اومدم یه نکتهای رو بگم و برم مردسه🗿👨🏿🦯
دوستان ۶ پارت دیگه رمان تموم میشه یعنی سه روز دیگه:)
از اونجایی که ما رمان رو میخوایم بر اساس واقعیت بنویسیم منتظر میمونیم کنسرت اردیبهشت رو بریم و فصل دوم رو شروع کنیم.!
باتشکر از صبوری شما😂🍃
#استوری رهام
+داداژ بی زحمت یه نگاهی به تهرانم بنداز🗿🍃
𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂'
https://eitaa.com/joinchat/14942565C7820ec1649
#پارت_چهل_چهار
به نام خدا✍🏼✨
``رمان 27 فروردین``
رهام رفت گیتارش رو اورد و من و رایان و رهامیر رفتیم توی اتاق
من: خاله تو نمیای?
مامان مائده: نه عزیزم من همین الان از ملاقات اومدم شما برین راحت باشین
من: باشه
رفتیم لباس مخصوص ورود به اتاق رو پوشیدیم و رفتیم داخل
رهام اول رفت: به به مائده خانم چطورییی
امیر : سلااام اومدیم بترکونیم
رایان: بیمارستانو😂🙂
پرنیا: به به دوزت عزیزممممم
رهام: خب دوستان شروع میکنیم
امیر: پرنیا مائده کدوم اهنگو دوست داره?
من: دوره گرد:)
امیر: پس من باید فقط نگاه کنم
رایان: خب یه چیز بخونید دوتاتون باشین
امیر: نه نه نه مهم مائدست من که مهم نیستم رهام داداش شروع کن ماعم پشتت زمزمه میکنیم
رهام گیتار رو برداشت و شروع کرد به خوندن دورگرد
رهام: نمیخواستم ببینیم تو این حاله بد ، بازم این خونه بی تو منو دوره کرد...
رفتم جلو صورت مائده تا از نزدیک بهش نگاه کنم
رهام: باز دمت گرم ، هنوزم هستی عاشق بمونم...
از چشم مائده یه قطره اشک اومد
من: باورم نمیشههههه از چشم مائده اشک اومدددد
رهام دست از خوندن برداشت و اومد پیشه من نزدیک مائده
امیر: زبونم لال ولی یه جا شنیده بودم اگه کسی تو حالت عادی نباشه و از چشماش اشک بیاد یعنی اون قطره اخر اشکشه و...
رایان: عههه زبونتو گاز بگیر😐
امیر: گفتم دیگه زبونم لال🗿
صدای یه سوتی شنیدیم که توی فیلما به نشانه ایست قلبی میزد
ولی این واقعی بود
مائده قلبش ایست کرده
من: واااای دکترررررررر
همه از جاشون بلند شدن و دوییدن سمت مائده
امیر: من شوخی کردم چرا اینجوری شد دروغ گفتممم
رهام: امیر بس کننننن
دکتر اومد توی اتاق
دکتر: سریعا همه بیرون بدوئین
پرستار: برین بیرون ، بیرون
پرستار هممون رو بیرون کرد
مامان مائده: چیشده، چیشدهههههههه با دخترم چیکار کردیننننن
من: خاله نترس یه شوکه کوچولوعه همه چی خوب میشهههه
همه رفتیم پشت شیشه که دکتر با دستگاه شوم برقی وایساده بود و به مائده شوک میداد
شوک اول فایده ای نداشت
شوک دوم بازم همینطور
شوک سوم بازم همینطور
همه اشک تو چشمامون جمع شده بود و نگاهمون به مائده و دست به دعا
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ادیت پرنیا برای سالگرد ۲۷ فروردین🙂💚
خوده پرنیا به دلایلی نتونست انلاین شه
𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂'
https://eitaa.com/joinchat/14942565C7820ec1649
#پارت_چهل_پنج
به نام خدا✍🏼✨
رمان ۲۷ فروردین
شوک پنجم جواب داد ارههه جواب داد خدایا شکرتتتت
همه خوشحال شدن و دکتر از اتاق اومد بیرون
دکتر: شما رفتین توی اتاق کار خاصی کردین?
امیر: نه مثلاً چیکار کنیم همونوری که گفتین اهنگ خوندیم
دکتر: دیگه اجازه ملاقاتش رو ندارین
امیر: اقای دکترررررررر یعنی چی اجازه دیدنشو نداریم ما که کاری نکردیممم😐
مامان مائدع: اقای دکتر لطفاً همین یه دلخوشی رو ازم نگیر
دکتر: فقط بخاطر اون مادر اجازه میدم وگرنه اجازه دیدنشو نداشتیم
دکتر رفت و رهام با یه لحن عصبی: دکتره بیشور فک کرده ما رفتیم بلا سرش اوردیم
امیر: اروم باش مهم اینه خودمون میدونیم کاری نکردیم
رایان: بگذریم ، بیاین بریم لباسامونو عوض کنیم تر و تازه بیایم پیشه مائده
رهام: منو امیر که تازه عوض کردیم
مامان مائده: منم که دخترمو ول نمیکنم تو و پرنیا برین
رایان: باشه، پرنیا بریم?
من: من لباس ندارم
رایان: عهههه عصابمو خورد نکنید بریم سر راه میخرم برات فقط یکی با من بیاد من تنها نمیرم
امیر: اخی لو لو میاد میخورتت?
رایان:😐
من : باشه بریم فقط سریع برگردیم
رفتیم تو یه پاساژ و وارد یه مغازه شیک و باکلاس شدیم
رایان: تو برو قسمت زنونه ببین هرچی خوشا میاد بپوش بیا بیرون
من: باشه
رایان هم رفت قسمت مردونش
یه لباس خوشگل برداشتم و به فروشنده گفتم میشه از این سایز منو بیارین?
فروشنده: چرا که نه عزیزم ، بفرمایید
لباس رو ازش گرفتم و رفتم توی اتاق پرو
پوشیدمش
خیلی بهم میاد
بنابراین درش نیاوردم و اومدم بیرون
رایان هم یه تیشرت سفید با یه شلوار مشکی پوشیده بود
رایان: قشنگه بریم?
من: اینجا همه چی مفته? نباید حساب کنیم?
رایان: نه مفت نیست ولی برا من مفته☺️
من: عاو پس بریم
برگشتیم بیمارستان و یه دسته گل هم گرفته بودیم
رفتیم پیشه رهامیر و مامان مائده
منو رایان: سلام
همه: سلام
رهام: به به شیک کردین
منو رایان : بله دیگه😔
#استوری دیروز امیر
سمیی بمولا سمی😂🤣
اینجوریتم دوست داریم:)
𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂'
https://eitaa.com/joinchat/14942565C7820ec1649
#استوری امیر
+چقدم عشق، عشق کرد🗿😂
𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂'
https://eitaa.com/joinchat/14942565C7820ec1649
Roham Hadian - Nakhle Bi Sar [320].mp3
زمان:
حجم:
2.2M
اوکی برید عر بزنید باهاش:)👨🏿🦯
𝑴𝒂𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒖𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈🍂'
https://eitaa.com/joinchat/14942565C7820ec1649