eitaa logo
「 ایــھامـ」
1.9هزار دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
174 ویدیو
5 فایل
به حال خویش می‌خندیم می‌گرییم می‌میریم جهانِ رنج و اندوهیم ما، مایی که انسانیم _محدثه‌نبی‌حسینی [بانوی‌ایهام] ناشناسمون: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1m5tfo4&btn=ایهام حرفِ دل: @hrf_dl جهت تب و ضرورت: @Artist55
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💌|• "بنده‌ خدا" امیر از مسجد خارج شد. برادر بزرگ‌ترش، عبدالله، چند قدم جلوتر از او بود. در راه آمدن به هیئت با هم بحثشان شده بود و امیر مقصر بود. از اول تا آخر نماز عذاب وجدان لحظه‌ای رهایش نکرد. یا باید عذاب الهی را به جان می‌خرید یا روی غرورش پا میگذاشت و برای عذر خواهی جلو می‌رفت. چاره‌ای نداشت پا تند کرد و به برادرش رسید. گفت: داداش... عبدالله ایستاد. امیر دل را یک دله کرد و آرام گفت: ببخشید... عبدالله گفت: چیو؟ با تعجب به چشمانش چشم دوخت.در دل از عذرخواهی کردن پشیمان شد. یعنی واقعا توقع داشت به تمام تقصیراتش اعتراف کند؟ عبدالله دست روی شانه‌‌‌ی او گذاشت؛ لبخند مهربانی زد و گفت: من چیزی یادم نمیاد که بخوام ببخشم... لبخند عمیقی روی لب‌هایش نشست عبدالله رفت اما او همچنان مبهوت ایستاده بود. اگر بنده‌ی خدا این است پس خود خدا چطور میتواند باشد؟ T_GHALAM|•
💌 گوشی رو بچرخون... فکر کن اینجا نشستی... زیارت نصیبت...🕊 🌸 آره عکس آرشیویه 😌 دخترونه حرم رضوی @dokhtar_razavi
شبتون به آرامش]•
بہ‌نام‌حضرت‌دوست♥
°• جان چہ می‌دانست از دنیا چھ ها خواهد کشید! [ᴛ_ɢʜᴀʟᴀᴍ]
「 ایــھامـ」
°• جان چہ می‌دانست از دنیا چھ ها خواهد کشید! [ᴛ_ɢʜᴀʟᴀᴍ]
"امیدوارم لیاقت رنج‌هایی که بر ما وارد می‌شہ رو داشته باشیم!" -داستایوفسکی
○ • دیروز کودکے بودم در حسرت بزرگ شدن، امروز بزرگسالے در حسرت کودکے و فردا، مرده‌ای در حسرت زندگے... 𝚃_𝚐𝚑𝚊𝚕𝚊𝚖🌿
بانوی ایهام.mp3
زمان: حجم: 7.9M
00:00 ━━━━●──── 08:12 ⇆ㅤ ㅤ◁ㅤ ❚❚ ㅤ▷ ㅤ ㅤ↻ •|ما شما را خیلے دوست داریم♡:) 🎙|با صدای: آقای 🖋|بہ قلم: (بانوی ایهام) ↬𝚃_𝚐𝚑𝚊𝚕𝚊𝚖