⏳》#درڪَُذرزمـان
📜》#ورق_436
✨🌙 ꞋꞌꞋ └─────────────╮
لای چشمانم باز شد. حامد بود.
بالای سرم، لبه ی تخت نشسته بود که گفت:
_واقعا حالت خوبه مستانه؟
_نه...
از اون روزی که از غار برگشتم اینجوری شدم...
به نظرت سرما نخوردم؟
_نه...
هیچ علائمی از سرما خوردگی نداری!...
حالا برگردیم روستا یه سری آزمایش برات مینویسم....
شاید کم خونی داری.
تمام آن چند روز را مثل آدم هایی که شب تا صبح بیدار بوده اند و صبح ها حریص خواب هستند، خوابیدم.
صدای همه بلند شد.
خانم جان که حامد را مقصر میدانست که مرا پررو کرده، عمه میگفت تنبل شدم و کم کم دارم چاق میشوم!...
آقا آصف هم میگفت از آب و هوای خوب شمال است.
مهیار هم که اصلا در آن چند روزی که ما خانه ی عمه بودیم، پیدایش نشد.
عمه میگفت برای یک پروژه ی عمرانی به مسافرت رفته است.
این شد که حامد طوری برنامه ی برگشت ما را چید که صبح به فیروزکوه رسیدیم و بعد از رساندن خانم جان، یکراست رفتیم آزمایشگاه بیمارستان فیروزکوه.
ناشتا آزمایش دادم و جوابش سه روز بعد حاضر میشد.
برگشتیم روستا.
من که انگار کوه کنده بودم.
از شدت خستگی، با همان لباس هایی که از راه رسیدیم زیر کرسی خزیدم و رو به حامدی که متعجب نگاهم میکرد، گفتم:
_حامد جان....
لطفا خودت صبحانتو بخور بذار من بخوابم فقط.
_مستانه!... بلند شو بابا...
تمام راه رو خواب بودی...
رفتی آزمایش هم دادی، ضعف میکنی خب.
_حوصله ی خوردن ندارم.
✍️》بـہقـلم: "بـانـو مـࢪضـیہ یـگـانہ"
#ڪپۍممنـوع‹امـانتداࢪبـاشـیم›
✨🌙 ꞋꞌꞋ └─────────────╮
بر سر ڪوے دلارام، به جــان میڪَردم
روز و شب در پی دل، ڪَرد جهان میڪَردم
⏳》#درڪَُذرزمـان
📜》#ورق_437
✨🌙 ꞋꞌꞋ └─────────────╮
قانع نشد. چای درست کرد.
بساط صبحانه را حاضر کرد و نشست کنار سفره و گفت:
_به به عجب صبحانه ای.... از دستت میره ها.
و چون دید من تنبل تر از اونی هستم که فکرش را میکرد،. ناچار، لقمه لقمه، صبحانه را به دهانم گذاشت.
و من در کمال پررویی با چشمانی بسته، لقمه هایش را میجویدم که صدای خنده اش بلند شد :
_الان که بیداری...
داری لقمه هایی که برات میگیرم رو میخوری...
خب بلند شو سر سفره بشین قشنگ صبحانتو بخور دیگه.
فوری جواب دادم:
_اگه سخته لقمه بدی ولش کن...
من می خوام بخوابم .
نفس بلندی از دستم کشید و زیر لب گفت:
_چی بگم واقعا.... شاید به قول عمه تنبل شدی!
از شنیدن این حرفش، دلخور، سرم را سمتش چرخاندم و نگاهش کردم.
_حامد خان!... دستت درد نکنه.... من تنبلم؟!
لبخند نیمه ای زد.
_آره دیگه... تو این شکلی نبودی که...
تازه از قدیم گفتن؛ تنبل همیشه خوابه، جاش توی رختخوابه.
خودش گفت و خودش خندید و من دلخور از او و شاید حتی عمه ای که این حرف را در دهان حامد انداخته بود، لحافت را روی سرم کشیدم و با حامد قهر کردم.
شاید لوس شده بودم.
وقتی میدیدم حامد خوب نازم را میکشد، چرا لوس نشوم؟!
تا حاضر شدن خود جواب آزمایش، با حامد سر سنگین شدم.
گرچه چیزی از محبت او کم نشد و حتی بیشتر هم شد اما من واقعا از اینکه درک نمیکرد اینهمه خواب آلودگی دست خودم نیست، از او دلخور شده بودم.
پیمان با بازگشت ما به شهر برگشت و به نظرم خیلی شاد و سرخوش آمد و چند روز بعد از بازگشت ما، دو اتفاق جالب دیگر با هم کلید خورد.
درست وقتی که جواب آزمایش رسید.
✍️》بـہقـلم: "بـانـو مـࢪضـیہ یـگـانہ"
#ڪپۍممنـوع‹امـانتداࢪبـاشـیم›
✨🌙 ꞋꞌꞋ └─────────────╮
【دوستت دارم】
همچنان ڪه چیزهاےِ سربسته و گنگ را،
در خفا، جایی میان سایه و جان
✨🌙 ꞋꞌꞋ └─────────────╮
⤜ڪانال 𝗩𝗶𝗽 رمـان "درڪَذرزمان" افتتاح شد✨!'⤛
مزایاے 𝐕𝐈𝐏:
_تو ڪانال ویایپی جلـد اول رمـان تمـوم شده و جلـد دوم شـروع شـده و ۴۰۰ پارت جـلوتره✨
_ ﺭﻭﺯاﻧﻪ پـارتـگـذارے داریــم🌙
_تبـادل و تبلیـغـات نداریــم✨
_ پارت هاے سورپرایز و هدیہ زیاد داریــم🌙
_قیمت ۵۰ هزار تومن 💸✨
براے خرید بہ آیدے زیر پیام بدید↓
@F_82_02
└─────────────╮ꞋꞌꞋ✨🌙
هدایت شده از ⌈ࡅߺ߳ܦ߭ܝࡅ࡙ߺܟߺࡏަߊܘ🇮🇷⌋
- بِسْمِاللٰہِالنُفُۅسِالمُطْمَئِنَھْ′🖤 . .
هدایت شده از ⌈ࡅߺ߳ܦ߭ܝࡅ࡙ߺܟߺࡏަߊܘ🇮🇷⌋
#اَلسَّلامُعَلَیْکَیااَباعَبْدِالله•°♡
•° شِعر دَر دَست ندارَم
وَلي از رویِ اَدَب
اَلسَلام اِۍ همِه ۍِ
دار و ندارِ زِینب (س)🖤🍃
" اَلسَّلامُعَلَیْڪَیاحُـسَـیْنبنِعَـلۍٖ"
⌈ࡅߺ߳ܦ߭ܝࡅ࡙ߺܟߺࡏަߊܘ🇮🇷⌋
هنوز رو صورتم جای سیلی اوله...💔 #امام_حسین #حضرت_رقیه . . ❲➛↭@AI_graph🕯️⃟🖤❳🕊️
قصهٔ کرب و بلا را، دختری تغییر داد
کاخ ها ویرانه شد، ویرانه اش شد بارگاه..
#حضرت_رقیه
هدایت شده از ⌈ࡅߺ߳ܦ߭ܝࡅ࡙ߺܟߺࡏަߊܘ🇮🇷⌋
- بِسْمِاللٰہِالنُفُۅسِالمُطْمَئِنَھْ′🖤 . .
هدایت شده از ⌈ࡅߺ߳ܦ߭ܝࡅ࡙ߺܟߺࡏަߊܘ🇮🇷⌋
#اَلسَّلامُعَلَیْکَیااَباعَبْدِالله•°♡
•° شِعر دَر دَست ندارَم
وَلي از رویِ اَدَب
اَلسَلام اِۍ همِه ۍِ
دار و ندارِ زِینب (س)🖤🍃
" اَلسَّلامُعَلَیْڪَیاحُـسَـیْنبنِعَـلۍٖ"
دانلود+زیارت+عاشورا+فرهمند+++متن.mp3
12.11M
🥀#چلهعاشقی|روزسیوششم🥀
🏝اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِالله
وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ
عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً
ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ
وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُم
🖤اَلْسَّلٰام عَلَى ٱلْحُسَيْـن
🖤وَ عَلىٰ عَلِیِّ بْنِ ٱلْحُسَيْـن
🖤وَ عَلىٰ اَوْلادِ ٱلْحُسَيْـن
🖤وَ عَلىٰ أصْحاٰبِ ٱلْحُسَيْـن
🏴اَللّهُمَّ ارْزُقْنیٰ کَرْبِلٰاْ
اَللّهُمَّ ارْزُقْنیٰ شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَومَ الْوُرُود
#زیارتعاشورا
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
📆 شرو؏ چلہ : یکشنبہ¹⁷'⁴'¹⁴⁰³