فانوس دریایی.
منی که منتظرم مامانم بخوابه تا برم نودل درست کنم: اون پشتخطی مامان که فعلا فعلاها نمیخواد دست از صح
مادر نه تنها قصد خواب ندارد، بلکه درحال ریواچ آنام از شبکهی آیفیلم است.
عجیب/جالبترین چیزهایی که تو عمرم دیدم/شمارهی1:
ساعت ۷ صبح، رفته بودم آزمایش خون بدم که دیدم نگهبانی ساختمون برای خودش آهنگ فانک گذاشته.
فانوس دریایی.
عجیب/جالبترین چیزهایی که تو عمرم دیدم/شمارهی1: ساعت ۷ صبح، رفته بودم آزمایش خون بدم که دیدم نگهبا
عجیب/جالبترین چیزهایی که تو عمرم دیدم/شمارهی2:
اونور خیابون یه مردی رو دیدم که داشت از یه دستفروش لباس میخرید. همونجا تیشرتشو درآورد و تیشرت جدیدش رو امتحان کرد.
هرازگاهی بهجای اینکه مستقیم برم کوچهی خودمون و زنگ در رو بزنم، از کوچه قبلی میونبر میزنم. خونههاش اکثرا ویلاییان و گلهای کاغذی صورتی و نارنجی دارن. یه چندتا خونه جلوتر، این خونهست که از این دیوارش بوتهی یاس بالا رفته. توی عکس قشنگیش معلوم نیست
فانوس دریایی.
عجیب/جالبترین چیزهایی که تو عمرم دیدم/شمارهی2: اونور خیابون یه مردی رو دیدم که داشت از یه دستفر
عجیب/ شماره3:
النا: همدان الان صبحه؟
"بود و نبود تو به کتف هیچکس نیست."
این جمله هم بهم آرامش میده هم اعصابم رو بهم میریزه. سعی میکنم ازش در جهات مثبت استفاده کنم.
از احساساتی که تجربه میکنم متنفرم. از نوجوونی متنفرم. از اینکه نمیدونم هرچی حس میکنم واقعیه یا تحت تأثیر هورمونهاست هم متنفرم.(درمورد عشق و عاشقی صحبت نمیکنم. این چیزا رو از من دور بدون خوشگل)
با کسی صحبت میکنم و یهو انقدر احساس زشت بودن میکنم که دلم میخواد سرم رو بکوبم به زمین. توی جمع صحبت میکنم و حس میکنم کسی گوش نمیده و بحث یهو عوض میشه. حس یه دلقک اسکل رو دارم که حرفاش به کتف هیچکس نیست و این هم بهم آرامش میده و هم اذیتم میکنه.
بدترین قسمت اینکه میگم "آدمها رو اعصابترین موجودات هستند" اینه که خودمم آدم هستم. چرا آدم بودن اینطوریه؟ یا شاید تقصیر نوجوونیِ دردگرفتهست؟
اصلا کاش روی همهی اینها خاک بریزم. چندهفتهست که وضعیت اینه. همش سعی کردم وانمود کنم وجود ندارن. خودم رو مشغول درس و امتحان کردم. اما لامصبا هربار یه طوری راهشونو پیدا میکنن و دوباره اذیتم میکنن. بدترین قسمتش میدونی چیه؟ اینکه میدونم همشون یا حداقل بیشترشون الکین. میدونم همشون ساختهی ذهنمن.
بذار اعتراف کنم: بله. من یه بزدل هستم که به درست و غلطی احساسات کوفتیش مطمئن نیست و نمیتونه در دنیای واقعی حلشون کنه.
فانوس دریایی.
"بود و نبود تو به کتف هیچکس نیست." این جمله هم بهم آرامش میده هم اعصابم رو بهم میریزه. سعی میکنم
الان هم وانمود کنید من این رو ننوشتم. یه بیگانه به چنل نفوذ کرده