eitaa logo
📚 برگزیدهء تفسیر نمونه 📚
1.8هزار دنبال‌کننده
153 عکس
2 ویدیو
0 فایل
برگزیدهء تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی🌟🌼 بسیاری از لحظات عمر ما به پای فیلمهای بی سروتَه یا کارهای بی ارزش تلف میشود! بیایید کمی به فکر آینده و ابدیّت خود باشیم. کوچ نزدیک است، با دست خالی آمده ایم، با دست خالی نرویم.
مشاهده در ایتا
دانلود
🌻🌲🌻🌲🌻🌲🌻🌲🌻 ♦️(آيه ١٥٤) -شب بعد از ، شب دردناك و پر اضطرابى بود، مسلمانان پيش بينى مى‌كردند كه سربازان فاتح بار ديگر به مدينه باز گردند. در اين ميان مجاهدان راستين و توبه كنندگانى كه از فرار پشيمان شده بودند، به لطف پروردگار اعتماد داشتند و به پيغمبر دلگرم بودند آيۀ مورد بحث ماجراى آن شب را تشريح مى‌كند و مى‌گويد: ♦️«سپس بعد از آن همه غم و اندوه روز ، آرامش را بر شما نازل كرد» (ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً) . «اين آرامش همان خواب سبكى بود كه جمعى از شما را فرا گرفت، امّا جمع ديگرى بودند كه تنها به فكر جان خود بودند و به چيزى جز نجات خويش نمى‌انديشدند و به همين جهت آرامش را به كلّى از دست داده بودند» (نُعاساً يَغْشى طائِفَةً مِنْكُمْ وَ طائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ) . ♦️سپس به تشريح گفتگوها و افكار و افراد سست ايمان كه در آن شب بيدار ماندند پرداخته مى‌گويد: «آنها دربارۀ خدا گمانهاى نادرست همانند گمانهاى دوران و قبل از اسلام داشتند و در افكار خود احتمال دروغ بودن پيامبر را مى‌دادند» (يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ) . و به يكديگر و يا خويشتن مى‌گفتند: «آيا ممكن است با اين وضع دلخراشى كه مى‌بينيم پيروزى نصيب ما بشود» ؟ (هَلْ لَنا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ) . ♦️يعنى، بسيار بعيد و يا غير ممكن است، قرآن در جواب آنها مى‌گويد: «بگو: آرى! به دست خداست و اگر او بخواهد و شما را شايسته ببيند نصيب شما خواهد شد» (قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلّهِ) . «آنها در دل خود امورى را پنهان مى‌دارند كه براى تو آشكار نمى‌سازند» (يُخْفُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ ما لا يُبْدُونَ لَكَ) . ♦️گويا آنها چنين مى‌پنداشتند كه شكست نشانۀ نادرست بودن آيين اسلام است و لذا «مى‌گفتند: اگر ما بر حق بوديم و سهمى از پيروزى داشتيم در اينجا اين همه كشته نمى‌داديم» (يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا) . ♦️خداوند در پاسخ آنها به دو مطلب اشاره مى‌كند، مى‌فرمايد: «بگو: اگر هم در خانه‌هاى خود بوديد آنهايى كه كشته شدن بر آنها مقرّر شده بود قطعاً به سوى آرامگاه خود بيرون مى‌آمدند» و آنها را به قتل مى‌رساندند (قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ) . ♦️ديگر اين كه «بايد اين حوادث پيش بيايد كه خداوند آنچه در دل داريد بيازمايد و صفوف مشخّص گردد (و به علاوه افراد تدريجاً پرورش يابند) و نيّات آنها خالص و آنها محكم و قلوب آنها پاك شود» (وَ لِيَبْتَلِيَ اللّهُ ما فِي صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِكُمْ) . ♦️در پايان آيه مى‌گويد: «خداوند اسرار درون سينه‌ها را مى‌داند» (وَ اللّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ) . و به همين دليل تنها به اعمال مردم نگاه نمى‌كند بلكه مى‌خواهد قلوب آنها را نيز بيازمايد و از هر گونه آلودگى به شرك و و شكّ و ترديد پاك سازد. 🌻🌲🌻🌲🌻🌲🌻🌲🌻🌲 @Tafsirenemooneh
🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱 (آيه ١٧٢) : حمراء الأسد: 🍃 گفتيم در پايان ، لشكر فاتح سفيان، پس از پيروزى به سرعت راه را پيش گرفتند، هنگامى كه به سرزمين «روحاء» رسيدند از كار خود سخت شدند و تصميم به مراجعت به و نابود كردن باقيماندۀ مسلمانان گرفتند، اين خبر به پيامبر رسيد، فوراً دستور داد لشكر احد خود را براى شركت در جنگ ديگرى آماده كنند اين خبر به لشكر رسيد و از اين مقاومت عجيب به افتادند! 🍃 در اين موقع جريان ديگرى روحيۀ آنها را ضعيفتر ساخت، و آن اين كه يكى از مشركان به نام «معبد الخزاعى» مشاهدۀ وضع و يارانش او را به سختى تكان داد و به پيامبر«صلّى اللّه عليه و آله» گفت: مشاهدۀ وضع شما براى ما بسيار ناگوار است. اين سخن را گفت و از آنجا گذشت و در سرزمين «روحاء» به لشكر ابوسفيان رسيد، ابو سفيان از او دربارۀ پيامبر اسلام سؤال كرد، او در جواب گفت: را ديدم با لشكرى انبوه در تعقيب شما هستند! ابوسفيان و ياران او تصميم به عقب نشينى گرفتند، و از جمعى از قبيلۀ عبد القيس كه از آنجا مى‌گذشتند خواهش كردند كه به پيامبر اسلام خبر برسانند كه ابوسفيان و بت‌پرستان قريش با لشكر انبوهى به سوى مدينه مى‌آيند تا بقيۀ ياران پيامبر را از پاى در آورند. 🍃هنگامى كه اين خبر به پيامبر و مسلمانان رسيد، گفتند: حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ «خدا ما را كافى است و او بهترين ما است» . اما هر چه انتظار كشيدند خبرى از لشكر دشمن نشد، لذا پس از سه روز توقّف، به مدينه بازگشتند. 🍃اين آيه و دو آيۀ بعد، اشاره به اين ماجرا مى‌كند، و مى‌گويد: «آنها كه دعوت خدا و پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» را اجابت كردند و بعد از آن همه جراحاتى كه روز پيدا نمودند (آمادۀ شركت در جنگ ديگرى با دشمن شدند) از ميان اين افراد براى آنها كه نيكى كردند و تقوا پيش گرفتند (يعنى با نيّت پاك و كامل در ميدان شركت كردند) پاداش بزرگى خواهد بود» (الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِلّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ) . 🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱 @Tafsirenemooneh
🌹✨🌹✨🌹✨🌹✨ (آيه ٩٧) : ☘قبل از آغاز سران اخطار كردند كه همۀ افراد ساكن كه آمادگى براى شركت در ميدان جنگ دارند، بايد براى نبرد با مسلمانان حركت كنند و هر كس مخالفت كند خانۀ او ويران و اموالش مى‌شود، به دنبال اين تهديد، عدّه‌اى از افرادى كه ظاهراً اسلام آورده بودند ولى به خاطر علاقۀ شديد به خانه و زندگى و اموال خود حاضر به نشده بودند، نيز با بت‌پرستان به سوى ميدان جنگ حركت كردند، و در ميدان در صفوف مشركان ايستادند و از كمى نفرات مسلمانان به شكّ و ترديد افتادند و سرانجام در اين ميدان كشته شدند، آيه نازل گرديد و سرنوشت شوم آنها را شرح داد. 🌹✨🌹✨🌹✨🌹✨ @Tafsirenemooneh
🦋💠🦋💠🦋💠🦋💠🦋 : (آیه ۳۰): ✅ گروهى از و اشراف مكّه از قبايل مختلف در «دار النّدوه» (محلّ انعقاد جلسات مشورتى بزرگان مكّه) اجتماع كردند تا دربارۀ خطرى كه از ناحيۀ پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» آنها را تهديد مى‌كرد بينديشند. (مى‌گويند) در اثناء راه، پيرمرد خوش ظاهرى به آنها برخورد كرد كه در واقع همان بود (يا انسانى كه داراى روح و فكر شيطانى) از او پرسيدند كيستى؟ گفت: پيرمردى از اهل نجد هستم. خواستم خيرخواهى خود را از شما دريغ ندارم. گفتند: بسيار خوب داخل شو! او هم همراه آنها به «دار النّدوه» وارد شد. يكى از حاضران رو به جمعيّت كرد و گفت: در بارۀ اين مرد (اشاره به پيامبر اسلام) بايد فكرى كنيد، زيرا به خدا سوگند بيم آن مى‌رود كه بر شما پيروز گردد. ✅ يكى پيشنهاد كرد او را «حبس» كنيد تا در زندان جان بدهد. . . . پير مرد نجدى اين نظر را ردّ كرد. ديگرى گفت: او را از ميان خود بيرون كنيد تا از دست او راحت شويد. پيرمرد نجدى گفت: به خدا سوگند اين هم عقيدۀ درستى نيست. ✅«ابوجهل» گفت: من عقيده‌اى دارم كه غير از آن را صحيح نمى‌دانم! گفتند: چه عقيده‌اى؟ گفت: از هر قبيله‌اى جوانى شجاع و شمشير زن را انتخاب مى‌كنيم و به دست هر يك شمشير بُرّنده‌اى مى‌دهيم تا در فرصتى مناسب دسته جمعى به او حمله كنند. پيرمرد نجدى (با خوشحالى) گفت: به خدا رأى صحيح همين است و اين پيشنهاد به اتّفاق عموم پذيرفته شد. ✅ جبرئيل فرود آمد و به پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» دستور داد كه شب را در بستر خويش نخوابد. پيامبر شبانه به سوى حركت كرد و سفارش نمود على «عليه السّلام» در بستر او بخوابد، تا كسانى كه از درز در مراقب بستر پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» بودند او را در بسترش خيال كنند و تا صبح مهلت دهند و او از منطقۀ خطر دور شود. ✅ هنگامى كه صبح شد و به خانه ريختند و جستجو كردند على «عليه السّلام» را در بستر پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» ديدند و به اين ترتيب خداوند نقشه‌هاى آنان را نقش بر آب كرد. پيامبر سه روز در غار ماند. و هنگامى كه دشمنان همه بيابانهاى مكّه را جستجو كردند و خسته و مأيوس بازگشتند او به سوى مدينه حركت كرد. 🦋💠🦋💠🦋💠🦋💠🦋 @Tafsirenemooneh
💐💐🍃💐💐🍃💐💐🍃 : (آيه ٤٢) : 🔺قرآن به تناسب سخنى كه از «» (روز جنگ بدر) در آيۀ قبل آمده بود جزئيات ديگرى از اين جنگ را به خاطر مسلمانان مى‌آورد تا به اهميّت اين نعمت پيروزى بيشتر واقف شوند. 🔺 نخست مى‌گويد: «آن روز شما در طرف پايين و (نزديك مدينه) قرار داشتيد و آنها در طرف بالا و دورتر» (إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى). در اين ميدان مسلمانان در سمت شمالى كه نزديكتر به مدينه است قرار داشتند، و دشمنان در سمت جنوبى كه دورتر است. 🔺 سپس مى‌گويد: «كاروانى را كه شما در تعقيب آن بوديد (كاروان تجارتى و ) در نقطۀ پايين‌ترى قرار داشت» (وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ). 🔺 از همۀ اينها گذشته تعداد نفرات و امكانات جنگى مسلمانان در مقابل دشمن از هر نظر كمتر و ضعيفتر بود و در سطح پايين‌ترى قرار داشتند و دشمن در سطح بالاتر، لذا قرآن اضافه مى‌كند: «شرايط چنان بود كه اگر از قبل آگاهى داشتيد و مى‌خواستيد در اين زمينه با يكديگر وعده و قراردادى بگذاريد حتماً گرفتار اختلاف در اين ميعاد مى‌شديد» (وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعادِ). زيرا بسيارى از شما تحت تأثير وضع ظاهرى و موقعيّت ضعيف خود در مقابل دشمن قرار مى‌گرفتيد و با چنين جنگى اصولاً مخالفت مى‌كرديد. 🔺 ولى خداوند شما را در مقابل يك عمل انجام شده قرار داد «تا كارى را كه مى‌بايست انجام گيرد تحقّق بخشد» (وَ لكِنْ لِيَقْضِيَ اللّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً). 🔺 تا در پرتو اين پيروزى غير منتظره و معجزآسا حقّ از باطل شناخته شود «و آنها كه گمراه مى‌شوند با اتمام حجّت باشد و آنها كه راه حقّ را مى‌پذيرند با آگاهى و دليل آشكار» (لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ). 🔺 و در پايان مى‌گويد: «خداوند شنوا و داناست» (وَ إِنَّ اللّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ) . فرياد استغاثۀ شما را شنيد و از نيّاتتان با خبر بود و به همين دليل شما را يارى كرد تا بر دشمن پيروز شديد. 💐💐🍃💐💐🍃💐💐🍃 @Tafsirenemooneh
🥀🥀🌾🥀🥀🌾🥀🥀🌾 🔹آيا شيطان از طريق وسوسه يا از طريق تشكّل ظاهر شد؟ 🔹جمعى از مفسّران معتقدند كه شيطان به شكل انسانى مجسّم شد و در برابر آنها آشكار گرديد، در روايتى مى‌خوانيم: به هنگامى كه تصميم راسخ براى حركت به سوى ميدان بدر گرفت ابليس در چهرۀ «سراقة بن مالك» كه از سرشناسهاى قبيلۀ «بنى كنانه» بود به سراغشان آمد و به آنها اطمينان داد كه با شما موافق و هماهنگم و كسى بر شما غالب نخواهد شد و در ميدان بدر شركت كرد. 🔹 نظير آن را نيز در داستان هجرت پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» و آمدن پيرمردى در شكل مردى از «نجد» در «دار الندوه» قبلاً خوانديم. 🥀🥀🌾🥀🥀🌾🥀🥀🌾 @Tafsirenemooneh
🍃🍂🌹🍃🍂🌹🍃🍂🌹 : (آیه ۹) : 🌀جمعى از سران ، دو نفر از ياران خود را براى تحقيق دربارۀ دعوت پيامبر اسلام«ص» به سوى دانشمندان در فرستادند، تا ببينند آيا در كتب پيشين چيزى در اين زمينه يافت مى‌شود؟ 🌀 آنها به مدينه آمدند و با علماى يهود تماس گرفتند؛ علماء يهود به آنها گفتند: شما سه مسأله را از محمّد «صلّى اللّه عليه و آله» سؤال كنيد، اگر همه را پاسخ كافى گفت، پيامبرى است از سوى خدا وگرنه مرد كذّابى است كه شما هر تصميمى دربارۀ او مى‌توانيد بگيريد. 🌀 نخست از او سؤال كنيد: ⚡️داستان آن گروهى از جوانان كه در گذشتۀ دور، از قوم خود جدا شدند چه بود؟ زيرا آنها سرگذشت عجيبى داشتند! ⚡️و نيز از او سؤال كنيد: مردى كه زمين را طواف كرد و به شرق و غرب جهان رسيد كه بود و داستانش چه بود؟⚡️ و نيز سؤال كنيد: حقيقت روح چيست؟ آنها خدمت پيامبر رسيدند و سؤالات خود را مطرح كردند. 🌀پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» فرمود: فردا به شما پاسخ خواهم گفت(ولى انشاء اللّه نفرمود). پانزده شبانه روز گذشت كه وحى از ناحيۀ خدا بر پيامبر نازل نشد، اين امر بر پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» گران آمد، ولى سرانجام فرا رسيد و سورۀ كهف را از سوى خداوند آورد كه در آن داستان آن گروه از جوانان و همچنين آن مرد دنيا گَرد بود، به علاوه آيۀ «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ......» را نيز بر پيامبر نازل كرد. 📚برگزیده تفسیر نمونه📚 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ @Tafsirenemooneh
💠⚜💠⚜💠⚜💠⚜ : (آيه ٦٠) : سرگذشت شگفت‌انگيز و : 🔺 جمعى از خدمت پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» رسيدند و از عالمى كه موسى «عليه السّلام» مأمور به پيروى از او شد سؤال كردند، اين آيه و چهار آيۀ بعد از آن نازل شد. 🔺 اصولاً سه ماجرا در اين سوره آمده كه هر سه از يك نظر هماهنگ است: ماجراى كه قبل از اين گفته شد، داستان موسى و خضر، و داستان كه بعد از اين مى‌آيد. 🔺اين هر سه ماجرا ما را از افق زندگى محدودمان بيرون مى‌برد و نشان مى‌دهد كه نه عالم محدود به آن است كه ما مى‌بينيم، و نه چهرۀ اصلى حوادث هميشه آن است كه ما در برخورد اوّل در مى‌يابيم. 🔺 در ماجراى موسى و خضر، يا به تعبير ديگر عالم و دانشمند زمانش، به صحنۀ شگفت‌انگيزى بر خورد مى‌كنيم كه نشان مى‌دهد: حتّى يك پيغمبر كه آگاهترين افراد محيط خويش است باز دامنۀ علم و دانشش در بعضى از جهات محدود است و به سراغ معلّمى مى‌رود كه به او درس بياموزد. 🔺 آيه مى‌گويد: «بخاطر بياور هنگامى را كه موسى به دوست خود گفت: من دست از جستجو بر نمى‌دارم تا به محلّ تلاقى دو دريا برسم هر چند مدّت طولانى به راه خود ادامه دهم» (وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً). 🔺 منظور از «فتيه» در اينجا » مرد رشيد و شجاع و باايمان است، به معنى محلّ پيوند دو درياست و منظور محلّ اتّصال با خليج است كه اين دو خليج به متّصل مى‌شوند. 📚برگزیده تفسیر نمونه📚 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ @Tafsirenemooneh