در یخچال رو باز کردم و هندونه دیدم. درود و صد درود به هندونه. اصلا درود به نزدیکشدن تابستونی که هندونه رو با خودش میاره
توی آسانسور که بودیم، بوی یه عطری اومد که اصلا خیییلی بوش خوب بود. به مامانم گفتم عجب سلیقهی خوبی داشته طرف.
از یه طرف امشب همسایهی مهربون طبقه چهارممون به مناسبت روز معلم، برای مامانم یه عطر و یه شاخه گل هدیه آورد. الان فهمیدیم عه این عطر همون عطره.