🌻🌲🌻🌲🌻🌲🌻🌲🌻
♦️(آيه ١٥٤) -شب بعد از #جنگ_احد، شب دردناك و پر اضطرابى بود، مسلمانان پيش بينى مىكردند كه سربازان فاتح #قريش بار ديگر به مدينه باز گردند. در اين ميان مجاهدان راستين و توبه كنندگانى كه از فرار #احد پشيمان شده بودند، به لطف پروردگار اعتماد داشتند و به #وعدههاى پيغمبر دلگرم بودند آيۀ مورد بحث ماجراى آن شب را تشريح مىكند و مىگويد:
♦️«سپس بعد از آن همه غم و اندوه روز #احد، آرامش را بر شما نازل كرد» (ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً) . «اين آرامش همان خواب سبكى بود كه جمعى از شما را فرا گرفت، امّا جمع ديگرى بودند كه تنها به فكر جان خود بودند و به چيزى جز نجات خويش نمىانديشدند و به همين جهت آرامش را به كلّى از دست داده بودند» (نُعاساً يَغْشى طائِفَةً مِنْكُمْ وَ طائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ) .
♦️سپس به تشريح گفتگوها و افكار #منافقان و افراد سست ايمان كه در آن شب بيدار ماندند پرداخته مىگويد: «آنها دربارۀ خدا گمانهاى نادرست همانند گمانهاى دوران #جاهليّت و قبل از اسلام داشتند و در افكار خود احتمال دروغ بودن #وعدههاى پيامبر را مىدادند» (يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ) . و به يكديگر و يا خويشتن مىگفتند: «آيا ممكن است با اين وضع دلخراشى كه مىبينيم پيروزى نصيب ما بشود» ؟ (هَلْ لَنا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ) .
♦️يعنى، بسيار بعيد و يا غير ممكن است، قرآن در جواب آنها مىگويد: «بگو: آرى! #پيروزى به دست خداست و اگر او بخواهد و شما را شايسته ببيند نصيب شما خواهد شد» (قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلّهِ) . «آنها در دل خود امورى را پنهان مىدارند كه براى تو آشكار نمىسازند» (يُخْفُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ ما لا يُبْدُونَ لَكَ) .
♦️گويا آنها چنين مىپنداشتند كه شكست #احد نشانۀ نادرست بودن آيين اسلام است و لذا «مىگفتند: اگر ما بر حق بوديم و سهمى از پيروزى داشتيم در اينجا اين همه كشته نمىداديم» (يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا) .
♦️خداوند در پاسخ آنها به دو مطلب اشاره مىكند، مىفرمايد: «بگو: اگر هم در خانههاى خود بوديد آنهايى كه كشته شدن بر آنها مقرّر شده بود قطعاً به سوى آرامگاه خود بيرون مىآمدند» و آنها را به قتل مىرساندند (قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ) .
♦️ديگر اين كه «بايد اين حوادث پيش بيايد كه خداوند آنچه در دل داريد بيازمايد و صفوف مشخّص گردد (و به علاوه افراد تدريجاً پرورش يابند) و نيّات آنها خالص و #ايمان آنها محكم و قلوب آنها پاك شود» (وَ لِيَبْتَلِيَ اللّهُ ما فِي صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِكُمْ) .
♦️در پايان آيه مىگويد: «خداوند اسرار درون سينهها را مىداند» (وَ اللّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ) . و به همين دليل تنها به اعمال مردم نگاه نمىكند بلكه مىخواهد قلوب آنها را نيز بيازمايد و از هر گونه آلودگى به شرك و #نفاق و شكّ و ترديد پاك سازد.
🌻🌲🌻🌲🌻🌲🌻🌲🌻🌲
@Tafsirenemooneh
🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱
#تفسیر(آيه ١٧٢) : #غزوۀ حمراء الأسد:
🍃 گفتيم در پايان #جنگ_احد، لشكر فاتح #ابو سفيان، پس از پيروزى به سرعت راه #مكّه را پيش گرفتند، هنگامى كه به سرزمين «روحاء» رسيدند از كار خود سخت #پشيمان شدند و تصميم به مراجعت به #مدينه و نابود كردن باقيماندۀ مسلمانان گرفتند، اين خبر به پيامبر رسيد، فوراً دستور داد لشكر احد خود را براى شركت در جنگ ديگرى آماده كنند اين خبر به لشكر #قريش رسيد و از اين مقاومت عجيب به #وحشت افتادند!
🍃 در اين موقع جريان ديگرى روحيۀ آنها را ضعيفتر ساخت، و آن اين كه يكى از مشركان به نام «معبد الخزاعى» مشاهدۀ وضع #پيامبر و يارانش او را به سختى تكان داد و به پيامبر«صلّى اللّه عليه و آله» گفت: مشاهدۀ وضع شما براى ما بسيار ناگوار است. اين سخن را گفت و از آنجا گذشت و در سرزمين «روحاء» به لشكر ابوسفيان رسيد، ابو سفيان از او دربارۀ پيامبر اسلام سؤال كرد، او در جواب گفت: #محمّد را ديدم با لشكرى انبوه در تعقيب شما هستند! ابوسفيان و ياران او تصميم به عقب نشينى گرفتند، و از جمعى از قبيلۀ عبد القيس كه از آنجا مىگذشتند خواهش كردند كه به پيامبر اسلام خبر برسانند كه ابوسفيان و بتپرستان قريش با لشكر انبوهى به سوى مدينه مىآيند تا بقيۀ ياران پيامبر را از پاى در آورند.
🍃هنگامى كه اين خبر به پيامبر و مسلمانان رسيد، گفتند: حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ «خدا ما را كافى است و او بهترين #مدافع ما است» . اما هر چه انتظار كشيدند خبرى از لشكر دشمن نشد، لذا پس از سه روز توقّف، به مدينه بازگشتند.
🍃اين آيه و دو آيۀ بعد، اشاره به اين ماجرا مىكند، و مىگويد: «آنها كه دعوت خدا و پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» را اجابت كردند و بعد از آن همه جراحاتى كه روز #احد پيدا نمودند (آمادۀ شركت در جنگ ديگرى با دشمن شدند) از ميان اين افراد براى آنها كه نيكى كردند و تقوا پيش گرفتند (يعنى با نيّت پاك و #اخلاص كامل در ميدان شركت كردند) پاداش بزرگى خواهد بود» (الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِلّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ) .
🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱
@Tafsirenemooneh
🌹✨🌹✨🌹✨🌹✨
(آيه ٩٧) #شأن_نزول:
☘قبل از آغاز #جنگ_بدر سران #قريش اخطار كردند كه همۀ افراد ساكن #مكّه كه آمادگى براى شركت در ميدان جنگ دارند، بايد براى نبرد با مسلمانان حركت كنند و هر كس مخالفت كند خانۀ او ويران و اموالش #مصادره مىشود، به دنبال اين تهديد، عدّهاى از افرادى كه ظاهراً اسلام آورده بودند ولى به خاطر علاقۀ شديد به خانه و زندگى و اموال خود حاضر به #مهاجرت نشده بودند، نيز با بتپرستان به سوى ميدان جنگ حركت كردند، و در ميدان در صفوف مشركان ايستادند و از كمى نفرات مسلمانان به شكّ و ترديد افتادند و سرانجام در اين ميدان كشته شدند، آيه نازل گرديد و سرنوشت شوم آنها را شرح داد.
🌹✨🌹✨🌹✨🌹✨
@Tafsirenemooneh
🦋💠🦋💠🦋💠🦋💠🦋
#شأن_نزول: (آیه ۳۰):
✅ گروهى از #قريش و اشراف مكّه از قبايل مختلف در «دار النّدوه» (محلّ انعقاد جلسات مشورتى بزرگان مكّه) اجتماع كردند تا دربارۀ خطرى كه از ناحيۀ پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» آنها را تهديد مىكرد بينديشند. (مىگويند) در اثناء راه، پيرمرد خوش ظاهرى به آنها برخورد كرد كه در واقع همان #شيطان بود (يا انسانى كه داراى روح و فكر شيطانى) از او پرسيدند كيستى؟ گفت: پيرمردى از اهل نجد هستم. خواستم خيرخواهى خود را از شما دريغ ندارم. گفتند: بسيار خوب داخل شو! او هم همراه آنها به «دار النّدوه» وارد شد. يكى از حاضران رو به جمعيّت كرد و گفت: در بارۀ اين مرد (اشاره به پيامبر اسلام) بايد فكرى كنيد، زيرا به خدا سوگند بيم آن مىرود كه بر شما پيروز گردد.
✅ يكى پيشنهاد كرد او را «حبس» كنيد تا در زندان جان بدهد. . . . پير مرد نجدى اين نظر را ردّ كرد. ديگرى گفت: او را از ميان خود بيرون كنيد تا از دست او راحت شويد. پيرمرد نجدى گفت: به خدا سوگند اين هم عقيدۀ درستى نيست.
✅«ابوجهل» گفت: من عقيدهاى دارم كه غير از آن را صحيح نمىدانم! گفتند: چه عقيدهاى؟ گفت: از هر قبيلهاى جوانى شجاع و شمشير زن را انتخاب مىكنيم و به دست هر يك شمشير بُرّندهاى مىدهيم تا در فرصتى مناسب دسته جمعى به او حمله كنند. پيرمرد نجدى (با خوشحالى) گفت: به خدا رأى صحيح همين است و اين پيشنهاد به اتّفاق عموم پذيرفته شد.
✅ جبرئيل فرود آمد و به پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» دستور داد كه شب را در بستر خويش نخوابد. پيامبر شبانه به سوى #غار_ثور حركت كرد و سفارش نمود على «عليه السّلام» در بستر او بخوابد، تا كسانى كه از درز در مراقب بستر پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» بودند او را در بسترش خيال كنند و تا صبح مهلت دهند و او از منطقۀ خطر دور شود.
✅ هنگامى كه صبح شد و به خانه ريختند و جستجو كردند على «عليه السّلام» را در بستر پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» ديدند و به اين ترتيب خداوند نقشههاى آنان را نقش بر آب كرد. پيامبر سه روز در غار ماند. و هنگامى كه دشمنان همه بيابانهاى مكّه را جستجو كردند و خسته و مأيوس بازگشتند او به سوى مدينه حركت كرد.
🦋💠🦋💠🦋💠🦋💠🦋
@Tafsirenemooneh
💐💐🍃💐💐🍃💐💐🍃
#تفسیر: (آيه ٤٢) :
🔺قرآن به تناسب سخنى كه از «#يوم_الفرقان» (روز جنگ بدر) در آيۀ قبل آمده بود جزئيات ديگرى از اين جنگ را به خاطر مسلمانان مىآورد تا به اهميّت اين نعمت پيروزى بيشتر واقف شوند.
🔺 نخست مىگويد: «آن روز شما در طرف پايين و (نزديك مدينه) قرار داشتيد و آنها در طرف بالا و دورتر» (إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى). در اين ميدان مسلمانان در سمت شمالى كه نزديكتر به مدينه است قرار داشتند، و دشمنان در سمت جنوبى كه دورتر است.
🔺 سپس مىگويد: «كاروانى را كه شما در تعقيب آن بوديد (كاروان تجارتى #قريش و #ابوسفيان) در نقطۀ پايينترى قرار داشت» (وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ).
🔺 از همۀ اينها گذشته تعداد نفرات و امكانات جنگى مسلمانان در مقابل دشمن از هر نظر كمتر و ضعيفتر بود و در سطح پايينترى قرار داشتند و دشمن در سطح بالاتر، لذا قرآن اضافه مىكند: «شرايط چنان بود كه اگر از قبل آگاهى داشتيد و مىخواستيد در اين زمينه با يكديگر وعده و قراردادى بگذاريد حتماً گرفتار اختلاف در اين ميعاد مىشديد» (وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعادِ). زيرا بسيارى از شما تحت تأثير وضع ظاهرى و موقعيّت ضعيف خود در مقابل دشمن قرار مىگرفتيد و با چنين جنگى اصولاً مخالفت مىكرديد.
🔺 ولى خداوند شما را در مقابل يك عمل انجام شده قرار داد «تا كارى را كه مىبايست انجام گيرد تحقّق بخشد» (وَ لكِنْ لِيَقْضِيَ اللّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً).
🔺 تا در پرتو اين پيروزى غير منتظره و معجزآسا حقّ از باطل شناخته شود «و آنها كه گمراه مىشوند با اتمام حجّت باشد و آنها كه راه حقّ را مىپذيرند با آگاهى و دليل آشكار» (لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ).
🔺 و در پايان مىگويد: «خداوند شنوا و داناست» (وَ إِنَّ اللّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ) . فرياد استغاثۀ شما را شنيد و از نيّاتتان با خبر بود و به همين دليل شما را يارى كرد تا بر دشمن پيروز شديد.
💐💐🍃💐💐🍃💐💐🍃
@Tafsirenemooneh
🥀🥀🌾🥀🥀🌾🥀🥀🌾
🔹آيا شيطان از طريق وسوسه يا از طريق تشكّل ظاهر شد؟
🔹جمعى از مفسّران معتقدند كه شيطان به شكل انسانى مجسّم شد و در برابر آنها آشكار گرديد، در روايتى مىخوانيم: #قريش به هنگامى كه تصميم راسخ براى حركت به سوى ميدان بدر گرفت ابليس در چهرۀ «سراقة بن مالك» كه از سرشناسهاى قبيلۀ «بنى كنانه» بود به سراغشان آمد و به آنها اطمينان داد كه با شما موافق و هماهنگم و كسى بر شما غالب نخواهد شد و در ميدان بدر شركت كرد.
🔹 نظير آن را نيز در داستان هجرت پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» و آمدن پيرمردى در شكل مردى از «نجد» در «دار الندوه» قبلاً خوانديم.
🥀🥀🌾🥀🥀🌾🥀🥀🌾
@Tafsirenemooneh
🍃🍂🌹🍃🍂🌹🍃🍂🌹
#شأن_نزول: (آیه ۹) :
🌀جمعى از سران #قريش، دو نفر از ياران خود را براى تحقيق دربارۀ دعوت پيامبر اسلام«ص» به سوى دانشمندان #يهود در #مدينه فرستادند، تا ببينند آيا در كتب پيشين چيزى در اين زمينه يافت مىشود؟
🌀 آنها به مدينه آمدند و با علماى يهود تماس گرفتند؛ علماء يهود به آنها گفتند: شما سه مسأله را از محمّد «صلّى اللّه عليه و آله» سؤال كنيد، اگر همه را پاسخ كافى گفت، پيامبرى است از سوى خدا وگرنه مرد كذّابى است كه شما هر تصميمى دربارۀ او مىتوانيد بگيريد.
🌀 نخست از او سؤال كنيد: ⚡️داستان آن گروهى از جوانان كه در گذشتۀ دور، از قوم خود جدا شدند چه بود؟ زيرا آنها سرگذشت عجيبى داشتند! ⚡️و نيز از او سؤال كنيد: مردى كه زمين را طواف كرد و به شرق و غرب جهان رسيد كه بود و داستانش چه بود؟⚡️ و نيز سؤال كنيد: حقيقت روح چيست؟ آنها خدمت پيامبر رسيدند و سؤالات خود را مطرح كردند.
🌀پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» فرمود: فردا به شما پاسخ خواهم گفت(ولى انشاء اللّه نفرمود). پانزده شبانه روز گذشت كه وحى از ناحيۀ خدا بر پيامبر نازل نشد، اين امر بر پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» گران آمد، ولى سرانجام #جبرئيل فرا رسيد و سورۀ كهف را از سوى خداوند آورد كه در آن داستان آن گروه از جوانان و همچنين آن مرد دنيا گَرد بود، به علاوه آيۀ «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ......» را نيز بر پيامبر نازل كرد.
📚برگزیده تفسیر نمونه📚
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Tafsirenemooneh
💠⚜💠⚜💠⚜💠⚜
#تفسیر: (آيه ٦٠) : سرگذشت شگفتانگيز #خضر و #موسى:
🔺 جمعى از #قريش خدمت پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» رسيدند و از عالمى كه موسى «عليه السّلام» مأمور به پيروى از او شد سؤال كردند، اين آيه و چهار آيۀ بعد از آن نازل شد.
🔺 اصولاً سه ماجرا در اين سوره آمده كه هر سه از يك نظر هماهنگ است: ماجراى #اصحاب_كهف كه قبل از اين گفته شد، داستان موسى و خضر، و داستان #ذوالقرنين كه بعد از اين مىآيد.
🔺اين هر سه ماجرا ما را از افق زندگى محدودمان بيرون مىبرد و نشان مىدهد كه نه عالم محدود به آن است كه ما مىبينيم، و نه چهرۀ اصلى حوادث هميشه آن است كه ما در برخورد اوّل در مىيابيم.
🔺 در ماجراى موسى و خضر، يا به تعبير ديگر عالم و دانشمند زمانش، به صحنۀ شگفتانگيزى بر خورد مىكنيم كه نشان مىدهد: حتّى يك پيغمبر #اولواالعزم كه آگاهترين افراد محيط خويش است باز دامنۀ علم و دانشش در بعضى از جهات محدود است و به سراغ معلّمى مىرود كه به او درس بياموزد.
🔺 آيه مىگويد: «بخاطر بياور هنگامى را كه موسى به دوست خود گفت: من دست از جستجو بر نمىدارم تا به محلّ تلاقى دو دريا برسم هر چند مدّت طولانى به راه خود ادامه دهم» (وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً).
🔺 منظور از «فتيه» در اينجا #يوشع_بن_نون» مرد رشيد و شجاع و باايمان #بنى_اسرائيل است، #مجمع_البحرين به معنى محلّ پيوند دو درياست و منظور محلّ اتّصال #خليج_عقبه با خليج #سوئز است كه اين دو خليج به #درياى_احمر متّصل مىشوند.
📚برگزیده تفسیر نمونه📚
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Tafsirenemooneh