eitaa logo
⌛️ساعت صفر|دست نوشته های آقای راوی⌛️
222 دنبال‌کننده
424 عکس
207 ویدیو
3 فایل
هر آنچه مربوط به پایان رژیم کودک کش باشد. رهبری:ما گفته بودیم ۲۵ سال دیگر را نمی‌بینند اما گویا خودشان عجله دارند و زودتر می‌خواهند بروند. و دست نوشته های از روایت واقعی دوران درخشان دفاع مقدس و جبهه مقاومت
مشاهده در ایتا
دانلود
اون بنده خدا، سنش نمی‌خورد دکتر باشه، نمی‌دونم انتر، منتر، چیزی بود، گفت: «چیزی نیست، نگران نباشید! دواش پیش منه...» رفت یه چیزی مثل باروت سیاه آورد و قبلش هم با تیغ جراحی، محل نیش عقرب رو با تیغ مخصوص برید و از اون باروت به اندازه نصف یه دونه ماش ریخت روش... تا اون موقع اصلاً نترسیده بودم ولی با دیدن فوران خون از محل نیش‌تر، حالم بد شد و گفتم: «این‌طوری که خونم تموم می‌شه!» گفت: «نترس، زیاد طول نمی‌کشه!» بعد بند رو باز کرد، گفت: «پنجه دستتو باز و بسته کن.» بعد ادامه داد: «این دارو جدیده و به‌جای مکیدن خون با دهن از محل گزیدگی، خیلی بهتر خون رو می‌کشه.» بعد هم دو تا آمپول با نامردی تمام تزریق کرد (جونمو بگیرید، آمپول نزنید!) و بعد رو به متقیان گفت: «تا چهار، پنج ساعت رانندگی نکنه، کارهایی هم که نیاز به تمرکز و دقت داره انجام نده. بهتره استراحت کامل کنه. اگر هم دیدی حالت تهوع و سرگیجه شدید پیدا کرد، سریع برسونش اینجا!» متقیان بنده خدا رنگ به صورتش نبود. پرسید: «اگر خیلی خطرناکه، اعزام کنید پشت خط، بره بیمارستان مجهز!» دکتر یا انتر گفت: «نه نیازی نیست، چون اگر از نوع خطرناک بود، تو این فاصله‌ای که رسوندیش، باید یه علامتی نشون می‌داد. اینا هم که گفتم، نه به‌خاطر نیش عقرب، بیشتر به‌خاطر آمپولی که زدم، می‌گم شاید حساسیت داشته باشه، وگرنه خطر عقرب که منتفیه!» گفتم: «خب مرد حسابی، برا چی آمپول زدی؟ اونم با اون نامردی؟ انگار انتقام بیدار شدنت رو خواستی بگیری!» البته فقط تو دلم گفتم...! تشکر کردیم، اومدیم بیرون، سوار ماشین شدیم. تو راه برگشت، چیزی نمونده بود از دست متقیان بمیرم از بس خندیدم! هر دو دقیقه می‌گفت: «سرت گیج نمی‌ره؟ حالت به‌هم نمی‌خوره؟» از یه طرف خوش‌خوشانم شده بود، تلافی صبح که بلند نمی‌شد، در می‌اومد و از طرف دیگه، از خنده ترکیدم... آخرش گفتم: «به‌خدا چیزیم نیست! چقدر گیر می‌دی؟ دستی‌دستی می‌خوای بکشیم؟!» وقتی رسیدیم، یکی دو ساعت استراحت کردم. بعد بلند شدم، لخت شدم، رفتم تو رودخانه. وسط آب دیدم سرم داره گیج می‌ره، نزدیک بود بخورم زمین. برگشتم بیرون ولی ترسیدم متقیان دوباره ببرتم پیش اون آمپول‌زنه. بی‌صدا دراز کشیدم تا نهار، دیگه تکون نخوردم. چند سال بعد که یه رفیق دکتر تو جبهه پیدا کردم، داستان رو براش تعریف کردم. گفت علت سرگیجه این بوده که مورفین بهت تزریق کرده بود، تا کمتر ورجه‌وورجه کنی و سرعت گردش خون بیاد پایین و پادزهری که زده، تو کل دستگاه گردش خون، سم رو از بین ببره... ما که خوب شدیم، خدا رو شکر، نیازی به ادامه معالجه نبود. ادامه دارد... کانال 👇 ⌛️ساعت صفر| 🗒دست‌نوشته های آقای راوی⌛️ 👆را به دوستان خود معرفی کنید @softzero
26.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باسلام و درود فراوان. خرمشهر، خونین شهر. سوم خرداد ماه یادآور خون های پاکی است که برای نشاندن نهال آزادی در خرمشهر بر زمین این دیار ریخته شد، هرگز از یاد نبریم که استقلال و آزادی امروز ایران حاصل جانفشانی شهیدان و ایثارگرانی است که درس آزادگی را در مکتب حسین بن علی علیه السلام فرا گرفتند و این روز یادگاری است از حماسه های آنان. گرامی می داریم این روز را... 💐💐💐🌹🌹💐💐💐🌹💐 کانال 👇 ⌛️ساعت صفر| 🗒دست‌نوشته های آقای راوی⌛️ 👆را به دوستان خود معرفی کنید @softzero
امام خمینی رحمت الله علیه: خرمشهر را خدا آزاد کرد. شهید احمد کاظمی: خرمشهر را خدا آزاد کرد اما اینکه خدا نصرت و یاری فرمود تا خرمشهر آزاد شود دلیلیش طبق آیات قران و روایات آن بود که ملت دین خدا را یاری کردند.آنگاه نصرت الهی شامل حال رزمندگان شد. عکس بالا و خاطرات ایام دفاع مقدس همه بیانگر آن است که ملت پای کار بودند حداقل بخش ارزشمندی از جامعه آن روز ایران اسلامی پای کار جنگ بودند. بخصوص زنان ... از ابتدای دفاع مقدس و آغاز حمله دشمن بعثی در جای جای خط تماس(درگیری) حضور زنان پررنگ بود. نمونه آن حضور و ایثار را در کتاب "دا " میتوانید مطالعه فرمایید. کانال 👇 ⌛️ساعت صفر| 🗒دست‌نوشته های آقای راوی⌛️ 👆را به دوستان خود معرفی کنید @softzero
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بیانیه تکان دهنده! امروز، الکساندر توربانوف، زندانی اسرائیلی که آزاد شد، بیانیه‌ای صادر کرد که دولت اشغالگر اسرائیل، کشورهای حامی آن و همه مأموران و خائنان را شوکه کرد: 🛑 مهربانی ات تا ابد در ضمیرم حک شده است.. در طول ۴۹۸ روزی که در میان شما زندگی کردم، و با وجود تجاوزها و جنایاتی که متحمل شدید، معنای واقعی مردانگی، قهرمانی خالص و احترام به انسانیت و ارزش‌ها را از شما آموختم. شما آزادگانِ در محاصره بودید، و من اسیر، و شما نگهبانان جان من بودید. تو از من مراقبت کردی، همانطور که یک پدر دلسوز از فرزندانش مراقبت می‌کند. تو سلامت، عزت و نعمت‌های مرا حفظ کردی. اگرچه در دستان مردانی بودم که برای سرزمین و حقوق دزدیده شده‌شان می‌جنگیدند، و اگرچه دولت کشورم در حال ارتکاب فجیع‌ترین نسل‌کشی علیه مردمی محاصره‌شده بود، اما شما هرگز اجازه ندادید که گرسنه بمانم یا تحقیر شوم. من معنای واقعی مردانگی را نمی‌دانستم تا زمانی که آن را در چشمان شما دیدم، و ارزش فداکاری را درک نکرده بودم تا زمانی که در میان شما زندگی کردم، و تا زمانی که شما را ندیده بودم که در برابر مرگ لبخند می‌زنید و در برابر دشمنی که به ابزارهای نابودی مسلح است، مقاومت می‌کنید، و چیزی جز بدن‌های برهنه خود ندارید. هر چقدر هم که فصیح و رسا باشم، کلماتی که ارزش واقعی شما را منعکس کند یا شگفتی و تحسین مرا از اخلاق والای شما بیان کند، نخواهم یافت. آیا واقعاً دین شما به شما آموخته است که با زندانیان اینگونه رفتار کنید؟ چه عظیم است این ایمانی که تو را به مرتبه‌ای می‌رساند که در برابرش تمام قوانین حقوق بشر که توسط بشر وضع شده‌اند، فرو می‌ریزند و تمام پروتکل‌های جنگی فرو می‌ریزند! حتی در سخت‌ترین لحظات، شما عدالت و رحمت را نشان می‌دهید، نه از طریق شعارهای توخالی، بلکه از طریق واقعیت تجربیاتتان. حتی در تاریک‌ترین شرایط هم از اصول خود کوتاه نمی‌آیید. باور کنید، اگر به اینجا برگردم، فقط یک جنگجو در صفوف شما خواهم بود؛ زیرا من حقیقت را از قوم شما آموختم و دریافتم که شما نه تنها صاحبان زمین هستید، بلکه صاحبان اصول و آرمان عادلانه نیز هستید. پ ن: لازم به ذکر است منبع این متن تایید نمیشود و این متن در فیسبوک و تلگرام منتسب به این اسیر آزاد شده در ۱۵ فوریه ۲۰۲۵ میباشد. کانال 👇 ⌛️ساعت صفر| 🗒دست‌نوشته های آقای راوی⌛️ 👆را به دوستان خود معرفی کنید @softzero
البته نامه زیر تایید شده دانیل آلونی (Danielle Aloni) به همراه دختر خردسالش، «امیلیا»، به مدت ۴۹ روز در اسارت حماس بود. در این مدت، او نامه‌ای به زبان عبری نوشت که در آن از رفتار انسانی و مهربانانه اسیرکنندگانش تشکر کرده بود. در این نامه، دانیل آلونی از مراقبت‌های ویژه‌ای که از او و دخترش صورت گرفته بود، قدردانی کرده و ابراز امیدواری کرده بود که روزی بتوانند به جای دشمنی، با یکدیگر دوست باشند. او همچنین از مهربانی، گرما و محبت اسیرکنندگانش سخن گفته بود. با این حال، خانواده او پس از انتشار این نامه، آن را «تبلیغات» خوانده و اعلام کردند که نباید به صحت آن باور داشت. این نامه در رسانه‌های مختلفی از جمله TRT World و Forward منتشر شده است. همچنین، ویدیویی از این نامه در شبکه جهانی توحید منتشر شده است: در ادامه، ترجمه تقریبی نامه‌ای را می‌خوانید ترجمه نامه اسیر اسرائیلی خطاب به گردان‌های قسام: > «به کسانی که ما را نگهبانی کردند، از شما بابت مراقبتی که از من و دخترم داشتید، تشکر می‌کنم. شما در شرایط سخت، با ما با مهربانی و انسانیت رفتار کردید. هرگز فکر نمی‌کردم در دل جنگ و در دل دشمن، کسانی را ببینم که برای انسانیت ارزش قائل باشند. به دخترم اجازه دادید که بازی کند، بخندد، و احساس امنیت کند. به من دارو دادید، غذای کافی دادید، و تلاش کردید ما را در آرامش نگه دارید. از شما ممنونم؛ و اگر روزی شرایط تغییر کند، کاش بتوانیم به‌جای دشمن، دوست باشیم. به امید صلح و درک متقابل میان انسان‌ها.» کانال 👇 ⌛️ساعت صفر| 🗒دست‌نوشته های آقای راوی⌛️ 👆را به دوستان خود معرفی کنید @softzero
30.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بخش از حماسه فتح خرمشهر از زبان سردار جعفر جهروتی کانال 👇 ⌛️ساعت صفر| 🗒دست‌نوشته های آقای راوی⌛️ 👆را به دوستان خود معرفی کنید @softzero
سلام و وقت بخیر داستان هایی که نوشتید مخصوصا در مورد شهر مهران من با دل و جان می‌خواندم چون پدرم در مهران جانباز شدند و زمانی که ۲ ساله بودم فوت کردند .و هیچ خاطره ی جبهه ای از ایشون ندارم با خواندن خاطرات شما پدرم را تصور میکردم و به پدرم و همه ی رزمنده ها افتخار میکردم . ممنونم که خاطراتتون رو یادداشت میکنید که ما هم استفاده کنیم . ادامه دارد... کانال 👇 ⌛️ساعت صفر| 🗒دست‌نوشته های آقای راوی⌛️ 👆را به دوستان خود معرفی کنید @softzero
⌛️ساعت صفر|دست نوشته های آقای راوی⌛️
سلام و وقت بخیر داستان هایی که نوشتید مخصوصا در مورد شهر مهران من با دل و جان می‌خواندم چون پدرم د
این دلنوشته را با اشک خواندم بسیارند فرزندان شهدا و ایثارگرانی که هیچکاری برایشان نمیتوانم انجام دهم کاش مرا قابل میدانستید و میتوانستم جای پدرتان را پرکنم که میدانم جای پدر پرشدنی نیست
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا