هدایت شده از تبلیغات گلدن ایج ، عضو شوید
بهترین و قرمز ترین چنل پرسپولیسی ❤️👇🏻
{https://eitaa.com/joinchat/4057007832Cbd53500f3f}
با پستاش میتونی حسابی کیسه کشا رو بسوزنی، کیسه فنی نزن رو لینک که بدجور میسوزی🥵💊
{https://eitaa.com/joinchat/4057007832Cbd53500f3f}
بهتریــن چنـل #پـرسـپوليـسی توی ایتا، مخصوص هوادارای باتعصب ارتش سرخ 🫀
تبلیغات گلدن ایج🗡🙌
صبور باشید
جهت رزرو:
https://eitaa.com/GOLDEN_AGE1
#رمان
#بامداد_خمار
#پارت_سیصد_بیست_سه
به اعتراض گفتم
خانم، پدربزرگ و مادربزرگ به وقت خودش سلیقه به خرج داده اند و اسم بچه های خودشان را انتخاب کرده اند. حاال -
.نوبت ماست. اگر ما پدر و مادرش هستیم، دلمان می خواهد اسمش عنایت هللا باشد
ناگهان اشکش مثل فواره سرازیر شد. با قهر از اتاق رفت و از تاالر خارج شد. روی اولین ÷له نشست و گریه کنان به
:صدای بلند گفت
مثال من بخت برگشته مادربزرگ هستم. صد رحمت به دده کنیز. یک کلمه تعارؾ به من نمی کنند. تقصیر بچه خودم -
است. مرا فقط برای کلفتی می خواهند، برای این که بخرم، بپزم و بچه داری کنم. این هم دستمزد من. من خاک بر سر من
.... !که از اول بخت و اقبالم سیاه بود. یک وجب دختر را ببین چه نسقی گرفته
:من و رحیم حیرت زده به یکدیگر خیره شدیم
.کجا می روی رحیم؟ تو را به خدا دعوا راه نینداز. من حال ندارم -
:جوابی به من نداد. صدایش را از ایوان شنیدم
چه خبرته معرکه گرفته ای؟ می خواهی سینه پهلو کنی و کار دستم بدهی؟ -
:گریه کنان پاسخ داد
نترس، کار دستت نمی دهم. راحتت می کنم. خیلی دلت می سوزد؟ اگر من برایت مادر بودم، اجر و قربم برایت بیش از اینها بود.
#رمان
#بامداد_خمار
#پارت_سیصد_بیست_چهار
حاال چه می گویی؟ می خواهی خودت اسم بچه را بگذاری؟ -
.نخیر، بنده ؼلط می کنم. مرا چه به این فضولی ها! من فقط کهنه هایش را بشورم -
گفتم بگو چه اسمی دلت می خواهد؟ -
.چه اسمی؟ اسم پدرت را، الماس خان را -
!خوب، بگذار الماس. این که دیگر عر و زر ندارد -
سکوت برقرار شد. اشک مادرشوهرم بند آمد. دل در سینه ام فرو ریخت. قیافه الماس خواجه سیاه مادربزرگم با آن هیکل
.چاق و گوشنالود در برابرم زنده شد
:رحیم تنها وارد اناق شد. در را بست و گفت
.زن گنده! سر یک اسم چه قشقرقی با پا کرده! خوب، از اول بگو می خواهم بگذارم الماس و تمامش کن -
:به التماس گفتم
.رحیم جان، آخر الماس که اسم ؼالم سیاه هاست! اسم خواجه مادربزرگم بود. من دوست ندارم -
:با تظاهر به رنجش و خشم گفت
حاال تو شروع کردی؟ اسم اسم است دیگر. مگر ؼالم سیاه آدم نیست؟ اگر الماس نگذاری فردا مادرم قهر می کند می -
.رود. دستمان می ماند بسته
:گفتم
.... حاال چرا عصبانی می شوی؟ من فقط -
تو عصبانیم می کنی دیگر. سر هیچ و پوچ. همه اش دنبال بهانه می گردی. حاال مادر ما یک کلمه حرؾ زد. یک چیزی گفت
از ما خواست. ببین تو چه الم شنگه ای به پا می کنی؟