خستهام، ویرانی صد جنگ و طوفان در من است
روح من بیزار از اجبار ماندن در تن است.
- احمد نارویی
شب و دلتنگی و این چشم پر از حسرتِ خواب،
منم و شوق وصال تو و دریای سراب.
- جمهور سمیعی
يا إِلٰهِى وَرَبِّى وَسَيِّدِى وَمَوْلاىَ، لِأَيِّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَشْكُو، وَ لِمَا مِنْها أَضِجُّ وَأَبْكِى، لِأَلِيمِ الْعَذابِ وَشِدَّتِهِ، أَمْ لِطُولِ الْبَلَاءِ وَمُدَّتِهِ...
فرازی از دعای کمیل