راستی دیروز برگشتیم بندر. یه بار دیگه من از بندر بد گفتم، آزادید که از کانال لفت بدید
هدایت شده از 🇵🇸𝑫𝒖𝒔𝒌𝑽𝒆𝒍𝒍𝒊𝒄𝒉𝒐𝒓🇮🇷 ☝️🏻
به نام خالق روح هستی؛
یه تقدیمی هم برای چنل دارها هم ممبرا، این پیام و فور و لینک تون و بفرستید و ممبرا هم به خودم پیام بدین.
منم یه پک تقدیمی بهتون میدم که بارز ترین ویژگی ش یه ادیت مخصوص شماست[لطفا چه ممبر چه ادمین هم اسم نویسنده موردعلاقه تون و بگید هم یکم درباره شخصیت و علایقتون♡].
ظرفیت؟ نمیدونم ولی محدود.
امضاء : Erlin
دربارهی شخصیتم هم خیلی نمیدونم جدا. یعنی نمیدونم چطوری بگم. فکرکنم چون از قبل اینجا بودی شاید یه چیزایی بدونی
یکی دوتا پیام فوروارد میکنم و براساس همون نتیجه بگیر بنظرم🫠
هدایت شده از فانوس دریایی.
آهنگها رو دوست دارم، البته نه هر آهنگی رو. آهنگی که روح داشته باشه. آهنگی که هر قسمت متن و موسیقیش تو رو یاد یه خاطره، یه آدم بندازه. من هیچوقت "بهار بهار" رو درستحسابی گوش نکردم، با اینحال باهاش خاطره دارم. امشب برای اولین بار دارم کامل و با دقت بهش گوش میکنم. هنذفری توی گوشمه؛ ولی هرازگاهی حس میکنم صداش اونقدر بلنده که بقیه هم میتونن بشنون. از گوش راستم صدای آهنگ رو میشنوم و از اون یکی صدای بادی رو که با ماشین مسابقه گذاشته.
این آهنگ برام خاطرات و آدما رو مرور میکنه. دوستی که اولینبار موقعِ عید امسال برام فرستادش؛ ولی خودش دیگه توی این شهر نیست: "بهار بهار چه اسم آشنایی/ صدات میاد اما خودت کجایی؟"
وقتی که میخونه "یادش بخیر بچگیا چه خوب بود/
حیف که هنوز صبح نشده غروب بود/ آخ که چه زود قلک عیدی هامون/ وقتی شکست باهاش شکست دلامون" یاد بابام میفتم. همیشه میگه کاش میشد به بچگیهامون برگردیم. فکر میکنم بهارِ بابام همون دوران بچگیاش بوده، وقتی که همقد چمنهای صحرا بودن.
حالا بیشتر از یکماهه که بهار تموم شده؛ ولی سوال من اینه که "وا بُکُنیم پنجرهها رو یا نه؟ تازه کنیم خاطرهها رو یا نه؟"