اتاقکسیگار؛
فیلم ترانه، پانزده سال دارم: این فیلم برای من یه تجربه خاص بود. چون نه تنها اولین فیلمی بود که از عل
"هنگامی که پسران ببالند و پدران شکسته و فرتوت گردند بر پدر است که خود را در حمایت پسر قرار دهد و بر پسر است که کارهای پدر را سرکشی کند."
کتاب شاه لیر(شایدم لیرشاه؟💔چمیدونم فرقی نداره) :
(هشدار اسپویل از برادران کارامازوف، بابا گوریو و همین کتاب)
توی کتابها عشق پدر-فرزندی خیلی موضوع جالبیه. توی هرسه این کتابها ما مضمون مشترک "پدرکشی" رو میبینیم، ولو با شیوههای متفاوت. در برادران کارامازوف، محبت بین پدر و فرزند وجود نداره؛ چون هنگام تولدشون محبتی درکار نبوده. فیودور پاولویچ، شخصیت پدر، کارهای بسیار وحشتناکی انجام داده که انگار پسرانش نماد اعمالش هستن. وقتی به دست پسرش کشته میشه انگار عملی که خودش انجام داده، زنده شده و اون رو خفه کرده.
در بابا گوریو، شخصیت پدر خودش رو وقف دخترانش میکنه، بهشون محبت میده، تمام داراییش رو میده، و درنهایت هنگام مرگش دخترانش کنارش قرار نداشتن! انگار اونها باعث مرگش شدن، چون همه چیز گوریو رو ازش گرفتن، درآخر جونش رو.
توی شاه لیر قضیه یکم متفاوته. شاه لیر درمورد پدر پادشاهیه که تاجش رو واگذاری میکنه، و دوتا از دخترانش سلطنت رو به دست میگیرن. اونها با پدرشون بدرفتاری میکنن، فقط به این علت که پیر شده و حالا قدرتش دست خودشونه! به اندازهای با قدرنشناسی با پیرمرد برخورد میکنن که اون اول مجنون میشه، و سپس مرده.
پ.ن: با خوندنش یاد یکی از کتابهای برادران گریم افتادم، و پایان خوبی داشت.
چون به من گفتن داری بهترین تلاشت رو میکنی اما هنوز بهتر نشدی. کاش بهترین تلاشم رو نمیکردم، اونوقت اینقدر ناراحت نبودم اگه بهتر نمیشدم. بهترین تلاش به چه دردم میخوره اگه نتیجهای نداشته باشه؟
اتاقکسیگار؛
چون به من گفتن داری بهترین تلاشت رو میکنی اما هنوز بهتر نشدی. کاش بهترین تلاشم رو نمیکردم، اونوقت ای
نمیدونم مهمه یا نه. نمیدونم درسته یا نه. اما نمیتونم بیکار بشینم و ببینم بقیه ازم جلو میزنن. بازم بهترین تلاشمو میکنم. بهتر میشم. باید بهتر بشم.
چهار روز در هفته باشگاه بودن، حتی اگه عملکرد خوبی نداشته باشم بهم حس امنیت میده. حس اینکه میتونم تلاشمو بکنم و واقعا وقت بذارم.
اگه منو توی باشگاه درحال تمرین سرویس ببینید فکر میکنید دیوونهای هستم که با خودم حرف میزنم. اشتباه میکنید، من دیوونهای هستم که با توپ حرف میزنم و با گریه التماسش میکنم که توروخدا رد شو. اگه رد نشد دعواش میکنم.