https://eitaa.com/73890140/1365
آره دیگه بیشتر پیاما رو خوندم😂😂 خوشحالم دوستش داشتی💘💘
فانوس دریایی.
هرکار میکنم دست و دلم به خوندن ادامهی جلد ۴ مدرسهی افسانهای نمیره. تازه هفته پیش هم یه کتاب دیگه
جلد ۴ رو دیروز تموم کردم
پیش به سوی شروع جلد ۵ مدرسهی افسانهای🤚🏻
فانوس دریایی.
آهنگها رو دوست دارم، البته نه هر آهنگی رو. آهنگی که روح داشته باشه. آهنگی که هر قسمت متن و موسیقیش تو رو یاد یه خاطره، یه آدم بندازه. من هیچوقت "بهار بهار" رو درستحسابی گوش نکردم، با اینحال باهاش خاطره دارم. امشب برای اولین بار دارم کامل و با دقت بهش گوش میکنم. هنذفری توی گوشمه؛ ولی هرازگاهی حس میکنم صداش اونقدر بلنده که بقیه هم میتونن بشنون. از گوش راستم صدای آهنگ رو میشنوم و از اون یکی صدای بادی رو که با ماشین مسابقه گذاشته.
این آهنگ برام خاطرات و آدما رو مرور میکنه. دوستی که اولینبار موقعِ عید امسال برام فرستادش؛ ولی خودش دیگه توی این شهر نیست: "بهار بهار چه اسم آشنایی/ صدات میاد اما خودت کجایی؟"
وقتی که میخونه "یادش بخیر بچگیا چه خوب بود/
حیف که هنوز صبح نشده غروب بود/ آخ که چه زود قلک عیدی هامون/ وقتی شکست باهاش شکست دلامون" یاد بابام میفتم. همیشه میگه کاش میشد به بچگیهامون برگردیم. فکر میکنم بهارِ بابام همون دوران بچگیاش بوده، وقتی که همقد چمنهای صحرا بودن.
حالا بیشتر از یکماهه که بهار تموم شده؛ ولی سوال من اینه که "وا بُکُنیم پنجرهها رو یا نه؟ تازه کنیم خاطرهها رو یا نه؟"
فانوس دریایی.
جلد ۴ رو دیروز تموم کردم پیش به سوی شروع جلد ۵ مدرسهی افسانهای🤚🏻
بدون وقفه جلد ۵ رو خوندم و امروز تموم شد.
الان جلد ۶(آخرین جلد) هستم.
فقط نمیدونم چرا این ماجرای رایان و داداش روانیش تموم نمیشه، بلکه از جلدی به جلد دیگر انتقال مییابه؟
فانوس دریایی.
خیلی باادب بود که
تنها حرف بیادبیش که اونم خیلی بی ادبی نبود: لعنتی