نشسته بود، تکیه به دیوار، خیره به دیوار روبرو که از نور آرامی که از باریکه درِ باز مانده وارد اتاق میشد برق میزد.
پاهایش را تکان میداد و آرام زمزمه میکرد:
"الحق سلاحي و أقاوم..."
صدای سوت و گرومپ...
خم شد و قبل از شروع نق و نقهای یحیی پستانک را محکم گرفت، پاهارا دوباره تکان داد و باز هم به دیوار روبرو خیره شد.
کلید زنگ زده در قاب
چهار رنگ سبز و سفید و مشکی و قرمز
تکه سنگی بر طاقچه
سفیدی چهارخانه دار آویخته
شاخه زیتون
و حالا چوب
و باز هم به زمزمههایش ادامه داد:
"الحق سلاحي وأقاوم
أنا فوق جراحي سأقاوم
أنا لن أستسلم لن أرضی
وعليكِ بلادي لا أساوم
بيتي هنا أرضي هنا
البحر السهل النهر لنا
وكيف بوجه النار أساوم
سأقاوم..."
@taaghlom
🔖 نوشته بود و چه خوب نوشته بود:
"بَقي لَدَينا صَبر واحِد
وَالعالَم كُلُه يُريدُ أنْ يَختَبِرَه"
یک صبر برایمان مانده
و همه دنیا میخواهد آن را امتحان کند...
@taaghlom
مدتها بود به ام یاسر فکر میکردم.
خواندن یک کتاب (همقسم)، بعد از مدتها، توانسته بود تمام ذهن و روح مرا درگیر کند.
روایت زنانگی، همسرانگی، مادرانگی و حضور فعال اجتماعی زنی که خود را در سایه نام بزرگ همسر، دبیرکل حزبالله، سید عباس موسوی، گم نکرد.
زنی که از پس رنج دوری از خانواده، نشکست و خم نشد؛ ایستاد.
نه تنها با سختیها ساخت که آنها را هم به زانو درآورد و دنیایی جدید رقم زد؛ برای خودش، خانوادهاش و اطرافیانش.
سیده سهام موسوی، آن قدر زن بود و توانا، آنقدر بلد بود و راههای نزدیک شدن به خدا را میدانست که توانست در کنار همسرش، به دست پلیدترینهای تاریخ، به شهادت برسد...
و حالا معصومه (آزاده) کرباسی، برای من تداعیگر همان زنی است که روزها و روزها با او بودهام و زمینه ذهنم شده بود...
انگار که بخواهد باور کنم، الگوها، دور از دسترس نیستند...
زنها، همیشه تاریخ میتوانند ساخته شده و سازنده و سرفراز باشند...
#زنها_هم_شهید_میشوند
#زن_بودن
#شهید
@taaghlom
پسرک هنوز دوسالش نشده، اما تازگیها هر فلشی که میبیند بلند تکرار میکند:
موشک...
امروز جعبه تلویزیون، تصویر محوی داشت از چگونگی حمل درست؛ مربعی که دو خط سفید داشت و مثلثی که نشان خطر شکستن بود.
وسط بازی رفت سراغ جعبه. تصویر را نشان داد و با زبان نصفه و نیمه خود، تصور ذهنی اش را شرح داد:
"خانمه اینجا موشک خورد، افتاد..."
و ما بودیم و نگاه با تعجب...
.
اینجا، وسط پایتخت، در امن و امان و آرام، کودکی با چند تصویر تلویزیونی اینطور همانندسازی میکند و به هم میریزد و ذهنش درگیر میشود.
امان از حال کودکانی که زیر همین موشکها هستند...
@taaghlom
میگن:
امیده که آدم رو زنده نگه میداره.
ولی من فکر میکنم، چی بودن و جنس امیده که کیفیت زندگی آدم رو مشخص میکنه!
#جمعه
#انسان_بودن
@taaghlom
من اگر محققی بودم که دستم باز بود و امکانات داشتم، حتما منتظر میشدم تا آینده این نوزادهارو ببینم.
قطعا چنین اذان و اقامهای اثرگذار خواهد بود... 🥹
#شهید
#سیدناالقائد
@taaghlom
این ابر، تو آسمون غروب، چشمم رو گرفت.
کنار خیابون ایستادم به عکس گرفتن.
گوشی رو که آوردم پایین تا ببینم چی گرفتم، یهو یه دختره از پشت گفت:
از کی عکس گرفتید؟
برگشتم، به روسری دور گردنش نگاه کردم و با دوزاریای که هنوز کج بود، با لبخند ناشی از ذوق عکس، ابر رو نشون دادم و گفتم:
ابره!
دختره چپچپ نگاهم کرد و رفت...
و من انگار در یه شکاف عمیق فرو رفتم... شکاف بینمون....
#همین_دردهای_دنیای_کوچک
@taaghlom