ایستگاه 34 🇮🇷
https://eitaa.com/Nummer_ett/11886 نوزادو ول کرددددد رفت- 😦😦
زننینزمیخسنبهسمژدبسمشمسثخسنسدژنمسنس
هدایت شده از زنانشرقی
چیزی نیست که بشود با قرص و آمپول و نمیدانم قدمزدن کنار خیابان یا روشن کردن یکی دو سیگار کاریش کرد. اینجا، باور کنید، من گاهی دیگر انگار نمیتوانم نفس بکشم.
-هوشنگ گلشیری.
هدایت شده از زنانشرقی
جداً هر جا تو زندگی ندونستی چه کار کنی، بیا راجبش باهم چای بخوریم.
هدایت شده از زنانشرقی
زنی تنها در آستانه فصلی سرد
-
و این منم، زنی تنها در آستانهی فصلی سرد، در ابتدای درک هستی آلودهی زمین و یأس ساده و غمناک آسمان و ناتوانیِ این دستهای سیمانی. نجاتدهنده در گور خفته است و خاک، خاک پذیرنده، اشارتیست به آرامش. زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت.
در کوچه باد میآید. در کوچه باد میآید و من به جفت گیریِ گلها میاندیشم. به غنچههایی با ساقهای لاغر کم خون و این زمان خستهی مسلول.
اگه یه گروه بزنم فقط برای شعر فرستادن (بیت بیت، کامل، مصرع مصرع، هر نوع شعری) میاین اونجا؟؟؟؟