این مدت جای خالی شما روی این صندلی، مثل خوره افتاده بود به جان قفسهی سینه و گوشهی قلبم را میجوید.
هی یادم میافتاد دورانِ گُندهنمایی آن ویروس ملعون را.
آن روزهایی که حسینه خالی بود و شما یکّه و تنها روی این صندلی مینشستید و جایِ باقی را پر میکردید.
خدا میداند که اگر چه آنشبها شور نبود توی این حسینیه، ولی وجود سرسبز شما، برای همهمان بس بود.
این چند شب، حسینه پر و بود، ولی جای شما خالی..
و هیچکس و حتی شور این جمعیت، جای خالیِ سبز شمارا پر نمیکرد.
دردتان به جانم!
سرتان سلامت.
بمانید برایمان.
روضهی حسینهی امام بدون شما،
روضهی باز است. ما تاب این روضهها را نداشتیم و نداریم!
#قوتقلبایران
#عُمرمرویِعُمرَت
@soffehh 🌱| صُفِّه
حال ایران ما،
حال کشور حسینی ما،
حالِ امشبِ حسینهی امام است.
حالِ آقای عالی و حالِ مردم عادیای که داشتند ذکر خباثت یهود میخوانند برای هم و هی از گوشهی چشم به صندلی خالی کسی نگاه میکردند.
حالِ آن پردهی مشکی که ناگهان کنار رفت. از خود بیخود شد وتوی هوا رها شد.
حالِ آن مرد شجاعی که با سینهی ستبر و لبهای خندان، بی هوا از لایِ پرده در آمد و نشست روی صندلی. نشست وسطِ جایی که کمینگاهِ دشمنش است.
حالِ مرد و زنی که شوق دویده تویجانش و فریاد میزند و آقایش را میسپارد دست عمدارِ کربلا.
حالِ محمود کریمی که میدود، مینشیند پیش پایِ محبوب، تا سفارش نوحهخوانی بگیرد و بعد میرود و مینشیند پلهی دوم منبر تا ای ایران بخواند.
حالِ ایران، حالِ قطعهی ایایران است.
همینطور چشمبهراهِ آمدن کسی، همینطور تکیه داده به شرف کسی، همینطور ایستاده و مقتدر و شجاع، همینطور با نشاط، همینطور حماسی، همینطور عاشورایی و همینطور باشکوه....
حال ایران حالِ حرم است....❤️
حرمِ مؤمنین دنیا.
راست میگفت:
مادرم
بانو زهرا جان!
کشورماخانهیدربستشماست!
#hero
@soffehh 🌱| صُفِّه
صُفِّه
درهرسطحی که باشم، بازهم باقی از من بهترند! #صدای_استاد #عینصاد @banoo_nevesht
درهرسطحی که باشم، بازهم باقی از من بهترند!
#صدای_استاد
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر جا باشیم کالبدمان آنجاست. حرم رضا ع، حرم ارباب، حرمین کاظمین، سامرا...هرجا...
اما خودمان از جسم کندهایم و روحمان توی همین صحن و حیاطِ به ظاهر خالی، دارد پر میکشد عزیز دلم.
#سیده_زینب جان❤️
ولی یک امروز را مهمان برادرهات باش.
حرم شما هرچه از اِنس خالی باشد.
هرچه دلباختههایتان منع باشند از زیارتتان، عوضش حالا در خانهی حسین و ابالفضلت، کرور کرور جان در دست گرفته اجتماع کردهاند.
عزیز دلم
غربت اسیر مرزهای زمینیست،
توی آسمانی که شما بر آن خانمی میکنی که غربت معنایی ندارد.
دعا کن که خدا دل ما زمینیها را هم از این همه داغ، سرد کند.
#اربعین۴۰۴
#زینبیه 💔💔
@soffehh 🌱| صُفِّه
از طاقچه خریدم و بازش کردم.
توی پیشانیِ کتاب این را نوشته بود.
اسم غلامرضا رهبر را بارها از زبان پدرشوهرم شنیدم. عکسِ دستهجمعیِ زمان جنگشان را هم بارها روی طاقچهی خانهشان دیدهام.
از نوجوانیهایشان هم ظاهرا یک عکسهایی توی آلبومش دارد که به چشم ندیدم.
پدرشوهرم این رفیق بچگی و فامیلش را خیلی دوست دارد.
گاهی وقتها خوابش را میبیند. توی خواب شهید رهبر یک چیزهایی بهش میگوید که دلِ شنونده را ریش میکند.
رهبر از شهدای قهرمان و مفقودالاثر خوزستان است، از آنهایی که تعدادشان کم است و تکرار شدنشان بعید.
وقتی اسم شهید را توی صفحات اولی کتاب دیدم خشکم زد.
مریم منوچهری همانیست که اینجا و آنجا ، توی خصوصی و عمومی بارها گفته که از سال ۴۰۱ به اینور، هیچ کتابی از طریق وزارت ارشاد در ایران چاپ نمیکند. زهر کلامش در مورد جمهوریاسلامی خیلی بالاست. منوچهری نویسندهی قابل و زبردستیاست.
زبردست بودن بعلاوهی متعهد نبودن، نتیجهاش از نظرم تلخ است.
حالا از منوچهری کتابی گرفتم درباره جنگ در خوزستان و شهید رهبر.
کتاب را هنوز شروع نکردم اما ذهنم انگار ایست کرده و بهتزده شده. نمیداند قرار است از یکی از قهرمانهایی که میشناخته، چه بخواند.
نمیداند در این کتاب قرار است قهرمانیهای خونینشهر، چگونه روایت شوند.
تنها نقطهی خوشبین ماجرا اینجاست که قهرمانهایم را از منظر افرادی مثل منوچهری ببینم.
ببینم و ذهنشان را بفهمم. شاید صبورتر و وسیعتر شوم.
@soffehh 🌱| صُفِّه