در این زمانهی بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظهی خود را
برای این همه ناباور خیال پرست؟
به شب نشینی خرچنگهای مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست؟
رسیدهها چه غریب و نچیده میافتند
به پای هرزه علفهای باغ کال پرست
رسیدهام به کمالی که جز انالحق نیست
کمال دار را برای من کمال پرست
زنده یاد محمدعلی #بهمنی🖤
از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مردم به حیوان برزدم
مردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
حملهٔ دیگر بمیرم از بشر
تا بر آرم از ملایک پر و سر
وز ملک هم بایدم جستن ز جو
کل شیء هالک الا وجهه
بار دیگر از ملک قربان شوم
آنچ اندر وهم ناید آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون
گویدم که انا الیه راجعون
#مولانا
صراحی
این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقین از آسمان خوشتر شده در نور او روی زمین بیهوشی جانهاست ا
#من_غلام_قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
«آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو»
گفتم «ای عشق! من از چیز دگر میترسم»
گفت «آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو»
من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو
قمری جانصفتی در ره دل پیدا شد
در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو
گفتم «ای دل چه مهست این دل اشارت میکرد»
که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو
گفتم «این روی فرشتهست عجب یا بشر است؟»
گفت «این غیر فرشتهست و بشر هیچ مگو»
گفتم «این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد»
گفت «میباش چنین زیر و زبر هیچ مگو»
ای نشسته تو در این خانهٔ پر نقش و خیال
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو
گفتم «ای دل پدری کن نه که این وصف خداست»
گفت «این هست ولی جان پدر هیچ مگو»
#مولانا
هر کسی محراب کردست آفتاب و سنگ و چوب
من کنون محراب کردم آن نگارین روی را
#ابوسعید_ابوالخیر