فانوس دریایی.
جلد ۴ رو دیروز تموم کردم پیش به سوی شروع جلد ۵ مدرسهی افسانهای🤚🏻
بدون وقفه جلد ۵ رو خوندم و امروز تموم شد.
الان جلد ۶(آخرین جلد) هستم.
فقط نمیدونم چرا این ماجرای رایان و داداش روانیش تموم نمیشه، بلکه از جلدی به جلد دیگر انتقال مییابه؟
فانوس دریایی.
خیلی باادب بود که
تنها حرف بیادبیش که اونم خیلی بی ادبی نبود: لعنتی
عکسا مال یکی دو روز پیشن.
۴ مرداد تولد خواهر کوچیکم و بابام بود و دیشب براشون تولد گرفتیم. میدونستم خواهرم کورومی دوست داره برای همین براش هدیههای "کورومیای" گرفتیم. جریان اینه که من اصلا از کورومی خوشم نمیاد و فقط واسه دلخوشیش خریدم؛
ولی حالا کورومی داره فراگیر میشه(!). حتی روی کیک تولدش هم کورومی، روی کلاهش، به زودی روانی خواهم شد🥀
فانوس دریایی.
توی ماشین هم پاکت "کورومیای" رو گذاشته بود روی سرش و خوابیده بود
این همه عشق به کورومی کجا میاد؟ کورومی کِی وقت کرد فراگیر بشه؟
من نگرانم(Nigga run)