فانوس دریایی.
اگه تجربی نشه خودم میتونم کنار بیام ولی بقیه چی مخصوصا مامانم..😶
خب امروز رفتیم مدرسه و ثبت نام کردم واسه دهم.. بله تجربی الف آوردممم
خلاصه امروز صبح رفته بودیم مدرسه، وارد دفتر شدیم و بعد سلام احوال پرسی، مامان دوستم پرسید: تو هم نخوابیدی؟
من اینجوری بودم که والا بهخدا خوابیدم(البته ساعت ۱) و داشتم براش توضیح میدادم صبحها همیشه صورتم پف میکنه وگرنه خوابیدم
بعد رفتم جلوتر برگهی تعهد نمیدونم چیچی رو تحویل بگیرم معانمون با یه لحن نگرانی پرسید: خوبی؟
من باز اینجوری بودم که آره بخدا فقط چشمم پف کرده
دوباره بعدش رفتیم یهجای دیگه مدارک مامانم رو تحویل بدیم و مدیر اونجا، معلم پیشدبستانیم بود.
خیلی وقت بود ندیده بودمش(از تلگرام پروفایلاشو دیدم چیا میذاشت😔) و اونم بهم گفت: اصلا تغییر نکردی.
که ترجمهش میشه هنوز قیافهت همونقدر سرد و خشکه:/ ، هعی خدا ملت هنوز نمیدونن من چقدر روحیاتم لطیف و گوگولی مگولیه
فانوس دریایی.
خب امروز رفتیم مدرسه و ثبت نام کردم واسه دهم.. بله تجربی الف آوردممم
تجربی رفتنم مثل این بود که با اینکه میدونستم عجب رشته سخت و چه چاه عمیقیه، اما بازم خودمو انداختم تو چاه
و از اینکه افتادم تو چاه خیلی هم راضیم🗿