درود و خداقوت
من یه معلم بازنشستهام و از حدود ۴۰۰ شماره تلفن داخل گوشیم، نزدیک به نیمی از اونها متعلق به دانشآموزام هست. اونها در مناسبتها یا گاهگاهی بهم زنگ میزنن، حضوری حالم رو میپرسن، در شبکههای اجتماعی جستجو و پیدام میکنن و حسابی شرمندهم میکنن.
همکار و دوست عزیزی داشتم که سال ۱۳۸۰ فوت کرد. ایشون به من گفت اگر بچههایی رو که دور و برت میبینی، بچهٔ خودت ندونی، اذیت میشی و از محل کارت خسته و کلافه به خونه میری و خانواده هم از ناراحتی تو اذیت میشن.
اینها همه مثل بچههای خودمون هستند. اگر اونها رو با این دید نگاه کنی ابدا خسته نمیشی، شاید جسمت خسته بشه، اما روحت همیشه شاداب و پر انرژی خواهد بود.
الهی نور به قبرش بباره زندهیاد «عباس قهرلو» همکار و دوست گرامی من.
هر سال تابستانها در دوران تحصیل و تدریس، خواب مدرسه را میدیدم و هنوز هم دلم برای مدرسه ضعف میره. اما به من بازنشسته آنقدر نمیدن که کرایه رفت و آمدم تامین بشه. ای کاش میشد دوباره به کلاس درس برگردم، ای کاش ... !
#پیام_مخاطب
#فرسایش_شغلی
همه اپیزودهای تختهسیاه که تا حالا منتشر شده، اینجا در دسترس شماست. روی لینکها بزنید و گوش کنید👇
0️⃣نقشه راه پادکست تختهسیاه
1️⃣چرا دانشآموزان، مدرسه را دوست ندارند؟
2️⃣در مدارس ژاپنی چه میگذرد؟
3️⃣روایتی از رنج و امید کودکان جنگ
4️⃣آموزش بدون استرس
5️⃣تربیت سیاسی
6️⃣مدرسهای برای فردا
7️⃣دنیای اسرارآمیز سادبریولی
8️⃣فرسایش شغلی معلما
راستی میتونید تختهسیاه رو توی کستباکس هم دنبال کنید👇
لینک کستباکس
برای حمایت از تختهسیاه، میتونید از لینک زیر استفاده کنید👇
حمایت از تختهسیاه
ممنون که همراه ما هستید. ❤️
#پادکست_تختهسیاه👇
@takhtesiah_podcast
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥استاد علی صفائی:
مشکلات موضوع کار ما هستند نه مانع کار ما...
هممون میدونیم که توی مسیر کاری، زخمها و چالشها همیشه هستن. ولی وظیفه ما این نیست که باهاشون زندگی کنیم؛ باید درمانشون کنیم. همونطور که بعضی از معلمای عزیز توی نظراتشون گفتن، راهش اینه که خلاق و پرانرژی جلو بریم، نه اینکه فرسایش شغلی بشه بخشی از هویتمون. 🌱💪
راستی شما چطور با چالشهای کاریتون روبهرو میشید و اونا رو دور میزنید؟
نظرات و تجربههاتون رو از طریق آیدی زیر با ما درمیون بذارید:
@takhtesiahadmin
#پادکست_تختهسیاه👇
@takhtesiah_podcast
سلام وقت شما بخیر
سال ششم هست که معلمم . دانشگاه فرهنگیان درس خوندم.
میدونم مدرسهمون خیلی امکانات نداره، بودجهبندی درسها و بخشنامهها و زمان کم و انتظارات والدین و.... همه رو میذارم یه طرف و میگم حالا من برای اینکه اوضاع یه چند درجه بهتر بشه چه کاری میتونم بکنم . این کار هم باعث پیشرفت من میشه هم حالم رو بهتر میکنه و هم برای بچهها خوبه.
خودمم گاهی خسته میشم، اما گاهی تو همین اضافهکاریها ممکنه یه دریچهی پیشرفت کاری برای ما باز بشه (منظورم اصلا ارتقا درجه در آموزش پرورش نیست)، یه راه شغلی که نیازمون فقط به حقوق آموزش پرورش نباشه. البته این کار از تمرکز ما توی مدرسه کم میکنه. اما ما پیشرفت میکنیم و این باعث میشه حال بهتری داشته باشیم و همینطور اعتبار بیشتری. می دونم که در عمل این کار خیلی سخته اما میشه.
به قول یه استادی میگفت الان دیگه احترام اکتسابیه نه انتصابی یعنی من معلم فقط چون معلمم کسی برام احترام نمیذاره، واقعا این یه مقداری خودمون هم مقصر هستیم درسته سیستم آموزش پرورش مطابق نیاز روز پیشرفت نمیکنه اما ما خودمون باید بلند شیم و یه کاری بکنیم تا اعتبار خودمون رو به دست بیاریم.
#پیام_مخاطب
#فرسایش_شغلی
شما هم تجربههای خودتون درمورد مدیریت و بهبود فرسایش شغلی رو با ما درمیون بذارید👇
@takhtesiahadmin
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥معلمی، پیشهی عاشقپیشهها است...
پاییز فصل عاشقی کردنه و روز اول مهر، عاشقپیشهترین آدمای روی زمین آماده میشن تا یه صفحهی خاص از زندگی شکوفههای حیات بشر رو ورق بزنن
بله، ممکنه که خیلیامون خاطرههای خیلی خوبی از بعضی معلما نداشته باشیم اما یادمون نره که چه دانشآموز باشیم چه والدین، دیروز و امروز و فردای زندگی خودمون و ملتمون رو مدیون عشقورزی این عاشقپیشههاییم
این که توقع داریم معلما، بهترین باشن، توقع درستیه ولی اینم هست که ما هم چه به عنوان والدین چه به عنوان دانشآموز باید توی این بهترین بودن و بهترین موندن، کمک حالشون باشیم
بیاید برای یه لحظه، همینطور که خاطرههای تلخ و شیرینمون از روز اول مهر رو مرور میکنیم، با خودمون و خدای خودمون عهد ببندیم که هرکدومون به قدر وسعمون برای بهتر شدن و عاشقانهتر شدن محیط کلاسای درس و مدرسه، تمام تلاشمون رو بکنیم
دقت کنید، چه خاطرههای تلخ چه خاطرههای شیرین، همهشون کارکرد خاص خودشون رو توی این ماموریت درونی و قلبی دارن...
اگر مایل باشید، میتونید خاطرههاتون از روز اول مهر رو با ما درمیون بذارید:
@takhtesiahadmin
#پادکست_تختهسیاه👇
@takhtesiah_podcast
🔴بحران فرسودگی شغلی و کمبود نیرو در مدارس آمریکا و استرالیا
آیا تاحالا به ترک حرفه معلمی فکر کردید؟ اگر پاسختون مثبته، تنها نیستید! طبق گزارش جدید سایت ABC News، بحران کمبود معلم به شدت سیستم آموزشی استرالیا و آمریکا را تحت تاثیر قرار داده و بیش از ۸۰٪ از معلمان در سال گذشته به ترک شغل خودشون فکر کردن...!!!
بر اساس گزارش "لیست اولویتهای مهارتی ۲۰۲۳"، این کمبود در مقاطع مختلف، از پیشدبستانی تا دبیرستان، در تمام ایالتها مشاهده شده و عمدهترین دلیل این بحران، فرسودگی شغلی است. فشار کاری زیاد، عدم تعادل بین کار و زندگی، و نبود حمایتهای لازم، طاقت معلما رو طاق کرده.
با اینکه دولتها تلاش میکنن تا این بحران رو مدیریت کنن، متخصصین هشدار میدم که تنها اتکا به این راهحلها کافی نیست و بدون توجه به نیازهای سیستم آموزشی، اوضاع بهتر نخواهد شد.
اگر شما هم به دنبال راهی برای مدیریت فرسودگی شغلی و ادامه مسیر معلمی هستید، حتماً اپیزود هشتم "تختهسیاه" رو دنبال کنید؛ جایی که به بررسی علل و راهحلهای این چالش پرداختیم.
میتونید گزارش کامل ABC NEWS رو از لینک زیر مطالعه کنید:
لینک گزارش
----------
پینوشت: این جور گزارشها یه تلنگر جدی به مسئولین و اوناییه که تو حوزه سیاستگذاری آموزش و پرورش نقش دارن. درسته که همیشه از معلما انتظار داریم با چالشها بجنگن و سعی کنن مشکلاتو به روش خودشون مدیریت کنن، اما واقعیت اینه که توی لایه سیاستگذاری هم باید یه تغییر جدی ایجاد بشه و الا توی کشور ما هم چالش ترک شغل، خیلی دور از ذهن به نظر نمیرسه...
#پادکست_تختهسیاه👇
@takhtesiah_podcast
سلام.وقت بخیر.
نظرات رو درباره فرسایش شغلی خوندم،من معلم نیستم. یه مادرم؛
راستش درسهای کتابهای درسی رو خیلی یادم نمیاد، اما درسهای زندگی رو که از تکتک معلمام گرفتم خوب یادمه تا جاییکه هنوز عاشق شغل معلمی هستم!
اون دلسوزی و اعتماد و امنیتی که از جانب اونا دریافت کردم، سبب شده که به پسر کلاس چهارمم هر سال یادآوری کنم:
معلم مادر دوم شماست و ضمن احترام میتونی بهش اعتماد کنی!
فرسودگی همه جا هست، حتی در مادری کردن برای جگر گوشههامون!!
بودنش هم برای اینه که به ما یاد داده نشده چطور در بهبوهه مشکلات حالمونو خوب کنیم!!چطور مشکلات و موانع رو مثل یه مسئله ریاضی ببینیم که وقتی حل میکنیم خوشحال میشیم و میگیم خوب مسئله بعدی لطفا!!!
ما با پیدا کردن راهحل برای موانع، ساخته میشیم وگرنه هر روز در هرجای زندگی به یه سری موانع جدید برنمیخوردیم!!!
مطمئن باشید حتی اگه فرصت پیاده کردن ایدههاتونو نداشته باشید این رفتار و منش شماست و طریقه صبر و برخورد با مسائل شماست که در دل و ذهن دانش آموزتون میمونه!!
#پیام_مخاطب
#فرسایش_شغلی
#والدین
May 11
سلام و روز بخیر
من دانشجو معلم سال چهارمم و دبیری میخونم
یه هفته از مهر میگذره و ما معلق نگه داشته شدیم و نمیدونیم قراره این سال رو مثل یه دانشجوی واقعی به دانشگاه بریم و یا به دلیل کمبود فضای خوابگاهی فرهنگیان، ترممون رو مجازی بگذرونیم.
پارسال هم بچههای دبیری سال آخر، به بهانهی کمبود نیرو از دانشگاه رونده شدن.
آموزش و پرورش حمایتی از دانشجو معلمها نداره؛نیرو میگیره بدون اینکه هیچ خوابگاهی رو تامین کنه و من دارم میبینم که بچهها با چه انگیزه بالایی وارد این عرصه میشن و با چه میزان از (دریافت احترام!!) فارغالتحصیل میشن و به مدرسهها برای کار میرن!
در چنین شرایطی، دوام آوردن و از دست ندادن امیدها و ایدههایی که روزگاری برای معلمی در سر میپروروندیم خیلی سخته؛ چون ما انتظار داشتیم که دست کم باور کنن دانشجوییم!!!
#پیام_مخاطب
#فرسایش_شغلی
🔴سی سال گذشت...
1️⃣قسمت اول
وقتی برای اولین بار وارد کلاس شدم و دانشآموزان تمام قد از جا بلند شدند و سلام دادند
دستها و پاهایم شروع به لرزیدن کرد...
آنچه در دانشگاه خوانده بودم و آنچه در واقعیت میدیدم زمین تا آسمان با هم فرق داشت
و من دخترک جوان و ناپختهای که دوست داشت هنوزم شیطنت کند و با در و دیوار حرف بزند، اما حالا معلم شده بود و معلم بودن کار آسانی نبود...
وقتی وارد کلاس شدم و بیست جفت چشم کنجکاو را دیدم که نصف نگاهشان به سمت من و نصف دیگر بند به بیرون کلاس است از استرس آنقدر بیحال شدم که بچهها برایم آب قند آوردند و من با عذرخواهی از بچهها سعی کردم خودم را جمع و جور کنم...!!
من ناخدایی بودم که نمیدانستم مقصد نهایی مسافرانم کجاست...
چه باید می گفتم و چگونه رفتار می.کردم با دخترکانی که شادی و غم همزمان در صورتهایشان موج میزد و احساسشان بلاتکلیف پشت نیمکتها کشته میشد و تمام دلخوشیشان شیطنت کردن وسط کلاس بود...
و داستان اینگونه آغاز شد...
#پیام_مخاطب
#فرسایش_شغلی
#قسمت_اول
🔴سی سال گذشت...
2️⃣قسمت دوم
یه روز بچهها در کلاس موشک کاغذی پرت میکردند و من هم با آنها مسابقه گذاشتم تا کدامیک برنده خواهیم شد معلم یا بچهها...
معاون سراسیمه و بدون در زدن وارد کلاس شد و گفت؛ شما اینجایید..!!!
فکر کردم کلاس معلم ندارد!
نمیدانم کجای قانون جهان نوشته شده بود که کلاس داری یعنی خفه کردن بچهها و سکوت مطلق کلاس؟؟!!
آن روز به نظر مدیر و همکاران با تجربهام، من چه دبیر بیتجربه و بیدرایتی بودم ...!!
درحالیکه من فقط میخواستم برای چند دقیقه، در بازی و شادی بچهها شریک شوم و به آنها بیاموزم شاد بودن اولین حق آنها در مدرسه هست...!!
اما معلمی که خود اجازه شادی نداشت چگونه میتوانست بچههایش را شاد کند...!!!
#پیام_مخاطب
#فرسایش_شغلی
#قسمت_دوم