eitaa logo
⌈ࡅߺ߳ܦ߭ܝ‌ࡅ࡙ߺܟߺࡏަߊ‌‌ܘ🇮🇷⌋
9.2هزار دنبال‌کننده
7.6هزار عکس
2.9هزار ویدیو
886 فایل
از جهان ماندہ فقط جان ڪہ مرا تَرڪ ڪند من چنانم ڪہ محال است ڪسے درڪ ڪند!.☕ ح‌ـرف‌هاے‌در‌گوش‌ـی↓☕ @Fh1082 ناشناسمـوטּ↓☕ https://daigo.ir/secret/51970196 تبلیغاتمـوטּ↓☕ @tabligh_haifa دراین کانال رمان هم گذاشته میشود فرق دارد با کانال فقط رمان! ×کپی×
مشاهده در ایتا
دانلود
- بِسْمِ‌‌اللٰہ‌ِالنُفُۅس‌ِالمُطْمَئِنَھْ′🖤 . .
•°♡ •° شِعر دَر دَست ندارَم وَلي از رویِ اَدَب اَلسَلام اِۍ همِه ۍِ دار و ندارِ زِینب (س)🖤🍃 " اَلسَّلامُ‌عَلَیْڪ‌َیا‌حُـسَـیْن‌بنِ‌عَـلۍٖ"
💠 امام رضا (علیه السلام): هر کس هنگام بیرون رفتن از خانه، ده بار سوره قل هو الله احد بخواند، پیوسته در حفظ و نگهدارى خداوند است تا به خانه اش برگردد. 📚 اصول کافى/ج4/ص320 ✍🏼 برکات این سوره زیاد است. امام صادق علیه السلام: هر کس سه روز بر او بگذرد و سوره توحید نخواند بند ایمان از او برداشته می شود و اگر در آن حال بمیرد، کافر است. 📚المحاسن/ج1/ص95
دانلود+زیارت+عاشورا+فرهمند+++متن.mp3
12.11M
🥀|روزسی‌ام🥀 🏝اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِالله وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُم 🖤اَلْسَّلٰام عَلَى ٱلْحُسَيْـن 🖤وَ عَلىٰ عَلِیِّ بْنِ ٱلْحُسَيْـن 🖤وَ عَلىٰ اَوْلادِ ٱلْحُسَيْـن 🖤وَ عَلىٰ أصْحاٰبِ ٱلْحُسَيْـن 🏴اَللّهُمَّ ارْزُقْنیٰ کَرْبِلٰاْ اَللّهُمَّ ارْزُقْنیٰ شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَومَ الْوُرُود 📆 شرو؏ چلہ : یکشنبہ¹⁷'⁴'¹⁴⁰³
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
┎╌╼⃘۪‌ꦽ⃟𖧷۪۪‌ᰰ᪇🌕✒️🖋️🌕᪇𖧷۪۪‌ᰰ⃟ꦽ⃟╾╾╌╌◕ ∞﷽∞ ┊ . . . . . . . . . . ┊ . 📜 هومن سکوت کرد و خانم دکتر باز گفت : - به هرحال باید یه سِرُم بزنی اگه باردارم نیستی ، یه آزمایش و سونو... یکدفعه گفتم : _باردارم . سر هومن یکدفعه چنان برگشت سمتم که از ترس ، سرم را تا چانه پایین انداختم و دکتر ادامه داد : _خب پس طبیعه ... حتما از حالت تهوع صبحگاهیه .... بیشتر مراقب باش خوب نیست فشارت اینطوری بیافته ... نه واسه سلامتی خودت نه واسه جنین . برگه ی داروها را به هومن داد و من از اتاق بیرون رفتم . خواستم حرف بزنم که هومن بی هیچ حرفی رفت سمت داروخانه. دلشوره هم به حال خرابم اضافه شد. توی اتاق تزریقات منتظر رسیدن سِرُم بودم که هومن سر رسید و عصبی به مسئول تزریقات گفت : _داروهای خانم افراز. مرا دید ولی رویش را برگرداند که گفتم : _ هومن. ایستاد و پرستار تزریقات گفت : _می تونید بیایید داخل ... توی اتاق کسی نیست . هومن وارد اتاق شد و پرستار درحالیکه سِرُم را آماده ی وصل شدن می کرد گفت : _دراز بکش عزیزم . روی تخت دراز کشیدم و دست دیگرم را سمت هومن دراز کردم . جلو آمد و دستم را گرفت . اما نه نگاهم کرد و نه آن گره محکم بین ابروانش را باز . سِرُمم که وصل شد و پرستار از اتاق بیرون رفت گفتم : _نمی خواستم بهت بگم ... - آره...خوبه ، عالیه ...نمی گفتی تا ندونم .. - هومن ...تو که داری میری چه فرقی به حالت میکنه . ✍🏻بـہ‌قـلم: "بـانـو مـࢪضـیہ یـگـانہ" ! پـارت‌اول↯↯ ┊ . 📓➣https://eitaa.com/tafrihgaah/65895 ┊ . . . . . . . . . . . ┖╌╼⃘۪‌ꦽ⃟𖧷۪۪‌ᰰ᪇ 🌕✒️🖋️🌕 ᪇𖧷۪۪‌ᰰ⃟ꦽ⃟╾╾╌◕
┎╌╼⃘۪‌ꦽ⃟𖧷۪۪‌ᰰ᪇🌕✒️🖋️🌕᪇𖧷۪۪‌ᰰ⃟ꦽ⃟╾╾╌╌◕ ∞﷽∞ ┊ . . . . . . . . . . ┊ . 📜 عصبی برگشت سمتم و چنان نگاهم کرد که چشمانم را بستم . صدای عصبی اش را توی صورتم خالی کرد : _چه فرقی به حال تو داره ؟... میخوای از همه کنایه بشنوی که شوهرش اونو با یه بچه ول کرد؟ انگارخوشت میآد عمه بهت بخنده و دست مایه ی خنده بشی ؟! چشم بسته با سوز اشکی که در چشمانم داشت می جوشید گفتم : _لااقل عذاب 10 سال دوری تو رو واسم کمتر میکنه . بی مقدمه گفت : _میری میندازیش . پلک باز کردم : _چی ؟! - همین که شنیدی . - نه ...من اینکارو نمی کنم . عصبی تر شد : _نسیم نذار بگیرم بزنمت تا بندازیش . اشکانم روی صورتم ظاهر شد : _مختاری ، بزن ... اما اگه زنده موند یه روزی من به بچه ات میگم که بابات تو رو نمیخواست . - دیوونه من دارم از ایران میرم ...میفهمی اینو ؟ - آره ...می فهمم. تکیه زد به تخت و پشت به من گفت : _ روی اعصابم راه نرو ...میندازیش گفتم . - نه ... همچین کاری نمیکنم اگه اصرار کنی همه چی رو به مادر میگم ، از نگین و عقدت گرفته تا سفرت به سوئد... کلافه چشم بست و با کف دستش پیشانی پر دردش را گرفت : _تو زده به سرت ... تو دیوونه شدی به خدا .. من بهت نگفتم بچه نمیخوام ؟ - آره ...من زده به سرم ... می خوام کنایه بشنوم ... اما میخوام لااقل وقتی تو رو ندارم ... دیوونه تر از این نشم ... میخوام مادر دق نکنه . می خوام یه امیدی داشته باشم که یه روز لااقل بخاطر بچه ات برمی گردی پیش من . شانه هایش افتاد. صدایش دورگه شد . از گریه بود ؟! - نسیم چرا همچین کاری کردی ؟ ✍🏻بـہ‌قـلم: "بـانـو مـࢪضـیہ یـگـانہ" ! پـارت‌اول↯↯ ┊ . 📓➣https://eitaa.com/tafrihgaah/65895 ┊ . . . . . . . . . . . ┖╌╼⃘۪‌ꦽ⃟𖧷۪۪‌ᰰ᪇ 🌕✒️🖋️🌕 ᪇𖧷۪۪‌ᰰ⃟ꦽ⃟╾╾╌◕
•|᪇🌙᪇|•|᪇🌙᪇|•|᪇🌙᪇|• بچه‌هایی که دوست دارن زودتر رمان "نسیم" رو بخونند میتونند بیان کانال VIP 😍✨
_تو کانال وی‌ای‌پی‌
رمان تموم شده و از اول تا آخر بدون هیچ فاصله‌ای پشت سر هم گذاشته شده✨
_قیمت ۵۰ هزار تومن 💸✨

برای خرید به آیدی زیر پیام بدید👇
→@F_82_02
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام دوستان 😁
جمع شید که می‌خوام برم رو منبر!
در قرآن اومده که ای پیامبر! برای مردمت استغفار کن - واستغفر لهم و شاورهم- و گفته هر وقت براشون استغفار کنی، خدا می‌بخشتشون! دعای پیامبر هم که همیشه مستجابه! اما یه گروهی هستن که خدا میگه ای پیامبر! چه براشون استغفار کنی چه نکنی، هیچ فایده‌ای نداره! حتی اگه ۷۰ بار هم براشون استغفار کنی، باز هم فرقی به حالشون نمی‌کنه...! انگار خدا داره میگه حتی اسم این گروه رو هم پیش من نیار! انقدر ازشون بدم میاد!!!