هدایت شده از زنانشرقی
زنی تنها در آستانه فصلی سرد
-
و این منم، زنی تنها در آستانهی فصلی سرد، در ابتدای درک هستی آلودهی زمین و یأس ساده و غمناک آسمان و ناتوانیِ این دستهای سیمانی. نجاتدهنده در گور خفته است و خاک، خاک پذیرنده، اشارتیست به آرامش. زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت.
در کوچه باد میآید. در کوچه باد میآید و من به جفت گیریِ گلها میاندیشم. به غنچههایی با ساقهای لاغر کم خون و این زمان خستهی مسلول.
اگه یه گروه بزنم فقط برای شعر فرستادن (بیت بیت، کامل، مصرع مصرع، هر نوع شعری) میاین اونجا؟؟؟؟
هدایت شده از زنانشرقی
من خوشههای نارس گندم را به زیر پستان میگیرم و شیر میدهم کسی میآید، کسی میآید، کسی که در دلش با ماست, در نفسش با ماست، در صدایش با ماست سهم من، آسمانیست که آویختن پردهای آن را از من میگیرد دستهایت را دوست میدارم آه چه آرام و پرغرور گذر داشت....
-
چه می شد اگر خدا، آن که خورشید را چون سیب درخشانی در میانهی آسمان جا داد.
آن که رودخانهها را به رقص در آورد، و کوهها را بر افراشت.
چه می شد اگر او، حتی به شوخی، مرا و تو را عوض می کرد؟
مرا کمتر شیفته، تو را زیبا کمتر!
- جناب قبانی.
هدایت شده از زنانشرقی
روز شیرینم که با من آتشی داشت؛ نقش ناهمرنگ گردیده سرد گشته، سنگ گردیده؛ با دم پاییز عمر من کنایت از بهار روی زردی. -نیما-
-
یادم باشد که تنهاییام را برای خودم نگه دارم، و بغضهای شبانهام را برای کسی بازگو نکنم تا ترحم دیگران را با اظهار علاقه اشتباه نگیرم.
یاد من باشد که فقط برای سایهام بنویسم.
- صادق هدایت
ایستگاه 34 🇮🇷
اگه یه گروه بزنم فقط برای شعر فرستادن (بیت بیت، کامل، مصرع مصرع، هر نوع شعری) میاین اونجا؟؟؟؟
میزنم پس
باید البته صبر کنیم که ایتا قابلیت گروه زدن رو به ما برگردونه (ایتای دلقک! دیروز که سالمبودی!-)