درباره اون عزیز که مایع گوشتون تکون خرده برو پیش دکتر خوب دکتر سید علی صفویی نایینی در تهران آدرس وسوابق دراينترنت هست، در بیمارستان میلاد هم هست چون گوش هست سرسری نگیرید
یاسینا هستم دعا کنید حاجت روابشم 🧕🧕🧕🤰🤰🤰👍👍🙏🙏🙏😭😭😭😭😭😭😭😭😭
#گوش
#سرگیجه
#راهنمایی_اعضا
🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡
تجربه زندگی ،بانوی بهشتی
https://eitaa.com/joinchat/4077715504Cb8c9a9d5d2
سلام ممنون از کانال خوبتون..که باعث انتقال تجربیات میشه..
درجواب اون خانوم ۱۷ ساله که با پسر خالشون که ۱۵ سال از خودش بزرگتره ازدواج کرده و حسی بهش نداره میخواستم بگم:
اگر همسرت بهت علاقه داره و درکت میکنه هرگز ازش طلاق نگیر.. تو خیلی خوشبختی و خودت نمیدونی..
مهمترین چیز تو ۱ شوهر درک و فهمشه..
خیلی از خانوما عاشقانه شوهرشونا دوست دارن.. اما شوهرشون درک و فهمش کمه.. و ۱ روز خوش نمیبینند.. مثل خود من.
طلاق نگیر که خدا غضبش میگیره.. ۱ مردی بهت میده که عاشقش باشی اما اون محلت نذاره.. و بیشعور و نفهم باشه..اون وقت ۱ چشمت اشکه، یکیش خون..
درضمن همین علاقه همسرت به شما و درک و فهمش باعث میشه به مرور عاشقش بشی..
و۱ چیز دیگه ..اگر زن عاشق شوهرش نباشه به نفعشه.. برنده است😉.. اینا از من که ۱۲ سال زندگی مشترک با مردی که عاشقش بودم داشتم، بشنو!
#مشکلات_همسران
#راهنمایی_اعضا
🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡
تجربه زندگی ،بانوی بهشتی
https://eitaa.com/joinchat/4077715504Cb8c9a9d5d2
سلام به همگی، لطفا ستایش جون پیاممو توی کانال بذار تا دوستان راهنماییم کنن: من یه خواهرم دارم که ماه قبل ازدواج کرده و خواهرم میگه شوهرش مشکل نعوظ داره گاهی اوقات قبل نزدیکی وگاهی هم در حین نزدیکی به مشکل میخورن دکتر هم رفتن دکتر گفته که از خستگیه و دارو تجویز کرده و گفته گرمی جات بخورن ، به توصیه های دکتر هم عمل کردن یک هفته خوب بوده اما باز شوهرش مشکل نعوظ داره حتی در حین مصرف دارو... لطفا اگر کسی چیزی در این رابطه میدونه راهنماییم کنه (چی بخورن و یا چکار کنن) ممنون میشم...
سحر از شیراز
#درخواست_راهنمایی
🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡
تجربه زندگی ،بانوی بهشتی
https://eitaa.com/joinchat/4077715504Cb8c9a9d5d2
سلام این داستانو تو ی کانال خوندم گفتم شما هم بخونید شاید بدرد کسی خورد.
این یک داستان واقعی است.
همسرم قبل از ازدواج با من عاشق دخترخاله اش بود و قسمت هم نشده بودند. دخترخاله زودتر ازدواج کرده بود و همسرم هم پس از معرفی توسط یک آشنا، مرا دید و با هم ازدواج کردیم.
عادت داشت که بعد از سرکارش و تعطیلی مغازه، با رفقای باب و ناباب جمع شوند و الواتی کنند و من هر شب تا نیمه شب منتظر او بودم. گاهی شام خورده بود و گاهی نه و من فقط سکوت میکردم. وضع مالیمون بد نبود و دو طبقه خانه داشتیم. طبقه بالا اتاق خوابها و حمام و طبقه پائین آشپزخانه و پذیرائی ...
تولد همسرم بود و از دو طرف مهمان داشتیم. وسط مهمانی بود که متوجه شدم همسرم نیست و کمی طول کشید. رفتم طبقه ی بالا که ببینم چرا نیست و اگه کاری هست انجام بدم و ...
بالا رفتم و در اتاق خوابمان را باز کردم و صحنه ای دیدم که امیدوارم هیچ زن متاهلی نبیند. همسرم و دخترخاله اش😱 چیزی نگفتم و ...
بعد از مدتی که از ازدواج ما گذشت،دخترخاله همسر بدلیل نداشتن تفاهم، از همسرش جدا شده بود و حالا شده بود یک زن آزاد !!!
تمام طوفانیکه در درونم برپا شده بود را کنترل کردم و سریع پائین آمدم. بفاصله ی کمی همسرم و دخترخاله پائین آمدند و مثل موش تا آخر مهمانی هردو باترس ولرز در گوشه ای نشسته بودند.
مهمانی تمام شد و من با کنترل بسیار خیلی عادی جشن را ادامه دادم و انگار نه انگار.
حالا بقیه داستان از قول آقا:
اصلا فکر نمیکردم در آن شلوغی مهمانی همسرم به بالا بیاید و مچ ما را بگیرد. شرایط خیلی بدی بود.با دخترخاله ام با فاصله آمدیم پائین تا جلب توجه نکنیم. هرآن منتظر برپائی طوفان عظیمی از جانب همسرم بودم. اما انگار نه انگار که این زن چه دیده.
جشن را با روی خوش ادامه داد و با مهربانی بمن هدیه داد و بقیه هدیه دادند و کم کم مهمانهای دورتر که میرفتند و پدر و مادرهایمان فقط مانده بودند، هرآن منتظر بودم تا همسرم دیده هایش را بیان کند. دخترخاله که سریع بعد شام و کیک رفت و همسرم خیلی عادی با او برخورد کرد. هرچه تنهاتر میشدیم ترسم بیشتر میشد اما خانمم انگار نه انگار !!!
پدر و مادرم رفتند و قبل آنها هم پدر و مادر و برادر همسرم. از بدرقه که برگشتم دیدم همسرم مشغول جمع و جور کردن پذیرائی و جمع کردن بشقابهای پیش دستی و ... بود. کمی کمکش کردم و باز منتظر طوفان بودم. خیر خبری نبود، رفتم خوابیدم ... مگر خوابم میبرد، همسرم آمد و بعد چند دقیقه خوابش برد اما من تا صبح دنده به دنده میشدم. فردا صبح، شنبه بود و سرکار رفتم. همسرم هم طبق معمول صبحانه ام را آماده کرده بود و بزور دو لقمه ای با چای قورت دادم و دیدم قابلمه ای از غذای شب گذشته برایم گذاشته بود و گفت که دیگه مجبور نشی ناهار بری بیرون و من تشکری کردم و بیرون زدم.
دوستانم وقت ناهار از دستپخت همسرم خوردند و چقدر تعریف کردند و من حس خوش و ناخوش بدی باهم داشتم. آخر شب کمی زودتر از پیش رفقا برگشتم و دیدم مثل همیشه همسرم منتظر من هست تا باهم شام بخوریم. سفره رنگینتر بود و بازهم فردا قابلمه غذا و ... من منتظر دعوا بودم و او انگار نه انگار که ...
شب باز کمی از شب قبل زودتر برگشتم و همسرم روزبروز محبتش را بیشتر میکرد و من اسارت بدی را تحمل میکردم ...منتظر بودم تا دعوا را شروع کند و من بتوانم برخش بکشم که اورا از اول دوست نداشتم و عاشق دخترخاله ام بودم و هستم و ... ولی انگار نه انگار ... رویم نمیشد چندان نگاهش کنم ولی کم کم شجاعت پیدا کردم و یک شب سیر نگاهش کردم و تازه زیبائیهای همسرم را دیدم ... شبیه دخترخاله نبود اما زن بود با همه زیبائیهای زنانه اش،
اما من مغرور، مرد بودم ! مگر میشد اسیرم کند؟ در برابر خیانت من، نه تنها برویم نیاورده بود بلکه سعی میکرد هرچه بیشتر محبت کند. شبها زودتر و زودتر بخانه می آمدم و متلکهای دوستان را بجان میخریدم و میگفتم: آره بابا من مرغم.
یک شب که دیگه بریده بودم رو به همسرم کردم و گفتم: تو پدر منو درآوردی! تو اعصابمو خردکردی!
تو ...پس چرا دعوا نمیکنی؟ چرا سرزنشم نمیکنی؟ بجاش بهم محبت میکنی که چی؟
همسرم سرش پائین بود و گفت که حتما کمبودی از طرف من داشتی که بطرف دخترخاله ات کشیده شدی! من سعی کردم که کمبودهای گذشته را جبران کنم !همین!
خرد شدم و شکستم ... من کجا بودم و او کجا...
همسرم هیچ کمبودی نداشت و برام هیچ جا کم نگذاشته بود، فقط بزرگواریش بیشتر نمایان شد. بعد از آن شب دیگر سراغ دخترخاله ام نرفته بودم و ازش خبری نداشتم ولی ناخودآگاه اورا با همسرم مقایسه کردم و طلاق گرفتن او را ...
همسرم موفق شد از من مردی بسازد که همه جوره چاکر زنش هست و ازینکه بهش زن ذلیل بگن، ناراحت نمیشه و افتخار میکنه ذلیل همچین زن توانائیه که آبروی مردشو خرید.
من اکنون دوباره عاشق شدم، عاشق زنم، اما اینبار با چشم باز...
خانمها میبخشند ولی هرگز فراموش نمیکنند
#داستان
سلام عزیزم ممنون به خاطر کانال خوبتون من یه مشکلی دارم که خیلی وقته درگیر هستم من نزدیک یک سال هست که یه خارش شدید از مقعدم شروع شد بعد دستگاه تناسلیم وبعد مجاری ادرار به قدری شدید بود که اعصابم خورد میشد چند تادکتر عفونی وزنان هم رفتم دارودادن خوب نشدم بعد دسمال توالت ونوار بهداشتی را حذف کردم بهتر شدم ولی چند وقته دوباره همون طور شدم میخواستم ببینم کسی اینطوری بوده یا تجربه ای داره کمکم کنه خواهشم میکم خیلی اذیت هستم ممنون
#درخواست_راهنمایی
🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡
تجربیات ،بانوی بهشتی
https://eitaa.com/joinchat/4077715504Cb8c9a9d5d2
سلام خانم های عزیز
در مورد استفاده از نوره میخواستم از کسایی که تجربه استفاده دارن ، خواهش کنم راهنمایی کنند برای بوی نوره باید چیکار کرد؟
آخه متوجهم که چقدر خاصیت داره ، ولی برای ماهایی که تو آپارتمان و خونه های اینچنینی هستیم که بوش میپیچه ، باعث میشه علیرغم همه خواصش استفاده نکنیم
لطفا راهنمایی کنید که چطوری هم از خواصش بهره مند بشیم هم بوش سریع بره و در حدی که بقیه متوجه نشن باشه😊
#درخواست_راهنمایی
🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡
تجربیات ،بانوی بهشتی
https://eitaa.com/joinchat/4077715504Cb8c9a9d5d2
سلام وقت بخیر 🌻
بنده از بچگی لاغر بودم و تحت درمان دکترهای طب سنتی و مدرن مختلفی هم بودم اما اثری خلصی تا به حال ندیدم😔 با اینکه تا آخر دورشون رو استفاده میکردم و دوباره پیگیر میشدم
جدیدا بهم توصیه شده شیرخشک استفاده کنم😳😅
البته از نوع سنتیش رو استفاده کردم ولی حالا نوع صنعتیش رو بهم پیشنهاد دادن
میخواستم ببینم کسی تجربه ای در این مورد داره یانه
چون واقعا دیگه خسته شدم از لاغریم و این همه دارو و درمان مختلف....
آخه من حتی ببخشید سینه هم ندارم....
اگر دوستان راهنمایی کنن واقعا ممنون میشم
#درخواست_راهنمایی
🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡
تجربیات ،بانوی بهشتی
https://eitaa.com/joinchat/4077715504Cb8c9a9d5d2
🔆💠🔅💠﷽💠🔅
💠🔅💠🔅
🔅💠🔅
💠🔅
🔅
💎 برای سلامتی بدنت بجا خرج کن تا تنتان به ناز طبیبان نیازمند نشود!
✍امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند: لباس پنبه ای(نخی) بپوشید، زیرا لباس نخی، لباس پیامبر(صلی الله علیه و آله) بوده و نیز لباسی است که ما از آن استفاده می کنیم.
📚منبع:کافی، ج 6، ص 446
👕پوشیدن لباس پنبه ای این ویژگی ها را دارد:
⚪️ضد افسردگی
⚪️از بین برنده عرق و بوی بد بدن
⚪️نرم کننده سینه
⚪️آرام بخش و کنترل کننده رعشه
⚪️چاق کننده
⚪️پیشگیری و درمان عفونت زنان
⚪️پیشگیری و درمان کیست ها بویژه رحم
⚪️کمک در درمان انزال زودرس
⚪️موجب تقویت حافظه
⚪️کمک در درمان نازایی
⚪️پیشگیری و درمان ورم بیضه
⚪️درمان وسواس و نگرانی
⚪️باعث ازدیاد شیر مادر
⚪️ترمیم کننده زخمها
⚪️پیشگیری و درمان لک و پیس
⚪️پیشگیری و کمک درمان زگیل
⚪️ضد حساسیت و آلرژی
⚪️بهترین پانسمان سوختیگها و زخمها
⚪️رفع کننده تنگی نفس
⚪️تنظیم اختلالات خون رسانی
⚪️رافع خستگی
⚪️کمک کننده به درمان مشکلات گوارشی
🗣 بازم بگیم یا شما رو راضی میکنه که لباس پنبهی بپوشید .
https://eitaa.com/joinchat/4077715504Cb8c9a9d5d2
🍏 @tebshia20🌿
🔅
💠🔅
🔅💠🔅
💠🔅💠🔅
🔆💠🔅💠🔅💠🔅
سلام.کسی طرزتهیه گل قند آفتابی با عسل یا شکر رو بلده کامل توضیح بدین؟باسپاس فراوان
#درخواست_راهنمایی
🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡
تجربیات ،بانوی بهشتی
https://eitaa.com/joinchat/4077715504Cb8c9a9d5d2
سلام.عزیزان من چندین سال هست پنج روز قبل پریود، لک بینی دارم و از هر بیست و چهار الی بیست و هشت روز پریود میشم تقریبا نصف هر ماه رو من در حالت لک بینی و پریود هستم واقعا خسته شدم هر کاری کردم درست نمیشه دیگه کم خونی گرفتم از بس پریود و لک بینی هام طولانی میشه آیا کسی هست تجربه این چنینی داشته و درمان کرده باشه؟ممنون میشم راهنمایی کنید
#درخواست_راهنمایی
🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡
تجربیات ،بانوی بهشتی
https://eitaa.com/joinchat/4077715504Cb8c9a9d5d2
تجربه بانوان بهشتی
سلام خسته نباشید
در رابطه با خانومی ک گفتن موی سرشون سفید شده و نمیخان از مواد شمیایی استفاده کنن بهترین راه کار حنا هستش ک توش یک قاشق چای یک عدد تخم مرغ و اگر پودر کاکو داشته باشن بزنن چون هم از ریزش مو جلوگیری میکنه و سفیدی مو رو هم از بین میبره
#مو_زیبایی
#راهنمایی_اعضا
🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡
تجربه زندگی ،بانوی بهشتی
https://eitaa.com/joinchat/4077715504Cb8c9a9d5d2