هیامـ🇵🇸ــ
📪 پیام جدید شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت و خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد #دایگو
از غزل هایم فقط خاکستری مانده بهجا
بیتهای روشن و شعلهورم را باد برد :)
هیامـ🇵🇸ــ
📪 پیام جدید من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه برگی از باغچه شعر بچینم کافیست #دایگو
فکر کردن به تو یعنی غزل شور انگیز
که همین شوق مرا خوب ترینم کافیست
هیامـ🇵🇸ــ
📪 پیام جدید من که خرد و خاکشیرم این تویی که هر بهار سبز تر می بالی و بالا بلاتر می شوی #دایگو
مثل بیدی زلفها را ریختی بر شانهها
گاه وقتی در قفس باشی رهاتر میشوی
هیامـ🇵🇸ــ
📪 پیام جدید ساقه های مژه ام از وزرش آه نسوخت شکر، در جنگل ما هیزم تر بسیار است #دایگو
سفرهدار توام اي عشق بفرما بنشين
نان ِجو ، زخم و نمک ، خون ِجگر بسيار است ..
هیامـ🇵🇸ــ
📪 پیام جدید ای دلبری از دلهره حضرت آدم پلکی بزن و دلهره ام باش دمادم... #دایگو
پلکی بزن از پلک تو الهام بگیرم
تا کاسهی تنبور و سهتاری بتراشم
هیامـ🇵🇸ــ
📪 پیام جدید هر کجا مينگرم مجلس سهرابکُشي است آه از اين خاک ، بر آن نعش پسر بسيار است #دایگو
پشت لبخند من آيا و چرايي نرسيد
پشت دلتنگيام اما و اگر بسيار است