانه‌ام! مریم منوچهری توانمنده و کتابش هم کم بینظیره. در نویسندگی قوی و در انتخاب سوژه، موفقه. هرچند که جهان‌بینی‌هامون با هم فرق داره. کتاب رو بخونید، حتی اگر شده فقط لنج ابوفواد رو. هفته‌ی چهل‌وچند ۶۴ از ۹۰ مادری کردن چیزی است که زن ها هزاران سال است آن را تجربه میکنند. اما چطور میشود باور کرد، همه‌ی آنها، یک تجربه‌ی یکسانی را از سر گذرانده باشند؟ خیلی از کارهایی که مادرها میکنند و خیلی از تجربیاتشان تکراری و روتین زندگی همه‌ی مادرهاست. اما اثری که از آن در روح یک مادر باقی میامند، به اندازه تک تک مادران دنیا، متفاوت است. برای همین است که روایتهای مادرانه تَه ندارند! هر کسی میتواند یک دریافت جدید از یک تجربه‌ی تکراری داشته باشد و هر دریافت جدید یک راه حل یک سبک زندگی جدید برای بهتر مادری کردن، ارائه میدهد. هفته ی چهل و چند میتواند بارها و بارها و بارها نوشته شود و هیچوقت تکراری نباشد. این کتاب را 20 مادر نوشته‌اند در 20 روایت مختلف. برخی مادرهای این مجموعه کتاب آدم های شناخته شده و تحصیل کرده ای هستند و چیزهایی که ازشان میخوانیم مربوط به زندگی آدم های فعالی است که شدیدا دغدغه‌ی مادرانه دارند و می‌توانند در میان انبوه فعالیت ها، مادری را متن زندگی شان قرار دهند. برخی از روایت ها خیلی عمیقند و لایه‌های پنهانی از ماجرا را به مخاطب می‌دهند، اما برخی دیگر کمی در سطح باقی مانده‌اند. سطح مهارت نویسندگِی راوی‌ها باهم فرق دارد. برخی روایت‌ها از نظر تکنیکال خیلی قوی‌تر از باقی اند. اکثر مساله‌های روایت در این کتاب، جالب و جذاب و کاربردی‌اند. اما در برخی روایت ها، مساله نویسنده مبهم است و بخوبی در نیامده. مطالعه کتاب را به مادران، مادران شاغل و فعال، مادران نویسنده، مادران خانه‌دار و همه آن‌هایی که مادر خطاب می‌شوند توصیه میکنم. آقایان هم اگر علاقه به دغدغه‌های مادرانه دارند، هفته‌ی چهل و چند گزینه خوبی برای مطالعه روی میزشان است.
پروژه‌ی پدری ۶۵ از ۹۰ می‌دانستم کتاب هفته‌ی چهل‌وچند و این یکی را باید بعد از هم بخوانم. بنظرم کتاب به مراتب از هفته‌ی چهل چند بهتر بود. شاید به‌خاطر اینکه برای اولین بار بود که از زبان پدران روایت می‌خواندم. همانطور که کتاب هفته‌ی چهل‌وچند نمیتونه کتابی تعمیم‌دهنده به همه‌ی زنان باشه، این هم کتاب هم همینطوره. کتاب برای یک گروه خاص از پدران هست. با این بنظرم همه‌ی روایت خوب از آب درآمده‌بودند. کاش نوشتن این مدل کتاب‌ها ادامه پیدا کنه. کاش هیچوقت این سوژه کنار گذاشته نشه. تاکسی‌سواری ۶۶ از ۹۰ خیلی معرکه است که آدمی از تجربه تاکسی‌سواریش، این همه سوژه برای نوشتن داشته باشه، اون هم طنز! با این‌حال بنظر من فلش‌فیکشن یا میکروفیکشن، ساحت پیچیده و سختی از ادبیاتِ‌داستانیه. خیلی مهارت می‌خواد و به هر روایت کوتاه از واقعه‌ای نمیشه کفت داستانک. نقطه‌ی عطف و بزنگاه در خیلی از مواردی که نوشته شده بود، یا وجود نداشت یا خیلی روال و عادی بود. نوشتن از روزمرگی همین شکلیه. واقعا خیلی از روزمره‌ها ارزش روایی ندارن. با این‌حال چیزی که کتاب به نویسنده یاد میده اینه؛ توجه به جزییات از کنارِ رویداد‌های روزمره به سادگی رد نشدن. _زائری زیر باران _آدم زنده ۶۷ از ۹۰ ۶۸ از ۹۰ دو تا کتاب از مجموعه‌کتب احمد محمود باقی مونده بود که خوشبختانه ابتدای زمستان خریدم و خوندمشون. *مجموعه داستان زائری‌زیر‌باران بازهم مجموعه قصه‌هایی از جنوب ایرانه. قصه‌ها از جهات زیادی شبیه داستان‌کوتاه‌های مجموعه‌های قبلین. با این تفاوت که سوژه‌ی داستان‌ها سمت وقایع تکان‌دهنده‌تر، وحشت‌آفرین‌تر و یاس‌آورتر رفتن. آدم گاهی حس میکنه محمود میخواد بگه؛ دنیا همینه، تغییری در کار نیست و این مصیبت‌ها انتظارتو میکشه و... *رمان آدم زنده جریان پشت کتاب بنظرم از قصه‌ی اصلی جذاب‌تره. احمدمحمود برای دور زدن سانسورچی‌ها به آنها میگه این کتاب ترجمه‌اس. در حالی که هیچ معادل عربی‌ای براش وجود نداره و محمود نویسنده‌ی اصلی کتابه، نه مترجمش. کماکان زبان کتاب‌ها و فضاسازی‌ها عالی‌اند. فضاها خیلی زمخت و مردانه‌اند. حرف بی عدالتی و فشار و تبعیض کماکان، مفهوم محوری داستان‌هاست. و خیلی بوی تغییر و امید ازشون بیرون نمیاد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انگار فیلم ماه ده سال پیشه. انگار اصلا این دو سال چندماه هم هیچوقت نبوده. یه لایه‌های ضخیمی رو پوستمون شکل گرفته که حس درد رو برامون خنثی کرده. ولی چطوری؟ باید بنویسم تا بفهمم چطوری؟ @banoo_nevesht
از ابتـدای بهمن تا انتـهای اسفند‌ماه ۴۰۳ بهمن و اسفندماه امسال، ماه‌های شلوغ، پر از کار، پر از بیماری، پر از اتفاقات پیش‌بینی نشده و در نهایت ماه‌های عاقبت بخیری بودند. این‌چنین بودند و همونطور که می‌بیند به همین دلیل هم، توفیق مطالعه‌ی کمتری داشتم. کماکان از من نه، از کتاب‌ها بخوانید. 🌿☺️ @banoo_nevesht