هیامـ🇵🇸ــ
📪 پیام جدید هرچه با تنهایی من آشناتر می شوی دیرتر سر میزنی و بی وفا تر می شوی #دایگو
هرچه از این روزهای آشنایی بگذرد
من پریشان تر، تو هم بی اعتناتر میشوی..
هیامـ🇵🇸ــ
📪 پیام جدید گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم گاهی از دور تورا خوب ببینم کافیست #دایگو
آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم کافیست :)
هیامـ🇵🇸ــ
📪 پیام جدید شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت و خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد #دایگو
از غزل هایم فقط خاکستری مانده بهجا
بیتهای روشن و شعلهورم را باد برد :)
هیامـ🇵🇸ــ
📪 پیام جدید من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه برگی از باغچه شعر بچینم کافیست #دایگو
فکر کردن به تو یعنی غزل شور انگیز
که همین شوق مرا خوب ترینم کافیست
هیامـ🇵🇸ــ
📪 پیام جدید من که خرد و خاکشیرم این تویی که هر بهار سبز تر می بالی و بالا بلاتر می شوی #دایگو
مثل بیدی زلفها را ریختی بر شانهها
گاه وقتی در قفس باشی رهاتر میشوی
هیامـ🇵🇸ــ
📪 پیام جدید ساقه های مژه ام از وزرش آه نسوخت شکر، در جنگل ما هیزم تر بسیار است #دایگو
سفرهدار توام اي عشق بفرما بنشين
نان ِجو ، زخم و نمک ، خون ِجگر بسيار است ..