eitaa logo
اتاقک‌سیگار؛
175 دنبال‌کننده
463 عکس
99 ویدیو
1 فایل
-به اتاقک سیگار خوش اومدی.اینجا علاوه‌بر اینکه بوی سیگار میاد، قفسه‌هاش از کتاب پره، صدای رادیو همیشه بلنده،دستگاه تایپ هیچوقت از دست من بیکار نمیمونه و به دیوارها قاب عکس آویزونه. سیگار؟ https://abzarek.ir/service-p/msg/3527046 تاریخ آغاز: ۷ شهریور
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از cıty ᥆f stαrs
Billie Eilishwatch.mp3
زمان: حجم: 3.3M
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اتاقک‌سیگار؛
-مسعود تو واقعا میخوای پایان‌نامه‌ت رو بخری؟ +آقا مردم خسته شدن! این فصل کامل گذشت سریالمون رو به اتمامه، اونوقت ما هیچکدوم هیچی نشدیم! نه زندگی عاشقانه درست حسابی، نه کار درست حسابی، مدرکمون رو هم نگرفتیم! برای همین من چون از بچگی اینطوری بودم، میخوام فداکاری کنم و مدرکمو بگیرم! -بروبابا، ادای قهرمان‌ها رو درنیار حالا، حبیب که از صبح تاحالا شده الیور تویست، لابد تو هم شدی پتروس فداکار!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یکی از بهترین احساس‌های دنیا اسپک زدنه. توپ رو به هوا پرت میکنی و لحظه‌ای که توپ بالای سرت توی هوا میچرخه انگار یه ابدیته. انگار توپ منتظره تا تو بهش ضربه بزنی. بعدش پاهات از زمین کنده میشه و با منقبض شدن دست و پاهات سه گام میزنی. حالا انگار خودت هم توی هوا شناوری. تیرکمون خیالی رو میکشی، و بعد وقتی دستت توی هوا صاف میشه و پنجه‌ت با صدای بنگ به سر توپ برخورد میکنه، انگار بزرگترین جایزه دنیا رو بردی. فقط یه مشکلی وجود داره. من بلد نیستم اونطوری که باید اسپک بزنم.
هدایت شده از عزیزِ شمسی (خسته ver.)
‌ فانوس خیس⋆ৎ روی علف ها چکیده ام. من شبنم خواب آلود یک ستاره ام که روی علف های تاریکی چکیده ام. جایم اینجا نبود. نجوای نمناک علف ها را می‌شنوم. جایم اینجا نبود. فانوس در گهواره خروشان دریا شست و شو می‌کند. کجا می‌رود این فانوس، این فانوس دریا پرست پر عطش مست؟ بر سکوی کاشی افق دور نگاهم با رقص مه‌آلود پریان می‌چرخد. زمزمه های شب در رگ هایم می‌روید. باران پر خزه مستی بر دیوار تشنه روحم می‌چکد. من ستاره چکیده ام. از چشم ناپیدای خطا چکیده ام: شب پر خواهش و پیکر گرم افق عریان بود. رگه سپید مرمر سبز چمن زمزمه می‌کرد. و مهتاب از پلکان نیلی مشرق فرود آمد. پریان می‌رقصیدند و آبی جامه هاشان با رنگ افق پیوسته بود. زمزمه های شب مستم می‌کرد. پنجره رویا گشوده بود و او چون نسیمی به درون وزید. اکنون روی علف ها هستم و نسمی از کنارم می‌گذرد. تپش ها خاکستر شده اند. آبی پوشان نمی‌رقصند فانوس آهسته پایین و بالا می‌رود. هنگامی که او از پنجره بیرون می‌پرید. چشمانش خوابی را گم کرده بود. جاده نفس نفس می‌زد. صخره ها چه هوسناکش بوییدند! فانوس پر شتاب! تا کی می‌لغزی در پست و بلند جاده کف بر لب پر آهنگ؟ زمزمه های شب پژمرد. رقص پریان پایان یافت. کاش اینجا نچکیده بودم! هنگامی که نسیم پیکر او در تیرگی شب گم شد فانوس از کنار ساحل براه افتاد. کاش اینجا -در بستر پر علف تاریکی- نچکیده بودم! فانوس از من می‌گریزد. چگونه برخیزم؟ به استخوان سرد علف ها چسبیده ام. و دور از من، فانوس در گهواره خروشان دریا شست و شو می‌کند. ⋱