جاری ام واسه جهت کلی جا دارم
واسه ریختن پشت سد کلی جا دارم
من از اونام که کمیت رو به باد دادم
تو از اونا که واسه عدد کلی جا دارن
پاتو میکوبی کف خاک میشی کوه
لب دره ام واسه پرت کلی جا دارم
دستات توی امنیت کلی قابلن
من دستام واسه شرط کلی جا دارن
بدون رنگم تو ولی نه
رنگ آمیزی میشی توی رنگای شهر
دستاتو میبنده دستای سرد
که دست بندته روی دستای من
تو پاهات توی همین شهر کلی راه دارن
من واسه شهرای بعد کلی جا دارم
زنجیر خطری تحمیل نظری
منکرتم، واسه رد کلی جا دارم
زندون اونایی که قصد هوا دارن
من واسه عطشای لب کلی جا دارم
نفسات ازم جزر و میخوان و من
نفسام هنو واسه مد کلی جا دارن
#سورنا
یه گوشه از جاده بیرون شهر
صدای گریه های یه دختر پر از ترس
شبیه زوزه های باد معلق
پر از رفتن فرار از مرگ
بریم عقب تر
صدای سوت های همزمان و چکمه است
روی سنگفرش آهنگ فرار دختر پر از ترس
بریم عقب تر
شهر پر از بوی گوشت تن بچه ست
بریم عقب تر
یه صف بی خنده است از پدر مادر بچه زیر بغل
بریم عقب تر
دست ها با لرز رو دهن نوزاد
ترس بلندی صدا خفای تنفس
کوچه های تاریک پاسبونا با خشم
به دنبال نوزاد با سگ های تجسس
بریم عقب تر
جفت ها رو تخت مبارزه میکردن
گرد و خاک رزمو این تکرار نظمو
آویزون به گردن معاشقه میکردن
بریم عقب تر
بلندگوهای شهر تنها به دلیل بالا آوردن سر اون شب
دستور تولید میداد به ماده و نر
خشک کرد آدما رو با اکوی بیشتر
بریم عقب تر
اونجا که میغلتن تنها رو خاک از خارش بی ناخون
اونجا که کور گره، اما شکسته دندون
بریم عقب تر
یه خرده سر سفره رو سپر نیست غذا
زن و مرد گرسنه ان نیست غذا
بریم عقب تر
شد شام یک شب کل انبار یک شهر
بریم عقب تر
نونوا از توی تنور کمتر درمیاره خنجر
بریم عقب تر
دیگه خوب نمیسوزه آتش تنور
یعنی آدمای بدبخت
دیگه گوشتی ندارن که بسوزن
نونوایی تو فکر آتیش جدیدتر
بریم عقب تر
اونجا که کشاورز کاشت با لبخند
تیغ به جای گندم
#سورنا
زورتون زیاده قبول
حالا که پوست کف دستمو میسابونین
هنوزم میزنم زور میبینی جور دیگه ام
از یه جلون دیگه ام
من دستام بوی پارگی فشار میده رو تن زنجیر
داستان زندگی من و تحمیل
علقت قطع رابطه ام با خط
علت قطع مسیر غلط زندگیم عقب تغییر
لانتوریا بو بکشین جا پای کفشمو رو سنگ
سو بکشین چون لخت و بی پرده م
قرمزم به رنگ خون، شاخای گاومیش قانون بالا میده جون
حالام میتکوند خاک روی تنم، من زیرش وحشی ترم
میده زمین سرد و دوره گردتونو با سوز چاک بودنم
تنم، تنتو جمع میکنه، سردی صورتتو گرم میکنه
دنبال من توی اقیانوسا نگرد، اقیانوستو از تنم کم میکنه
من همون گوشه شرور زیر حصار کج چشاتم
جوری میزنم اونی که بخواد بگیره جلوتو شر میکنه
مثل بزنین رو تنم، صورت تو مخ منو نقش میکنه
لانتوریا جوییدنتون واسه من، خوردن کاه توی آتیشه
نقشم، مورفین تنتونو ترک میکنه
آه، مثل آرامش دکوری من، زیر زور سیمانای بتونی شهر
مثل سگ توی سینه کولی من، مثل چراهای تو و چطوری من
مثل دونه دونه گوگرد تنتون، پر واسه جنگ به پری من
مثل شعله های من با نفس تنگ
#سورنا
شکممون کارد رو برید، گلومون طناب رو جوید
وعده های سم میخوریم، معدمون سم رو برید
ارتفاع ادا اصول درآورد، جاذبه حرکت گوله رو خورد
بعد از هزارسال از دنبال مرگ، گشتن شدیم ناامید
عمیق ترین دریا یه شوخی مضحک بود، گسل ضرب زمین یا قوطی مطرب بود
توقیم زمانو تف کرد معلوم نیست چندمو، رعد و برق نترسون ساقه های گندمو
خطر توی خواب عمیق ما داد میزنیم، لعنتی شکل زندگی عجیبه
نه بمب، نه کارد، نه گارد، نه مرگ، شهر همیشه ها شهر لطافت تیغه
آی باد، صدای زوزه کفشت، میاد توی کوچه مغزم
تو هم مثل من تبعید شدی میون این جهان
آی، بچرخ میون بوته ها، آی پیدا کن بذر این جهانو
باد بشکن، حبس و بند مرگو، این ابدیت داره میکشه انسانو، آی باد
بعد رقص مورفین توی شاهرگ جنجال، توی بزم جنگ دم از دوستی زدن
زمستون با شهوت لخن کرد درختو، اینجا سایه ها از سرما رو*پی ترن
زیر درختای لخت از سایه میگفت، آهن کشید دور دستای تیغو
تیزی حقیقت زیر مورفین آرامش، هر سایه دروغ از همسایه میگفت
ویروس رو*پی مسری آرامش، آماده بود واسه انتشار
موج دست دوستی، با کارد زیر آستین
ابتذال اتفاق افتاد، اونجا که جهانششد آرمانش
دید که مالامال از دروغ، دلش گرفت از غروب
حقیقتو رنگ کرد با طلوع
خنکای سایه داشت اهمیت میگرفت، کم کم جهانش رنگ ابدیت میگرفت
جهل مرگو زنجیر کرد، ارزش فرصت رو به تحلیل رفت
آیینه بی جیوه شد، شیشه شد بازتابو باخت
آه، مرگو کشت آرمانو ساخت
ساعت ایستاد، زمان عتیقه شد، خواب آرامش توی تخت ابدیت بیمه شد
توی وهم سایه از بی برگی درخت غافل موند، جهانش بی میوه شد
#سورنا