𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
فصل۳ #پارت۱۶ در باکس رو که امیر برداشت با یه قابلمه مواجح شد امیر: بسم الله مسعود چیههه این مسعود:
فصل۳
#پارت۱۷
همه: اوووووو بهبههههه
امیر: ایشالا کی عمو میشم؟
رایان: هنوز زوده باباااا
رهام: خب ی عروسیم افتادیم
رایان: ایشالا😂
پرنیا: نبابا رایان بگیر نیست
رایان: عههه ، حالا ک اینجور شد فردا میگیرمش
پرنیا: هرکی نگیرهههه
چرخوندیم
افتاد به رهام و امیر ک امیر باید سوال میپرسید
امیر: خب داداش جرعت یا حقیقت
رهام: حقیقت
امیر: سوالی تو ذهنم نییست😂 وایسین فک کنم
من: عجبب
امیر: آخرین بار کیو بوسیدی
رهام: ازکجا؟
همه خندیدیم😂
امیر: هرچی کرم خودته😂😔
رهام: آخرین بار موقع تبریک گفتن تورو بوسیدم😂
امیر: ن ن بجز اون
رهام: بجز اون یادم نمیاد
رایان: مام ک گوشامون مخملیه
مسعود: بگو بابا رحت باش ما خودی ایم
پرنیا: رهام سفته نم پس نمیده😂
رهام: جدی یادم نمیاددد من زیاد کسیرو نمیبوسم
من: مث منه احساساتشو بروز نمیده
رایان: شکر میخوره بابااا
رهام: عه😐😂
امیر: باشه باشه بعدا راجبش صحبت میکنیم😂
مسعود بطری رو چرخوند و افتاد ب من از پری
من: خب دخترم جرعت یا حقیقت
پرنیا: حقیقتتت
من: سه جا میگم تو بگو از بین این سه نفر با کی کجا میرفتی امیر،رهام،مسعود
پرنیا: اوکیههه
من: کیش،عروسی،دعوا،
پرنیا: با مسعود میرفتم کیش با امیر میرفتم عروسی دوتایی مجلسو گرم کنیم😂 با رهامم میرفتم دعوا چون شمیرزنی بلده ازم دفا میکرد
امیر: مجلسو گرم میکنیمو خوب اومدیییی
مسعود: کیش چه غلطی میکردیم انوخ؟
پرنیا: خراب بازی🤣...
اینم از پارت بعدی:))
خب دخترام بگین تا اینجا چطور بوده و از ۱ تا ۱۰ به رمان چند میدین
https://harfeto.timefriend.net/16800194887014
خب عالی ، میشه واقعی جواب بدین ، رل دارین؟
...
تشکر، نه ولی تا دلت بخاد اکس دارم😂🙂
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
خب عالی ، میشه واقعی جواب بدین ، رل دارین؟ ... تشکر، نه ولی تا دلت بخاد اکس دارم😂🙂
شمارش اکساشخیلی زیادن نمیتونه بشماره
𝐒𝐭𝐮𝐧𝐢𝐧𝐧𝐠
میشه آیدیتو بدی حرف بزنیم ... @Asal_3227
عسلللل چرا تجاوز میکنی به حریم خصوصیمممم