بنظرم صفحه ۶۷ قرآن رو باید بارها و بارها بخونیم ،
همراه با تفسیر ، همراه با تأمل ..
نجوایِدوطلبه؛
_
هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، [بگو:] یقیناً من نزدیکم، دعای دعا کننده را زمانی که مرا بخواند اجابت می کنم؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا [به حقّ و حقیقت] راه یابند [و به مقصد اعلی برسند].
|#تدبر
نجوایِدوطلبه؛
؛
خدا آقا شیخ محمد حسین را رحمت کند! می فرمود: از آن ها نباشید که از قلم افتاده اند. بعضی ها از قلم افتاده اند.
اصلا قلبی در کار نیست اما آنکه قلب دارد، اگر چنانچه به غیر از پروردگار توجه کند، قلبش گرفتار حجاب می شود. تا آن تشخّص، انانیت، خودیت، نفسیت، از بین برود حق معلوم نمی شود! به سقراط گفتند:
چه زمانی حکمت و دانش و علوم حقیقیه در قلب شما مستقر شد؟ گفت: « مُذ حَقَّرتُ نَفسی »؛ وقتی که من خودم را هیچ دانستم.
| #مواعظ¹ آیت الله حق شناس
خواستن خدا یعنی چه؟ یعنی یک نفر را خدا میخواهد یک نفر را نمی خواهد؟ با بعضی ها یک نظر خاصی دارد آنها را میکشاند میبرد بعضیها را پس میزند؟ این جور نیست قضیه اراده خدا و مشیت خدا - در موارد معمولی البته - جز در قالب علتهای طبیعی و عادی جلوه گری نمیکند شما اگر چنانچه خواستید، تصمیم گرفتید پای یک سخن هدایتگر و روشنگر نشستید و هدایت شدید خدا خواسته بود که هدایت بشوید همین شما اگر تنبلی کردید اگر سستی کردید، اگر راه فهمیدن را روی خودتان بستید خدا اراده کرده بود که شما نفهمید اراده کردن خدا به این معناست که وسایل و اسباب عادی پیش آمده یا نیامده اگر با اراده شما با خواست شما وسایل و علل عادی پیش آمده برای انجام گرفتن این معلول اینجا خدا خواسته اگر چنانچه شما نخواستید پیداست که خدا نخواسته؛ نه اینکه نخواستن خدا موجب بشود شما اراده نکنید نه شما در اراده کردن آزادید. خدا نخواسته یعنی علت لازم مترتب نشده این معنی خدا نخواسته. خب چرا آن چیزی که به علتها مربوط است ما به خدا نسبت میدهیم؟ برای خاطر اینکه خدا آفریننده علت هاست به این دلیل این «من یشاء» ها در همه جای قرآن از این قبیل است و مفصلاً توضیح دادم در موارد دیگری به مناسبتهای دیگری حالا هم یک اشاره ای کردم.
| #طرحکلیاندیشهاسلامیدرقرآن
بین الطلوعین با برکتی بود .
کارهای سخت روزمو انجام دادم و حالا میتونم با احساس بهتری به ادامهِ روزم بپردازم ، شکر : )
از صبح مشغولم به شلوغی های جمع ، ولی احساس میکنم دیگر هیچ چیز جز خلوت با خود آرامم نمیکند ، باید نسخه ای بپیچد برایم ربِّ من متفاوت از روزمرگی هایم ، دارای اندکی سکوت ، صبر ، کتاب ، با چاشنیِ آرامشی از جنس خودش ؛ طاقتم طاق شده و بخاطر کلمه ای که میخواهم تمام زندگی را ورق زده ام ، نیست که نیست ! انگار اصلا این حوالی نیست ، انگار باید بیشتر به درونِ دل رجوع کنم ، انگار باید این من له شود و دیگری جایگزین شود ؛ بهم ریخته ام ، مانند نوشته هایم .
| #نجوایدل