فانوس دریایی.
هرچی میزنم روی پایان دادن به تمام نشست های دیگر نمیرن
بالاخره موفق شدم
فانوس دریایی.
لحظاتی پیش هنذفریم به چوخ رفت. خداروشکر نمیدونم چیکار کنم
فکرکردم قراره فعلا فعلاها با هم باشیم و دلم رو بهت خوش کرده بودم. اما دنیای بدیه.
آدم وقتی نمیتونه به هنذفری خودش اعتماد کنه چطوری میتونه به آدمای اطرافش اعتماد کنه. امان از بازی های زندگی
برای دانش آموز هیچی جز نمرهی اضافه یه جون به جوناش اضافه نمیکنه(البته اگه تعطیلی، اردو، غیبت دبیر، و.. رو فاکتور بگیریم)
دبیر فیزیک پارسالم اگه با دبیر فیزیک امسالم درمورد من صحبت کنه واقعا برگاش از این همه تغییر میریزه(سرکلاسای پارسال ۹۰ درصد اوقات خواب بودم)