eitaa logo
سربازان ولایت
450 دنبال‌کننده
33.2هزار عکس
16.3هزار ویدیو
1.8هزار فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🍃🌸🍃 ومَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ (30 - انسان) و شما نمی‌خواهید مگر خدای بخواهد. پس در دنیا هر آنچه انسان اراده کند چه مؤمن و چه فاسق، اراده‌ی او منوط به خواستِ خداست تا محقق شود. مؤمنی می‌خواهد مسجدی درست کند باید خدا هم بعد از خواستن او بخواهد و فاسقی قصد کشتن کسی را دارد باید خدا هم بخواهد تا آن فرد کشته شود. ولَقَدْ هَمَّتْ بِهِ ۖ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَىٰ بُرْهَانَ رَبِّهِ ۚ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ ۚ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ (24 - یوسف) آن زن باز در وصل او اصرار و اهتمام کرد و یوسف هم اگر لطف خاص خدا و برهان روشن حق را ندیده بود (به میل طبیعی) در وصل آن زن اهتمام کردی، ولی ما این چنین کردیم تا قصد بد و عمل زشت را از او بگردانیم که همانا او از بندگان برگزیده ما بود. آیه اشاره به دور کردن حضرت یوسف (ع) از موقعیت گناه با زلیخا اشاره دارد. آیا یوسف اینجا مجبور بود؟ برای پاسخ به این سوال بهتر است بدانیم یک جبر وجود دارد و یک سلب اختیار در عمل که این دو متفاوت از هم هستند. کودک شما دستش را از نادانی سمت آتش می‌برد شما با گرفتن دست او و مانع شدن از رساندن دستش به آتش او را سلب‌الاختیار می‌کنید که نوعی محبت و لطف است و دور نگه داشتن یوسف (ع) از گناه سلب‌الاختیار کردن او بود و توفیق الهی است؛ چنانچه در آخر آیه اشاره صریح دارد که چون او از بندگان خالص ما بود ما اختیار او را در زمان گناه از او گرفتیم. اما اگر شما دست کودک خود را گرفته و خود سمت آتش ببرید این جبر است. پس جبر با سلب اختیار در عمل تفاوت عمیقی دارد. اگر خدا انسان را به سمت زنا دستش گرفته و مجبور کند اینجا جبر است و جای ملال و معصیت نیست. این امر در مورد انسان فاسق صدق نمی‌کند و خدا او را مورد چنین لطفی قرار نمی‌دهد. اگر یوسف (ع) بنده مخلصی نبود خدا او را برای زنا جبر نمی‌کرد؛ بلکه زمان معصیت اختیار او را از او با قرار دادن ترس در بنده از او سلب نمی‌کرد. برای همین است که در روایات آمده است مؤمن از همه در ترس و هراس است و هیچ کس از او در ترس و هراس نیست. و این دعا که همیشه زمزمه هر روز صبح نبی مکرم اسلام (ص) بود از این جهت می‌باشد: اللّهم لا تَکِلنا إِلی أنفُسِنا طَرفَةَ عَینٍ أبداً خدایا چشم بر هم زدنی ما را به حال خود وا مگذار؛ یعنی در زمان معصیت ما را سلب‌الاختیار با ایجاد ترس از خود فرما. اگر دقت کنیم همین سلب‌الاختیار هم به دست خود انسان صورت می‌گیرد؛ چنانچه در مورد یوسف نبی (ع) به صراحت می‌فرماید: لوْلَا أَنْ رَأَىٰ بُرْهَانَ رَبِّهِ یعنی یوسف با دیدن برهان و ادله‌ی خدا که نباید به زنِ شوهردار نزدیک شود ترس از خدا در دلش افتاد و سلب‌الاختیار شد. ترس خدا اگر عمیق و واقعی باشد اختیار گناه خود به خود از انسان گرفته می‌شود. این سلب‌الاختیار در فاسق توفیقی نیست. خدا دو نوع فاسق را سلب‌الاختیار می‌کند: نوع نخست: ولَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ (251 - بقره) و اگر خدا برخی مردم را در مقابل بعضی دیگر بر نمی‌انگیخت فساد روی زمین را فرا می‌گرفت، ولیکن خدا، خداوند فضل و کرم بر همه اهل عالم است. در این سنّت خداوند ظالم را بر ظالم مسلط و به دست همدیگر آنها را از بین می‌برد نوع دوم: مانند قارون: فخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ (81 - قصص) پس (از اندک زمانی) ما هم او را با خانه (و گنج و دارایی) اش به زمین فرو بردیم. خداوند او را شخصاً نابود می‌کند. نکته مهم این است که سلب‌الاختیار ظالم و فاسق در عمل نیست؛ یعنی خدا ظالم و فاسق را مانع در زمان معصیت نمی‌شود بلکه سلب‌الاختیار با کشتن و پایان زندگی او به حالت خفَت‌بار و وارد کردنش به آتشِ ابدی بعد از مرگ است. انسان فاسق بعد از مرگ اختیارش به کل از او گرفته می‌شود. ثمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوهُ (32 حاقه) آن‌گاه به زنجیری که طولش هفتاد ذراع است (به آتش) در کشید. در آیه 26 فجر می‌فرماید: ولَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ و همانند او کس را به زنجیر نکشند (در جهنم). انسان فاسق که در دنیا اختیار عمل داشت بعد از مرگش کلاً به دلیل استفاده‌ی نادرست از اختیار در عملش و ستم و ظلم و تعدی، وارد عالم جبر می‌شود و هیچ اختیاری در برابر آتش و غضب الهی ندارد تا خود را از آن رها کند. 🌸کانال (یس)🌸 🆔@yasin36ir sapp.ir/yasin36ir eitaa.com/yasin36ir 🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀
در آیات 33 الی 42 سوره کهف، حضرت حق مثال دیگری از بحث و گفت‌‌وگو بین دو مرد که همسایه هم بودند و یکی باغِ بزرگتر با فرزندان بیشتری داشت و سرانجام، کارش را حضرت حق به عنوان عبرت مثال می‌زند. حاصل از آن او بود، به دوستش که با او گفت‌‌وگو می‌کرد، گفت: أنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَ أَعَزُّ نَفَرا (34 - کهف) من به مال از تو بیشتر و به افراد پیروزترم. و دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَذِهِ أَبَدًا (35 - کهف)و آن مرد ستم بر خویشتن کرده به باغ خود درآمد و گفت: نپندارم که این باغ هرگز از میان برود. یکی بر دیگری در مال و فرزند زیاد تفاخر می‌کند و این نعمت‌ها را به جای این که لطف الهی بداند، در سایه‌ی تلاش خود و فرزندان دانسته و هرگز زوالِ آن را تصور نمی‌کند. آیه بعدی به صراحت بیان می‌کند: کسی که این تفاخر را می‌کرد، خداپرست بود اما در اثر کثرت و فرو رفتن در لذت و نعمات دنیوی منکر معاد شده بود. و مَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَ لَئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِّنْهَا مُنقَلَبًا (36 - کهف) و نپندارم که قیامت هم بیاید و اگر هم مرا نزد خدا برند، جایگاهی بهتر از این باغ خواهم یافت. در آیه 37 کاملاً مشخص می‌شود که بر کسی که تفاخر می‌کرد، او اهل دین و خداشناس و معتقد به معاد بود. قالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَ هُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا (37 - کهف) دوستش که با او گفت‌و‌گو می‌کرد، گفت: آیا بر آن کس که تو را از خاک و سپس از نطفه بیافرید و مردی راست بالا کرد، کافر شده‌ای؟ انسان باید برای دوری از تکبّر، خلقت اولیه‌ی خود را به یاد خود بیاورد که چه بود و چه شد و چه خواهد شد. پس چشم زخم الزاماً از یک چشم بد متوجه انسان نمی‌شود حتی انسان خداشناس هم باشد در صورت تفاخر، حتی برای یک مؤمن که این تفاخر تأثیری در اعتقاد او ندارد، سنت الهی چشم زخم حادث می‌شود. سنت چشم زخم بدون وجود حتی چشم حسود هم به علت تفاخر بر مال و انتساب مال به تلاش فردی نیز جاری خواهد شد. لكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَ لَا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَدًا (38 - کهف) ولی او خدای یکتا، پروردگار من است و من هیچ کس را شریک پروردگارم نمی‌سازم. پس شرک خفی الزاماً به معنی شریک قرار دادن شخص ثالثی برای خدا نیست، اگر انسان مال و ثروت را ناشی از تلاش خود بداند و آن را نعمت خدا نداند، چنان‌چه این انسان اگر نعمت را از خدا می‌دانست، یقین می‌کرد در صورت ناشکری از او سلب خواهد کرد؛ در این حالت نیز انسان خود را به خدا شریک در عطا و بخشش می‌داند و دچار شرک خفی می‌گردد. و لَوْلَا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَاء اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِن تُرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنكَ مَالًا وَ وَلَدًا (39 - کهف) چرا آن‌گاه که به باغ خود درآمدی، نگفتی: هر چه خداوند خواهد و هیچ نیرویی جز نیروی او نیست؟ اگر می‌بینی که دارایی و فرزند من کمتر از تو است. ما عادت داریم واژه «ماشاءالله» را زمانی و برای کسی به کار بریم که وارد باغی از او شده یا ثروتی از او می‌بینیم و گمان می‌کنیم برای این‌که ما ثروت و فرزندان او را چشم نزنیم باید ماشاءالله بگوییم، در حالی‌که طبق قرآن این درست نیست و ماشاءالله را باید کسی بگوید که صاحب‌ نعمت و ثروت است تا مغرور نشود و کسی که به مال و ثروت خود تفاخر کند و مغرور باشد، گفتن ماشاءالله از سوی بیننده تأثیر در دفعِ چشم زخم ندارد. در آیه بعدی حضرت حق به مؤمنان کلیدی می‌دهد که زمان قرار گرفتن در معرض تفاخرِ کسی به مال و اولاد، دچار خواطر شیطانی حسرت و حسد نشوند و بدانند و یقین کنند که خداوند در بهشت هدیه و نعمتی بیشتر از آن‌چه در دنیا به دیگران بخشیده است به او عطا خواهد کرد و آن‌چه دیگران به خاطر آن به او تفاخر می‌کنند، گذرا و هر لحظه حتی در دنیا زوال‌پذیر است. فعَسَى رَبِّي أَن يُؤْتِيَنِ خَيْرًا مِّن جَنَّتِكَ وَ يُرْسِلَ عَلَيْهَا حُسْبَانًا مِّنَ السَّمَاء فَتُصْبِحَ صَعِيدًا زَلَقًا (40 - کهف) شاید پروردگار من، مرا چیزی بهتر از باغ تو دهد؛ شاید بر آن باغ صاعقه‌ای بفرستد و آن را به زمینی صاف و لغزنده‌ای بدل سازد. أوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَبًا (41 - کهف) یا آب آن بر زمین فرو رود و هرگز به یافتن آن قدرت نیابی. ... 🌸کانال (یس)🌸 🆔@yasin36ir sapp.ir/yasin36ir eitaa.com/yasin36ir 🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀
🔸علامه قاضی دستوراتی درباره ماه رجب، شعبان و رمضان به شاگردان خود توصیه کرده‌اند که مرحوم آیت‌الله سیدمحمدحسین حسینی طهرانی این دستورات را برای شاگردان خود بیان کرده‌اند. 💠علیکم بالفرائض فی أحسن أوقاتها! دستورالعمل آن است که نماز‌های واجب را در بهترین اوقات خودش انجام دهید همراه نوافل آن! (که مجموعاً پنجاه و یک رکعت می‌شود، اگر نتوانستید چهل و چهار رکعت) و اگر شواغل دنیا شما را منع کردند، صلاه أوابین را که همان نماز ظهر است، ترک نکنید، چون خیلی اهمّیّت دارد! خصوص نماز ظهر خیلی اهمیت دارد و آن به واسطه وقت آن و خصوصیت و موقعیت آن در بین اوقات دیگر است! و «صلاه‌ وسطی» را که در قرآن آمده، تفسیر به نماز ظهر کرده‌اند، و «صلاه اوابین» یعنی آنها که خیلی توجه به پروردگار دارند، یعنی رجوع‌کنندگان به خدا؛ زیرا رجوع‌کنندگان به خدا به آن تمسک می‌کنند. 💠نوافل شب را هیچ چاره‌ای نیست، مگر آنکه آنها را به جا آورید، نه خیال کنید نماز شب ساقط است و آن سد سکندری است که هیچ شکسته نمی‌شود! عجب از کسانی که قصد دارند، دنبال کنند مرتبه‌ای از کمال را در حالی‌که شب‌ها قیام نمی‌کنند؛ ما نشنیده‌ایم کسی به مرتبه‌ای از کمال برسد، مگر به قیام شب و نماز شب. 💠علیکم بقرائة القرآن! بر شما باد به قرائت قرآن کریم با صوت حزین و باآهنگ و غنا! یعنی با صدای خوش بخوان که تو را تکان دهد و در روایات داریم که قرآن را با تغنّی بخوانید. امام زین‌العابدین تغنّی به قرآن می‌کردند، این تغنی در قرآن برای انسان بسیار مفید است. به طور کلی غنای صوتی حرام است و این اصلاً در تحت غنای حرام نیست؛ زیرا غنای حرام آن است که انسان را به سوی لهو و لعب بکشاند. 💠بر شما باد به أوراد معتاده که معروف است و هر کدام از شما که ورد خاصی دارد که باید بجا آورد؛ و سجده یونسیه را از پانصد تا هزار به‌جا آورید؛ یعنی تا هزار هم می‌توان به‌جا آورد، بسیار هم خوب است. 🌸کانال (یس)🌸 🆔@yasin36ir sapp.ir/yasin36ir eitaa.com/yasin36ir 🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀
🌸🍃🌸🍃 مسجد مقدس جمکران در نزدیکى شهر مقدس قم واقع شده و همواره پذیراى زائرینى از نقاط مختلف ایران و جهان است. این مکان مقدس، تحت توجهات خاصه حضرت مهدی(عج) قرار دارد و آن حضرت از شیعیانشان خواسته‌اند که به این مکان مقدس روى آورند، چرا که این مکان، داراى زمین شریفى است و حق‌تعالی آن را از زمین‌های دیگر برگزیده است. شیخ صدوق در کتاب ‌«مونس الحزین فی معرفه الحق و الیقین» و در روایت مشهوری که به‌نظر می‌آید تنها سند موجود و معتبر برای ساخت این مسجد باشد، آورده است: «شیخ حسن‌بن مثله جمکرانی گوید: من شب سه شنبه، ۱۷ ماه مبارک رمضان سال ۳۷۳ ق در خانه خود خوابیده بودم که ناگاه جماعتی از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار کردند و گفتند: برخیز و مولای خود، مهدی(ع) را اجابت کن که تو را طلب کرده است. آنها مرا به محلی که اکنون مسجد جمکران است آوردند، چون نیک نگاه کردم، تختی دیدم که فرشی نیکو بر آن تخت گسترده شده، جوانی 30 ساله بر آن تخت تکیه بر بالش کرده و پیرمردی هم نزد او نشسته است، آن پیر، خضر نبی(ع) بود که مرا امر به نشستن کرد، حضرت مهدی(عج) مرا به نام خودم خواند و فرمود: برو به حسن مسلم (که در این زمین کشاورزی می‌کند) بگو، این زمین شریفی است و حق‌تعالی آن را از زمین‌های دیگر برگزیده است و دیگر نباید در آن کشاورزی کند. عرض کردم: یا سیدی و مولای! لازم است که من دلیل و نشانه‌ای داشته باشم و‌گرنه مردم حرف مرا قبول نمی‌کنند. امام فرمود: تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما نشانه‌هایی برای آن قرار می‌دهیم، و همچنین نزد سید ابوالحسن‌الرضا (یکی از علمای قم ) برو و به او بگو حسن‌بن مسلم را احضار کند و سود چند ساله را که از زمین به دست آورده است، وصول کند و با آن پول در این زمین مسجدی بنا کند. به مردم بگو به این مکان رغبت کنند و آن‌را عزیز دارند و چهار رکعت نماز در آن گذارند. آنگاه امام(عج) فرمودند: هر که این دو رکعت نماز را در این مکان (مسجد جمکران) بخواند مانند آن است که دو رکعت نماز در کعبه خوانده باشد. چون به راه افتادم، چند قدمی هنوز نرفته بودم که دوباره مرا باز خواندند و فرمودند: بزی در گله جعفر کاشانی است، آن‌را خریداری کن و بدین مکان بیاور و آن‌را بکش و بین بیماران انفاق کن، هر بیمار و مریضی که از گوشت آن بخورد، حق‌تعالی او را شفا دهد. حسن‌بن مثله جمکرانی می‌گوید: من به خانه بازگشتم و تمام شب را در اندیشه بودم، تا اینکه نماز صبح را خوانده و به سراغ «علی المنذر» رفتم و ماجرای شب گذشته را برای او نقل کردم و با او به همان مکان شب گذشته رفتیم، و در آنجا زنجیرهایی را دیدیم که طبق فرموده امام علیه‌السلام، حدود بنای مسجد را نشان می‌داد. سپس به قم نزد سید ابوالحسن رضا رفتیم و چون به در خانه او رسیدیم، خادم او گفت: آیا تو از جمکران هستی؟ به او گفتم: بلی! خادم گفت: سید از سحر در انتظار توست. آنگاه به درون خانه رفتیم و سید مرا گرامی داشت و گفت:... ... 🌸کانال (یس)🌸 🆔@yasin36ir sapp.ir/yasin36ir eitaa.com/yasin36ir 🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸🍃 شیطان که بود و چگونه به محفل فرشتگان و آسمان راه یافت؟ نام اصلی وی حارث (حرث) بوده که به خاطر عبادتهای طولانی مدتش، او را عزازیل یعنی عزیز خدا، می‌گفتند. درمورد پیشینه او چنین گفته‌اند که : خداوند متعال قبل از آفرینش آدم، موجودات دیگری خلق نموده بود به نام جن که حارث یکی از آنها بوده و در زمین زندگی می‌کرد . تا اینکه این مخلوقات به سرکشی، فساد، قتل و خونریزی دربین خود و قوم نسانس (قوم قبل از وجود انسانها) پرداختند. وقتى که فتنه و فساد، کشت و کشتار در میان آنان برپا شد در این هنگام خداوند اراده کرد که آنان را نابود فرماید، بهمین خاطر عده اى از ملائکه را فرستاد تا با شمشیرهاى خود با آنها جنگیدند و همه آنها را کشتند. در این میان ، شیطان جان سالم به در برد و از مرگ نجات پیدا کرد و به دست ملائکه اسیر شد. به فرشتگان گفت : من ، از جمله مؤمنان هستم (و در فتنه و فساد شرکت نداشتم .) شما تمام خویشان و هم نوعان مرا کشتید و من تنها ماندم. مرا با خودتان به آسمان ببرید، تا در آن جا با شما باشم و خداى خود را عبادت کنم . فرشتگان از خداوند جویاى تکلیف شدند. خداوند به آنها اجازه داد که او را به آسمان ببرند. زمانى که به آسمان رسید به گردش در آسمان ها و بررسى پرداخت،در آن میان لوحى را دید که چیزهایى بر آن نوشته شده ؛ نوشته بود: « من پاداش هیچ عمل کننده اى را ضایع نمى کنم ؛ بلى ، کسى که کارى کند و اراده دنیا نماید، خدا دنیا را به او مى بخشد و کسى که آخرت را بخواهد، خداوند او را به آرزویش مى رساند. و کسى که پاداش آخرت را بخواهد به او برکت مى دهیم و بر نتیجه اش مى افزاییم و آنها که فقط مال دنیا را مى طلبند، کمى از آن به آنها مى دهیم ، اما در آخرت هیچ نصیبى ندارند» پیش خود فکر کرد که آخرت نسیه و دنیا نقد است. تصمیم گرفت دنیا را به وسیله عبادت هاى طولانى به دست آورد. لذا در میان ملائکه آن قدر عبادت کرد تا سرور و رئیس همه فرشتگان شد و طاووس ملائکه نام گرفت ! او اولین کسى بود که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال طول کشید. در آسمان اول، مدتی بین ملائکه، خدا را عبادت کرد. بعد به آسمان دوم و سوم تا بالاخره به آسمان هفتم راه یافت. او در کنار عرش الهی منبری داشت، بالای آن رفته و ملائکه را اندرز می‌داد؛ و ملائکه در مقابل او با احترام مى ایستادند.. ... ١_كتاب_ابليس_ص٤ ٢ص٤٨ 🌷کانال (یس)🌷 🆔@yasin36ir sapp.ir/yasin36ir eitaa.com/yasin36ir
🌸🍃🌸🍃 به خاطر عبادتهای زیاد حارث در درگاه خداوند بود که به او مقامی عطا شد همانند فرشتگان و تا جائی بالا رفت که در زمره فرشتگان قرار گرفت. او از این جایگاه به قدری احساس غرور و خود بزرگ بینی میکرد که با خود فکر میکرد: اگر یک روز جایگاه من را به کسی دیگر واگذار کنند من از او اطاعت نمیکنم. در روایت آمده که این امتیاز و افتخار بخاطر آن به او رسید که شش هزار سال خداوند تبارک و تعالی را عبادت و بندگی کرده بود . ابلیس از جنس فرشتگان نبود اما فرشتگان او را فرشته میدانستند و نمیدانستند او از جنس آنها نیست، ولى خداوند متعال میدانست که چنین نیست. این جریان ادامه یافت تا در جریان سجده بر آدم، راز پنهان ابلیس آشکار گشت. روزی ملائکه در لوح دیدند که به زودی یکی از مقربان درگاه الهی به نفرین ابدی گرفتار خواهد شد... پس از حارث با اصرار خواستند که آنها را دعا کند که هیچ یک از ایشان به این بلا مبتلا نشود. وی در جواب گفت: این قضیه به من و شما مربوط نیست. ملائکه باز اصرار کردند. او نیز دعا کرد و گفت: خدایا! ایشان را ایمن گردان، ولی خودش را به سبب غروری که داشت، فراموش کرد. روزی وی دید بر در بهشت نوشته‌اند: « نزد ما بنده‌ای است که او را به انواع نعمتها، گرامی می‌داشتیم. اما اگر او را به کاری واداریم، سرپیچی می‌کند و به لعنت ابدی گرفتار خواهد شد.» حارث سالها او را لعن می‌کرد ولی نمی‌دانست که در حقیقت دارد خود را لعن می کند! حارث سالها در آن مدت هر جا سجده اى مى کرد و سر بر مى داشت در آن جا نوشته شده بود: لعنه اله على ابلیس - چون اسمش عزازیل بود - نمى دانست که خودش است . وی روزی دید در لوح نوشته است: « اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» پرسید: خدایا! این ملعون رانده شده کیست؟ خدای تعالی فرمود: بنده‌ای است که او را به انواع نعمتها مخصوص می‌گرداندم ولی نافرمانی‌ام خواهد کرد و خوار و بدبخت خواهد شد. گفت: او را به من معرفی نما تا هلاکش کنم. فرمود: زود است او را بشناسی. هنوز او تمرد و سرکشی نکرده است، تا مستوجب مجازات باشد. شیطان در میان فرشتگان مشغول عبادت بود تا وقتى که خداوند اراده فرمود براى خود در زمین جانشین خلق فرماید. به ملائکه خطاب نمود که من مى خواهم خلیفه اى در زمین قرار دهم و آنان را از مقصود خود آگاه نمود. در این هنگام ابلیس به وسط زمین آمد و فریاد زد که :اى زمین ! من آمده ام تو را نصیحت کنم ! خداوند اراده کرده از تو پدیده اى به وجود آورد که برترین خلایق باشد و من مى ترسم که خدا را معصیت کند و داخل آتش شود (و در نتیجه تو داخل آتش شوى و بسوزى ) وقتى ملائکه مقرب آمدند از تو خاک بردارند آنها را به خداى بزرگ قسم بده از تو خاک برندارند... ... ١ص١٦٣ ٢٩_٣٠ ٢ 🌷کانال (یس)🌷 🆔@yasin36ir sapp.ir/yasin36ir eitaa.com/yasin36ir
🌸🍃🌸🍃 از امیرالمؤمنین نقل شده که ایشان فرمودند: خداوند خطاب به جبرئیل فرمود: مقدارى خاک از زمین بیاور تا خلقى جدید به وجود آورم که افضل موجودات و اشرف آنها باشد. جبرئیل به زمین آمد تا خاک بردارد، (طبق تذکر شیطان ) زمین نالید و او را به خداوند قسم داد که از آن خاک برندارد. ایشان هم برگشت داستان را گزارش داد. بار دیگر میکائیل و بعد از او اسرافیل را فرستاد. باز زمین آنان را قسم داد، آنها هم با دست خالى برگشتند. براى بار چهارم ، عزرائیل را فرستاد که حتما از خاک زمین بردارد. او که خواست خاک بردارد، باز زمین ناله کرد و او را قسم داد و هر چه ناله و فریاد نمود، تاثیر نکرد. عزرائیل گفت : من از جانب خدا مأمورم تا کمى از خاک تو بردارم . او خاک را برداشت و برد که آدم را از آن ساختند. از این رو، خداوند قبض روح آدم علیه السلام و اولادش را به دست عزرائیل داد، از این جهت ناله و گریه آنها هنگام جان دادن آدم در دل او اثر نمى کند و او مأموریت خود را انجام مى دهد. وقتى آن خاک را با آب خالص و شور و تلخ و بى مزه ، مخلوط کردند و بعد از مدتى پیکر خاکى او را قالب زدند. شیطان قیافه او را مشاهده کرد و با خود گفت : این مخلوقى ضعیف است که از گل چسبنده به وجود آمده ، و توى او خالى است، چیزى که توخالى باشد احتیاج به غذا دارد و به این ترتیب مى توان او را گمراه و منحرف نمود. شیطان و قالب گلی آدم: بعد از آنکه خداوند قالب آدم (علیه السلام) را از خاک وآب ،سرشت واو را بوجود آورد ،آن قالب را مانند کوه عظیمی کناری گذاشت. شیطان وقتی وی آن قالب گلی را میدید از سوراخ بینی او وارد و از عقب او خارج میشد و بادست برشکم او میزد ومیگفت : خداوند تو را برای چه چیزی خلق کرده ؟ مدت هزار سال به این وضع بود بعد از این مدت خداوند متعال از روح خود در او دمید حضرت عبدالعظیم حسنی نامه ای به امام محمد تقی (علیه السلام) نوشت که پرسیده بود :به چه علت غائط انسان بوی بدی میدهد؟ آن حضرت در جواب فرمود : وقتی خداوند حضرت آدم را خلق کرد جسد او بوی خوشی داشت زمانی که هنوز روح دراو دمیده نشده بود ملائکه وشیطان از آن میگذشتند ملائکه میگفتند :او برای امربزرگی ساخته شده است. اما شیطان از دهان او وارد میشد واز عقب او بیرون می آمد از این رو هرچه داخل شکم انسان شود بدبو وخبیث میشود . شیطان سجده نمى کند: وقتى خداوند به ملائکه خطاب کرد و فرمود: مى خواهم در روى زمین خلیفه و جانشینى براى خود قرار دهم ، ملائکه موافق نبودند. به خدا اعتراض کردند اما بعد از آن که خداوند جواب آنان را داد، تسلیم شدند. به ایشان خطاب فرمود: وقتى من خلیفه خود (آدم علیه السلام ) را خلق کردم و از روح خود در آن دمیدم ، همه شما در برابر او سجده کنید. بعد از آن که خداوند او را خلق کرد و ز روح خود در او دمید و روح به دماغ آدم رسید، به حرکت آمد و نشست ، عطسه اى زد و گفت : الحمدلله خداوند در جواب او فرمود: یرحمک الله. تمام ملائکه فرمان بردند و به سجده افتادند و مدتى در حال سجده بودند؛ ولى شیطان که آن زمان در صف فرشتگان بود، از روى خودخواهى و غرور به خداوند عرض کرد: خدایا! مرا از سجده کردن بر آدم معذور بدار. خداوندا! من تو را چنان سجده کنم که تا به حال هیچ ملک مقربى و نه هیچ نبى مرسلى سجده و عبادت نکرده باشد. خداوند در جواب او فرمود: مرا حاجت به عبادت تو نیست ، من از تو مى خواهم ، آن چه را که دستور مى دهم انجام دهى ، نه آن چه را تو مى خواهى ! سرانجام قبول نکرد و حسدى را که در قلبش بود ظاهر نمود. خداوند هم در مقام بازخواست از او فرمود: چه چیز تو را باز داشت از آن که سجده نکنى بر مخلوقى که من او را با دست قدرت و عنایت خویش آفریدم ؟! ... ١ ٤ ٢ص_٤٨ 🌷کانال (یس)🌷 🆔@yasin36ir sapp.ir/yasin36ir eitaa.com/yasin36ir
🔺 داستان منطقه 🔺 در روز ۶ اکتبر ۲۰۱۹، دونالد ترامپ دستور داد تا نیروهای نظامی آمریکایی که در شمال شرقی سوریه و برای حمایت از کردها حضور داشتند، از این کشور خارج شوند.سه روز بعد، حمله ترکیه آغاز گردید و نیروهای هوایی این کشور شهرهای کردستان سوریه را بمب‌باران کرد. به گفته رئیس‌جمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، این کشور به دنبال این است تا نیروهای دموکراتیک سوریه — که ترکیه آن را یک گروه ترویستی می‌داند، درحالی که آمریکا و سایرین آن‌ها را یکی از متحدان غرب در مبارزه با داعش به حساب می‌آورد — را از مرز جنوبی ترکیه دور کرده و همچنین «منطقه امنی» به عمق ۳۰ کیلومتر در خاک سوریه ایجاد کند تا ۳٫۶ میلیون پناهجوی سوری را در آن اسکان دهد. از آنجایی که منطقه موردنظر ترکیه یک منطقه کردنشین است، بسیاری هدف واقعی ترکیه را چنین می‌پندارند که آن‌ها به دنبال این هستند تا بافت جمعیتی منطقه را تغییر دهند؛ اما ترکیه مدعی است که می‌خواهد بافت جمعیتی را «درست کند.» دولت سوریه با بیان اینکه این حمله نقض حق حاکمیت سوریه و نقض قوانین بین‌المللی است، حمله ترکیه را محکوم کرد. ایران، اسرائیل، اتحادیه اروپا، اتحادیه عرب و بریتانیا نیزاز جمله کشورهایی هستند که عمل ترکیه در حمله به روژاوا را محکوم و آن را تجاوز به یک کشور مستقل اعلام کردند. آن‌ها همچنین در رابطه با پیامدهای «فاجعه‌های انسانی» ای که می‌تواند روی دهد، هشدار دادند. اما پاکستان و قطر از حمله ترکیه به شمال سوریه استقبال کردند. دولت سوریه در ابتدا نیروهای کرد را به دلیل تهاجم ترکیه و جدایی آنها و عدم آشتی با دولت مقصر دانست و در عین حال حمله خارجی به خاک سوریه را نیز محکوم کرد.با این وجود، چند روز بعد، نیروهای دموکراتیک سوریه با دولت سوریه به توافق رسید، که بر اساس آن به ارتش سوریه اجازه داده شده تا در تلاش برای محافظت از شهرها در برابر حمله ترکیه، به شهرهای منبج و کوبانی که تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه هستند وارد شود.اندکی پس از آن، سانا، پخش کننده دولتی اخبار سوریه اعلام کرد که ارتش سوریه اعزام نیرو به شمال این کشور را طبق آنچه که به عنوان «مقابله با تجاوز ترکیه» گفته شده، آغاز کرده‌است. با این حال، رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه در یک کنفرانس مطبوعاتی در ۱۴ اکتبر گفت هم‌اکنون با توجه به رویکرد مثبت روسیه، مشکلی در کوبانی (عین العرب) به وجود نخواهد آمد. در مورد منبج تصمیمی که اتخاذ کرده‌ایم را اجرا می‌کنیم.ترکیه و ارتش ملی سوریه در همان روز تهاجمی را برای تصرف شهر منبج آغاز کردند. کشورهای مختلف اتحادیه اروپا تحریم‌های تسلیحاتی علیه ترکیه وضع کردند، کشورهای اتحادیه اروپا در مجموع توافق کردند که فروش اسلحه به ترکیه را متوقف کنند، در حالی که آمریکا تحریم‌های «شدیدی» را علیه وزارتخانه‌های دفاع، انرژی و داخلی ترکیه تحمیل کرد گروه شبه نظامی جیش العزه، از مشارکت گروه‌های مخالف بشار اسد در عملیات ترکیه در شمال سوریه انتقاد کرد و اظهار داشت که مخالفان بشار اسد باید در ادلب بمانند و مناطقی را که دولت سوریه در اوت ۲۰۱۹ از کنترل آنها خارج کرده‌است را پس بگیرند. ┏━☆🍃🌸🍃☆━┓ 📡 @yasin36ir ┗━☆🍃🌸🍃☆━┛
🌸🍃🌸🍃 علامه حلی می‌گوید: جنت عدن را از آن جهت عدن نامیدند که آن جا محل اقامت دائمی و جاودانه است.[13] در روایتی از پیامبر صلی الله علیه آمده است که آن حضرت فرمود: من درختی هستم که فاطمه شاخه آن، علی بارور کننده، حسن و حسین میوه‌های آن و شیعیان و محبان ما برگ‌های سبز این درخت هستند. اصل این درخت در بهشت عدن است.[14] کاشف الغطاء می‌گوید: بهشت عدن وسط بهشت است.[15] در روایتی دیگر آمده است: بهشت عدن آن بهشتی است که خداوند با دست خویش آن را ایجاد کرده و تاکنون کسی آن را ندیده است.[16]  جنت فردوس آن بهشتی است که خدای متعال آن را از طلا و نقره بنا کرده و در لابلای آن مشک و عنبر خوش بو قرار داده است. در روایت می‌خوانیم: خداوند بهشت را از مشک و عنبر ساخته و در آن بهشت از بهترین میوه‌ها و بهترین ریحان‌ها کاشته است.[19] ‌و بهشت فردوس بالاترین درجات بهشت است.[20] این همان بهشتی است که حضرت زهرا سلام الله علیها در گریه فراق پدرش پیامبر گرامی اسلام در توصیف آن می‌گوید: ای پدر تو دعوت پروردگارت را اجابت کردی، هنگامی که تو را دعوت نمود. ای پدر جنت فردوس جایگاه تو است. بنابراین، فردوس نام آن بهشتی است که پیامبر صلی الله علیه و آله در آنجا ساکن است.[21] این بهشت "فردوس" سقفش عرش پروردگار است و در آن دو قصر سبز و سفید از جنس مروارید ساخته شده است. ‌ دارای هفتاد هزار واحد (غرفه) است که ساکنانش پیامبر و اهل بیت علیهم‌السلام هستند.‌ نیز دارای هفتاد هزار واحد است که ساکنان آن نیز حضرت ابراهیم و آل ابراهیم علیه‌السلام هستد.[22]   در روایت دیگر آمده است: جنت فردوس، دیوارهایش از نور و نور غرفه‌ها و واحدهایش از نور پروردگار است.[23] منابع: [13] منتهی المطب، جلد۱، صفحه۵۴۴ [14] شهید اول، ذکری، ص 6. [15] کاشف الغطاء، کشف الغطاء، ج 2، ص 302. [16] وسائل الشیعة، [17] محاسن برقی، ج 1، ص 155. [18] من لایحضره الفقیة، ج 1، ص 296. [19] اردبیلی، زبدة البیان، ص 55. [20] کاشف الغطاء، ص 19. [21] شوکانی، نیل الاوطار، ج 4، ص 161. [22] مسائل علی بن جعفر، ص 345. [23] من لایحضره الفقیة، ج1، ص 296. ┏━☆🍃🌸🍃☆━┓ 📡 @yasin36ir ┗━☆🍃🌸🍃☆━┛
15 شعبان 1 ـ ﻭﻟﺎﺩﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﻘﻴﺔ الله ﺍلأﻋﻈﻢ عجّل الله تعالی فرجه ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 255 هـ شب ﺟﻤﻌﻪ شب ﻭﻟﺎﺩﺕ ﺧﺎﺗﻢ ﺍلأﻭﺻﻴﺎﺀ، ﻣﻨﺘﻘﻢ ﺁﻝ ﻣﺤﻤّﺪ ﺻﻠّﻰ الله ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ، ﺁﺧﺮﻳﻦ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺮ ﺣﻖّ ﻭ ﻭﻟﻰّ ﻣﻄﻠﻖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﻘﻴﺔ الله ﺣﺠّﺔ ﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴﻦ ﻋﺠﻞ الله ﺗﻌﺎﻟﻰ ﻓﺮﺟﻪ ﺍﻟﺸﺮﻳﻒ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. (1) ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺷﺐ ﺁﺏ ﺯﻣﺰﻡ ﺯﻳﺎﺩ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﻯ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺭﺅﻳﺖ ﻛﻨﻨﺪ (2)، ﻭﻟﻰ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺭﻭﻯ ﺁﻥ ﭘﻮﺷﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﺕ ﺁﺯﺍﺩﻯ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺯﻳﺎﺩﻯ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ، ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ «ﺷﺐ ﺑﺮﺍﺕ» ﻭ «ﺷﺐ ﻣﺒﺎﺭک» ﻭ «ﺷﺐ ﺭﺣﻤﺖ» ﮔﻮﻳﻨﺪ. اﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻬﻤﺎ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﻭﻗﺘﻰ ﺷﺐ ﻧﻴﻤﻪ ﺷﻌﺒﺎﻥ ﺷﻮﺩ، ﻣﻨﺎﺩﻯ ﺍﺯ ﺍﻓﻖ أﻋﻠﻰ ﻧﺪﺍ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ : «ﺍﻯ ﺯﺍﺋﺮﻳﻦ ﻗﺒﺮ ﺣﺴﻴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻰ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﻳﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﻛﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺁﻣﺮﺯﻳﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﺟﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﻯ ﺷﻤﺎ ﻭ ﻣﺤﻤّﺪ ﺑﺎﺷﺪ». (3) ﻭﻟﻰ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺍﺳﺘﻄﺎﻋﺖ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﻗﺒﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻗﺒﻮﺭ ﻣﻄﻬّﺮ ﺍﺋﻤﻪ ی ﺩﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﻛﻨﺪ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﻳﻦ ﻫﻢ ﻣﻤﻜﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﻗﺒﺮﺷﺎﻥ ﺳﻠﺎﻡ ﺩﻫﺪ. (4) ﭘﺪﺭ بزرگوارشان مولانا و سیّدنا ﺍﺑﻮ ﻣﺤﻤّﺪ العسکری ﺣﺴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻰ بن محمّد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمّد بن علی بن الحسین بن ابی طالب صلوات الله علیهم اجمعین، و ﻣﺎﺩﺭ بزرگوارﺷﺎﻥ جناب ﻧﺮﺟﺲ خاتون ﻋﻠﻴﻬﺎ السلام و اسم شریف حضرتش بنابر إتّفاق اخبار و اصحاب اسم جدّشان خاتم الأنبیا صلی الله علیه و آله «م ح م د» صلوات الله علیه و عجّل الله تعالی فرجه ﺍﺳﺖ. (5) ← ﻣﺎﺟﺮﺍﻯ ﺷﺐ ﻭﻟﺎﺩﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﺴﻜﺮﻯ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺩﺭ ﺷﺐ ﻭﻟﺎﺩﺕ ﺑﺮﺍﻯ ﻋﻤّﻪ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﺧﻮﺩ ﺟﻨﺎﺏ ﺣﻜﻴﻤﻪ ﺧﺎﺗﻮﻥ ﻋﻠﻴﻬﺎ السلام ﭘﻴﻐﺎﻡ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ فرمودند : «ﺍﻣﺸﺐ ﻧﺰﺩ ﻣﺎ ﺍﻓﻄﺎﺭ ﻛﻦ ﻛﻪ ﺷﺐ ﻧﻴﻤﻪ ی ﺷﻌﺒﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺣﺠّﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﻣﻰ ﺳﺎﺯﺩ». ﻭﻟﺎﺩﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺳﺎﻣّﺮﺍ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻃﻠﻮﻉ ﻓﺠﺮ ﻧﻴﻤﻪ ی ﺷﻌﺒﺎﻥ 255 هـ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ی ﺭﺍﺳﺖ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ : «ﺟﺎﺀَ ﺍﻟﺤَﻖُّ ﻭَ ﺯَﻫَﻖَ ﺍﻟﺒﺎﻃِﻞُ إﻥَّ ﺍﻟﺒﺎﻃِﻞَ ﻛﺎﻥَ ﺯَﻫُﻮقاً». (6) ﭘﺲ ﺍﺯ ﺗﻮﻟّﺪ، ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﭘﺪﺭ ﺑُﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺳﺨﻦ ﻓﺮﻣﻮﺩ : «ﺃﺷﻬَﺪُ ﺃﻥ ﻟﺎ إﻟﻪَ إﻟﺎَّ اللهُ ﻭَ ﺃﺷﻬَﺪُ ﺃﻥَّ ﻣُﺤَﻤَّﺪﺍً ﺭَﺳُﻮﻝُ الله ﻭَ ﺃﻥَّ ﻋَﻠِﻴّﺎً ﺃﻣﻴﺮَ ﺍﻟﻤُﺆﻣِﻨﻴﻦَ ﻭَﻟِﻰُّ ﺍﻟﻠﻪِ» ﻭ ﺍﺋﻤﻪ ی ﻣﻌﺼﻮﻣﻴﻦ ﻋﻠﻴﻬﻢ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﻳﻜﻰ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻧﺎﻡ ﺑُﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺷﺮﻳﻒ ﺧﻮﺩ ﺭﺳﻴﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﻓﺮﺝ ﻣﺤﺒﻴﻦ ﺧﻮﺩ ﺩﻋﺎ ﻓﺮﻣﻮﺩ. ← ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﭘﺪﺭ آن گاه ﺣﺴﺐ ﺍلأﻣﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺴﻜﺮﻯ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ، ﺣﻜﻴﻤﻪ ﺧﺎﺗﻮﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﺮﺟﺲ ﺧﺎﺗﻮﻥ ﺑُﺮﺩ. ﺣﻜﻴﻤﻪ ﺧﺎﺗﻮﻥ ﻣﻰ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ : ﺭﻭﺯ ﻫﻔﺘﻢ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺭﻓﺘﻢ. ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ : «ﭘﺴﺮ ﻣﺮﺍ ﺑﻴﺎﻭﺭﻳﺪ». ﺁﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺳﺮﺍﭘﺎ ﺟُﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺁﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﺑُﺮﺩﻳﻢ. ﺣﻀﺮﺕ ﺯﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻫﺎﻥ ﻭﻯ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : «ﭘﺴﺮﻡ، ﺳﺨﻦ ﺑﮕﻮ». ﺩﻳﺪﻡ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺍﻭّﻝ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺷﻨﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻗﺮﺍﺭ ﺑﻪ ﻭﺣﺪﺍﻧﻴّﺖ ﻭ ﺛﻨﺎ ﺑﺮ ﺟﺪّ ﺧﻮﺩ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠّﻰ الله ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺃﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﻭ ﺳﺎﻳﺮ ﺍﺋﻤﻪ ﻋﻠﻴﻬﻢ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺗﺎ ﭘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﺵ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻴﺎﻥ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﺭﺍ ﺗﻠﺎﻭﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ : «ﺑِﺴﻢِ ﺍﻟﻠﻪِ ﺍﻟﺮَّﺣﻤﻦِ ﺍﻟﺮَّﺣﻴﻢِ وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هَامَانَ وَ جُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا كَانُوا يَحْذَرُونَ». (7) سپس ﭘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﺷﺎﻥ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : «ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﻧﺎﺯﻝ ﻓﺮﻣﻮﺩ». ﺣﻀﺮﺕ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥِ ﺻُﺤُﻒ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻟﻐﺖ ﺳﺮﻳﺎﻧﻰ ﺁﻏﺎﺯ ﻧﻤﻮﺩ، ﻭ ﺑﻌﺪ ﻛﺘﺎﺏ إﺩﺭﻳﺲ ﻭ ﻧﻮﺡ ﻭ ﺻﺎﻟﺢ ﻭ ﺻُﺤُﻒ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﻭ ﺗﻮﺭﺍﺕ ﻣﻮﺳﻰ ﻭ ﺍﻧﺠﻴﻞ ﻋﻴﺴﻰ ﻭ ﺯَﺑُﻮﺭ ﺩﺍﻭﺩ ﻭ ﻓﺮﻗﺎﻥ ﻣﺤﻤّﺪ ﺻﻠّﻰ الله ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺭﺍ ﻗﺮﺍﺋﺖ ﻧﻤﻮﺩ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻴﺎﻥ ﻗﺼﺺ ﺍﻧﺒﻴﺎﺀ ﻭ ﻣﺮﺳﻠﻴﻦ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﻧﻤﻮﺩ. حکیمه ﺧﺎﺗﻮﻥ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ : ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻬﻞ ﺭﻭﺯ ﺩﻳﮕﺮ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺧﺪﻣﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺴﻜﺮﻯ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻡ ﻛﻪ ﺭﺍﻩ ﻣﻰ ﺭﻭﺩ. ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺴﻜﺮﻯ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ : «ﺍﻯ ﻋﻤّﻪ، ﻣﻮﻟﻮﺩ ﻋﺰﻳﺰ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ». ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﻯ ﺳﻴّﺪ ﻭ ﻣﻮﻟﺎﻯ ﻣﻦ، ﻧﺸﻮ ﻭ ﻧﻤﺎﻯ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﻬﻞ ﺭﻭﺯ ﺯﻳﺎﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻣﻰ ﺑﻴﻨﻢ. ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : «ﺍﻯ ﻋﻤّﻪ، ﻣﺎ ﺍﻭﺻﻴﺎﺀ ﺩﺭ یک ﺭﻭﺯ ﻧﺸﻮ ﻭ ﻧﻤﺎﻯ یک ﻫﻔﺘﻪ ی ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ، ﻭ ﺩﺭ یک ﺟﻤﻌﻪ ﻧﺸﻮ ﻭ ﻧﻤﺎﻯ یک ﺳﺎﻝ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻣﻰ ﻧﻤﺎﺋﻴﻢ. ﻣﻦ ﺑﺮ ﺧﺎﺳﺘﻢ ﻭ ﺳﺮ ﺁﻥ ﻃﻔﻞ ﺭﺍ ﺑﻮﺳﻴﺪﻩ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻛﺮﺩﻡ. (8) ... 📚 منابع : 1. کافی : ج 1، ص 514. و ... . 2. ﺗﻘﻮﻳﻢ ﺍﻟﻮﺍﻋﻈﻴﻦ : ﺹ 136، ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﺧﻠﺎﺻﺔ ﺍﻟﻤﻨﻬﺞ : ﺝ 5، ﺹ 145 ـ 246. 3. کافی : ج 4، ص 589. و ... . 4. ﻣﺴﺎﺭ الشیعة : ﺹ 38. و ... . 5. ﺍﺭﺷﺎﺩ : ﺝ 2، ﺹ 339. و ... . 6. سوره اسراء : آیه 81. 7. ﺳﻮﺭﻩ ﻗﺼﺺ : ﺁﻳﺎﺕ 6 ـ 5. 8. بحار الأنوار : ج 51، ص 20، 27. و ... 💚اَلَّلهُمـّ؏جِّل‌لِوَلیِڪَ‌الفَرَج❤️ ✅کانال سربازان ولایت 🟢@Svelayat_313