فانوس دریایی.
جریان اینه:
یکی از بچهها یه مقوا آورد که روش ۲۲ تا خانوم خطی(به علاوه جایگاه معلمان) کشیده بود.
هرکدوممون کاراکتر خودمون رو کشیدیم و اینی که ریپلای زدم منم😂
اونعکس کنارش هم کاراکتر دبیر ادبیاتمونه با مقنعهی بنفشش.
یکی از فامیلامون استوری کرده بود و تولد نوزادی به نام "شهریار" رو تبریک گفته بود.
آخه لعنتی شهریار باید بالای ۳۰ سال باشه، مگه شهریار ۱ روزه هم داریم؟
فانوس دریایی.
بنظرم غذاخوردن تنهایی اصلا بدرد نمیخوره، مگه اینکه کنارش کتاب بخونی یا فیلم ببینی.
خلاصه براتون بگم که امشب داشتم تنها شام میخوردم؛
و جهت سرنرفتن حوصله، یه کتاب از بین کتابا کشیدم بیرون: ریلا در اینگلساید(جلد هشتم آنشرلی).
بعد یکسال، حالا که برای بار دوم شروع به خوندنش کردم، با ریلا بیشتر از قبل همزاد پنداری میکنم.
همون اول که از وسط شروع به خوندن کردم، دقیقا یادم افتاد چرا کتابای ال.ام مونتگمری رو همیشه دوست داشتم.
نویسندهی موردعلاقهم؟ خانم مونتگمری.
امیدوارم کنکوریای امروز و فردا نتیجهی کل تلاشهاشون رو ببینن.
نتیجهی همهی اون دورهمیها و سفرهایی که میخواستن برن ولی نرفتن،
همهی اون سریالایی که میخواستن ببینن ولی ندیدن.
همهی وقتایی که مثلا سرگرم یهکار دیگه بودن، ولی کلمهی "کنکور" داشت پسِ ذهنشون ناخن میکشید.
امیدوارم به اون چیزی که توی ذهنتون بهترینه برسید💘