هدایت شده از شاعرِ آیینهها
"شعر فوران خون است، هیچ جوره بند نمیاید."
-سیلویا پلات
سلام باید میکردم 😂😂
صبح امتحان داشتم
بعدش تا ۵ عصر خوابیدم😂
بعد بیدار شدم درس خوندم 😂
الان خدمت شمام-
هدایت شده از از آن سوی تاریکی
#نوشته
عجله داشتم!
تند تند راه می رفتم...
محکم به چیزی خوردم،
آدم بود...!
منتظر بودم بگوید: کوری...؟؟؟!
با من دست داد و لبخندی زد...!
به گمانم " انسان" بود...!
هدایت شده از ☆
برای ایستگاه ۳۴✨👑
هیچ کس نمیدونه بسته های اون پستچی پر سروصدا که هر هفته با لباس سبزش از جلوی خونشون رد میشه چیه. اما اون پستچی برای سازمان پست نیست،اون طلسم ها و جادو ها رو به ساحران خارج از مرز قانونی میده. و البته خیلی ازش راضین!
بوک مارک: اگه هیچ چیز مناسبی نداشته باشی، به جای هر چیز درست درمونی لاش رب میزنی تا صفحه گم نشه!