وای باورم نمیشه ۴ ساعت خوابیدم
بعد خواب بعد امتحان ریاضی، این رکورد دومم محسوب میشه
هدایت شده از ریح
اگه شماهم حوصلتون سر رفته و نمیدونید چیکار کنید برید کامنتای مایکت رو بخونید.
من و راحیل یک ساعته داریم از خنده زمینو گاز میزنیم.
فانوس دریایی.
:《یهچیزی هست که پیرمرد و پیرزنها میگن:" ایشالا پیر بِبِش.". یعنی پیر بشی که دیگه گرفتاری نداشته باشی(منظورشون اینه). میگم آقا ما نمیخوایم پیر بشیم، میخوایم همون بچگیمون بمونیم.》
فانوس دریایی.
وای باورم نمیشه ۴ ساعت خوابیدم بعد خواب بعد امتحان ریاضی، این رکورد دومم محسوب میشه
دیشب درواقع داشتم تا ساعت نزدیکای دو، خاطرات اونروز رو مینوشتم. میدونستم در آیندهی دور یا نزدیک قراره دلم برای دیروز تنگ بشه. حتی با وجود هوای ۵۰ درجهش.
حدود یک ساعت بیدار بودم و داشتم مینوشتم. و بعدش هم تا خوابم ببره طول کشید و اینطوری شد که امروز حسابی خسته بودم و ۴ ساعت خوابیدم😂
یکیاز وجههای اشتراک من و خواهرم و معلم زبان جدید اینه که هر سهتامون میخوایم یه روز موهامون رو نارنجی کنیم.
معلممون میگفت که همیشه وقتی اینو به بقیه میگفته، اونا تعجب میکردن که چرا نارنجی؟
ولی الان که میبینه دونفر دیگه هم دقیقا همچین فکری در سر دارن و براش جالبه😂
من به شخصه دقت کردم بیشتر شخصیت کتابهای موردعلاقهم، موهاشون نارنجی بوده: آنشرلی و جودی ابوت.
این شد که به رنگ موی نارنجی واقعا علاقهمندم.