eitaa logo
فانوس دریایی.
56 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
150 ویدیو
14 فایل
دیلی یه آدم رندوم از بین ۸ میلیارد و خوردی آدم روی زمین. برای حرف‌های جالب و ناجالب: -
مشاهده در ایتا
دانلود
دلم برای خنده‌بازار تنگ شده
چجوری میشه آدم هم خودشیفته باشه هم از خودش بدش بیاد؟ اطرافیان گفتن مگه میشه؟ گفتم بله میشه چون من میخوام اطرافیان گفتن نمی‌تونی گفتم میتونم و تونستم
فانوس دریایی.
نامه‌ای که النا(خواهر کوچیکم) چندوقت پیش بهم داد😭😭😭
اون دل‌‌گرفتگی داغون، صبح بعد شبی که با دوستات بیرون بودی و کلی خوش گذشت🥀🥀🥀
فانوس دریایی.
اون دل‌‌گرفتگی داغون، صبح بعد شبی که با دوستات بیرون بودی و کلی خوش گذشت🥀🥀🥀
خوبه حالا لحظه‌ی آخری میخواستم کنسل کنم و نرم. اون اوایلش که رسیدیم هم حس اضافی بودن داشت منو می‌کشت. با خودم گفتم دیدی؟ اینم از این.
ولی به خودم گفتم یه آدم دپرسی که تن لشش رو جمع کرده و رفته بیرون، بهتر از آدم دپرسیه که تو خونه میمونه و قرارها رو کنسل می‌کنه‌. این شد که بالاخره مغزم راضی شد.
بعد فامیلشون اومد دنبالمون و ۶ نفره(با جلویی‌ها کلا ۸ نفر) سوار ماشین شدیم. دو نفر روی پای یکی دیگه نشسته بودن، ولی وضعیت من از همه داغون‌تر بود. کلا کج بودم و دستمم لم داده بودم به دست یکی دیگه. این وسط لباس بدبختم داشت به چوخ می‌رفت، حیف این‌همه اتوکشی. راننده‌ی خدا لعنتش نکنه می‌دونست بچه‌ها(من نه) میترسن هی بین ماشینا لایی می‌کشید. مثلا اول قرار بود بریم خیابون ۲۲ بهمن که ردیف فلافل سلف‌سرویس داره. بعد یهو مقصد عوض شد به کنار دریا. نزدیک یک ساعت تو ترافیک بودیم که دیدم ترافیک تموم نمیشه. پیشنهاد(!) کردم پیاده بریم تا به جایی که خانواده‌شون نشسته بودن برسیم.
دو ساعت از بازار لاری‌ها تا مقصد پارک کنار دریا، پیاده رفتیم تا به آش برسیم. در این راه اتفاقات نبستا جالبی افتاد. یه قسمت کلا بساط فلافلی، نون توموشی، دست‌فروش‌ها، قلیون(!) و آهنگ بندری و غیربندری به پا بود. جدا از این‌ها، توقف‌های ما دلایل زیادی داشت.
توقف اول: بانوان گرامی می‌خواستن عکس‌های جذاب با ویوی دریا و حروف BANDARABBAS بگیرن. هرچند حوصله‌مون نشد تا اونجا بریم و به ویوی دریا بسنده کردیم.